Saturday, 18 July 2015
27 November 2020
پانوراما

«منصب داروغه در ایران»

2012 October 21

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

واژه‌ی «داروغه» از لغت «درو» مغولی به معنی «فشار دادن» و «مهر کردن» گرفته شده است. این واژه در سلسله مراتب دیوانی مغولان به منصب مهمی اشاره داشت. اصطلاح داروغه برای نخستین بار در روزگار ایل‌خانان مغول وارد تاریخ ایران شد و تا اوایل قرن بیستم مورد استفاده قرار می‌گرفت. این اصطلاح هم‌چنین در زمان صفویان به هندوستان و گرجستان نیز راه یافته بود. در زمان ایل‌خانان و تیموریان به تدریج به جای اصطلاح شحنه نشست و شامل تمام نهادهای مشابه آن می‌شد؛ اما تا زمان تیموریان ذکر زیادی از داروغه در منابع نشده است. به نظر می‌رسد که این اصطلاح در خصوص ماموری به کار می‌رفته که کم و بیش به شهردار شهر شباهت داشته است. او از نظر اهمیت، زیردست حاکم محسوب می‌شد؛ و مسائل جزیی دادگستری به عهده‌ی او بود. در بعضی از ولایات وضع مالیات نیز بر عهده‌ی او بوده است. در فرمانی که متعلق به قرن نهم هجری است و «فیض‌آباد» یکی از نواحی بلخ را از پرداخت مالیات معاف داشته، معافیتی که درمیان چیزهای دیگر ارایه شده با عنوان «داروغانه» مشخص شده است.

در دوره صفویان داروغه در میان سایر مناصب، شامل حاکم شهر می‌شده است؛ رابطه‌ی دقیق داروغه در شغل حاکم شهری خود با حاکم ایالتی که همان شهر در آن قرار داشته به وضوح مشخص و معلوم نیست. «تاورنیه» در سفرنامه‌ی خود می‌گوید که شاه در هر ایالت یک نفر «دیوان‌بگی» دارد و حاکم ایالت یک نفر داروغه را تحت نظر دیوان‌بگی قرار می‌دهد. او در ادامه می‌نویسد تحت نظر داروغه «اتاس‌ها» (یعنی عسس) قرار دارند که نوعی از «گشت» می‌باشند و شب‌هنگام در کوچه‌ها و خیابان‌ها می‌گردند تا مانع بی‌نظمی شوند و تمام کسانی را که در ساعات غیرمجاز در بیرون به سر می‌برند، در صورت ارائه ندادن مجوز، راهی زندان می‌کنند. اما «شاردن» نوشته است که داروغه‌ها به طور مستقیم از سوی شاه انتخاب می‌شوند و مستقل از حاکم ایالات می‌باشند.

داروغه به طور اعم تعلق به سلسله مراتب نظامی و آن‌هایی داشته که اغلب اوقات داروغه از میان آن‌ها انتخاب می‌شده و به احتمال در زمره‌ی نظامیان هم بوده‌اند.

طبق گفته تاورنیه، داروغه با سارقین، منازعه و قاتلین سروکار داشت ؛ او دارای قدرت بستن خانه‌های فساد و فسق و فجور و فلک‌کردن فاسقان و یا جریمه‌کردن آن‌ها بود. در کتاب «تذکره الملوک» نویسنده درحالی‌که وظایف داروغه اصفهان را برمی‌شمارد، می‌نویسد: «… معمول بر این بود که او سه ساعت پس از غروب آفتاب، ساعتی در قیصریه بنشیند و سپس قسمتی از شهر را هر شب شخصن هم‌راه با مامورین خود بگردد و محلات دیگر را به احداث( یا همان میر شب) و سایر ماموران بسپارد. اگر شب‌هنگام سرقتی در یکی از محلات شهر صورت می‌گرفت، احداث باید آن را روز بعد به اطلاع داروغه می‌رسانید. اگر احداث پول مسروقه را کشف می‌کردند پس از برداشتن یک سوم آن که در عرف، حق مسلم آن‌ها بود، دو سوم دیگر را با اطلاع دیوان‌بگی و داروغه به صاحبش پس می‌دادند. به نظر می‌رسد که مدت معمولی مقام داروغه در زمان صفویه دو سال بوده باشد. در عهد صفویه هم‌چنین اصطلاح داروغه برای اشاره به نوعی از رئیس دبیران به کار می‌رفت که بر کارکنان دوایر بزرگ حکومتی نظارت داشت؛ برای مثال از آن‌ها می‌توان داروغه‌ی فراش‌خانه و داروغه دفترخانه را نام برد.

داروغه به طور اعم تعلق به سلسله مراتب نظامی و آن‌هایی داشته که اغلب اوقات داروغه از میان آن‌ها انتخاب می‌شده و به احتمال در زمره‌ی نظامیان هم بوده‌اند. برای نمونه چنین می‌نماید که در زمان تیموریان داروغه از میان 32 خانوار برجسته قبیله‌ای انتخاب می‌شده است. در اواخر صفویه در اصفهان منصب داروغه‌ی شهر به طور انحصاری در اختیار گرجی‌های خاندان سلطنت بوده است. چنین می‌نماید که وظایف عمده‌ی داروغه در ایران قرن هجدهم و نوزدهم میلادی، دنباله وظایف یک نفر افسر پلیس بوده باشد. «فرانکلین» که کتابش را در سال 1787 میلادی نوشته در توصیف از منصب داروغه می‌نویسد: «داروغه یا قاضی پلیس قیمت ارزاق عمومی را در شیراز با صداقت تمام تعیین می‌کند و بر هر کالایی قیمت ثابتی می‌گذارد و هیچ‌یک از فروشندگان جرات عدول از این نرخ‌ها را ندارند زیرا بلافاصله بینی و یا گوش خود را از دست می‌دهند؛ یک چنین تنبیهی فقط در این مورد تخلفات انجام می‌شود؛ و با همین تنبیهات است که ساکنین فقیر شهرها و روستاها از تحمیل قیمت‌های زیاد بر ارزاقی که لازمه معاش روزانه است در امان هستند.»

وظایف و اختیارات قانونی داروغه تا زمان انقلاب مشروطیت هم‌چنان ادامه یافت. مراقبت از نظم و نظام شهرها برعهده‌ی داروغه بوده و بازار دارای داروغه ویژه‌ای بود که درواقع رییس واقعی آن به‌شمار می‌رفت؛ او شب‌هنگام بازار را می‌پایید و بعد درخصوص سرقت‌هایی که در آن‌جا صورت می‌گرفت حساب پس می‌داد؛ به همین دلیل و به خاطر همین خدمت او، هر مغازه‌ای روزانه یک شاهی به او پرداخت می‌کردند. شهر تبریز چندسال پس از اعلان مشروطیت به پانزده بخش و چهارده محله تقسیم می‌شد که یکی از آن‌ها بازار بود. هر محله‌ای برای خود کدخدایی داشت؛ حفظ نظم بازار به داروغه و ماموران او به نام «داروغه‌شاگرد» سپرده شده بود که بازار را در شب می‌پاییدند.

در قرن بیستم هم‌پای انقلاب مشروطیت، تحولات عمده‌ای در قوانین حکومتی رخ داد. منصب داروغه هنوز در اوایل دوره مشروطیت گاه‌گاهی در بعضی از شهرها دیده می‌شد؛ اما مقام او یک مقام غیررسمی شده بود و وظایف مختلف وی در خلال زمان به یک نیروی پلیس(شهربانی) که براساس الگوهای غربی تشکیل شده بود و نیز به شهرداری منتقل شد و وظیفه او درخصوص گروه‌های عشیره‌ای هم به ارتش انتقال یافت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,