شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
01 September 2016
دگردیسی در مهاجرت

«رنگ‌های مهاجرت»

۱۳۹۱ آبان ۰۳

نازی حسامی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

قدیم‌ترها که خیلی بچه بودم، فکر می‌کردم خارج اسم یک کشور است و هر کس به خارج می‌رود خیلی آدم خاص و البته خوشبختی است.

بزرگ‌تر که شدم، فهمیدم خارج شامل کشورهای مختلفی است و به هر جا غیر از ایران، خارج می‌گویند. اما هنوز هم فکر می‌کردم آدم‌هایی که به خارج می‌روند کارشان درست است.

باز هم گذشت تا متوجه شدم همه آدم‌هایی که به خارج می‌روند خاص یا خوشبخت نیستند. اما خیلی گذشت تا بفهمم که برای برخی خارج رفتن، نه یک انتخاب، که یک اجبار یا اتفاق است.

امروز مهاجرت یا همان خارج رفتن، به نظرم پدیده‌ای چند رنگ می‌آید. می‌توانم بگویم از لحظه‌ای که آدم‌ها برای مهاجرت تصمیم می‌گیرند، مهاجرتشان سیاه، سفید یا بی رنگ است.

مهاجرت سفید

می‌شود گفت که این نوع مهاجرت، بهترین نوع آن است. یا حداقل در آغاز راه، بهترین نوع است. در این حالت شما براساس شرایط و مقتضیات زندگی خود و اهدافی که دارید، تصمیم می‌گیرید که از کشورتان مهاجرت کنید. شاید یک تاجر باشید که برای پیشرفت کارتان دست به مهاجرت بزنید. یا جوینده کار و دانشی که برای ادامه تحصیل  و کسب موقعیت شغلی بهتر مهاجرت می‌کند. و یا برای تضمین آینده فرزندتان چنین اقدمی کنید. یا حتا به کشور دیگری دعوت بشوید. ازدواج کنید و بنا به مقتضیات و شرایط همسرتان، مکان زندگی‌تان را تغییر دهید. و خلاصه طبق برنامه‌ای که برای زندگی‌تان دارید، زندگی در خارج از ایران را انتخاب کنید. همه چیز را از قبل بسنجید، امکانات و شرایط را آماده کنید و به سوی زندگی جدید بروید.

البته سفید بودن این نوع مهاجرت، به این معنی نیست که همه چیز عالی خواهد بود. نکته این نوع در اینجاست که شما براساس انتخاب خود و برای رسیدن به شرایط بهتری که پیش رو دارید دست به این عمل می‌زنید. و البته قطعن این مسئله باعث نمی‌شود که مشکلات متداول مهاجران را در سازگاری اولیه با محیط، نداشته باشید.

مهاجرت سیاه

به کار بردن کلمه سیاه برای این نوع مهاجرت، به معنی سختی یا دچار شدن به بدبختی نیست. در این‌جا سیاه، کلمه‌ای است در مقابل سفید. اگر مهاجرت سفید را مهاجرت اختیاری فرض کنیم، این نوع مهاجرت، به شکلی اجباری است. به یاد بیاورید کسانی را که طی سال‌ها برای کار و کسب درآمد از ایران به ژاپن می‌رفتند و شرایط سخت را به جان می‌خریدند. یا کسانی که به دلیل مشکلات سیاسی، ناچار به ترک خانه خود می‌شدند. و یا افرادی که در سراسر جهان، در اثر جنگ، آواره و ناچار به مهاجرت می‌شوند. قطعن نمی‌توان گفت که حداقل در قدم اول، این افراد براساس برنامه ریزی بلند مدت و انتخاب خودشان دست به این کار زده‌اند اما شاید بتوان گفت که رنگ هجرتشان نه سیاه و نه سفید، که گاهی خاکستری بوده است. به این معنا که بین انتخاب‌های محدودی که داشته اند، مهاجرت را برگزیده‌اند. مثلن کسی که مشکل اقتصادی یا مشکلات نه چندان حاد سیاسی دارد، در هر حال می‌تواند با تحمل برخی شرایط سخت، در کشور خود هم ادامه حیات دهد اما گاهی این سختی‌ها و فشارها آنقدر زیاد است که او دور شدن را بر تحمل شرایط، ترجیح می‌دهد.

نکته قابل توجه این است که سیاه یا خاکستری بودن مهاجرت، به معنی بد بودن یا سیاه ماندن آن نیست. بسیار پیش آمده که کسانی که به اجبار از کشور خارج شده‌اند، نسبت به آن‌ها که با برنامه ریزی و اختیار دست به این کار زده اند، به موفقیت‌های بیش‌تری رسیده‌اند.

مهاجرت بی رنگ

این نوع مهاجرت خاص کسانی است که همه چیز برایشان علی السویه است. نه تحت سختی و شرایط خاصی هستند و نه برنامه ریزی مشخصی برای زندگی‌شان دارند. براساس پیشامدها و انتخاب‌های ناگهانی حرکت می‌کنند و خوب، این انتخاب گاهی می‌تواند مهاجرت باشد.

آدم‌هایی که براساس پیشنهاد سایرین و یا چشم و هم چشمی و دنباله روی از دیگران یا با پیشامدهای ساده دست به مهاجرت می‌زنند از این دسته‌اند.

البته این گروه هم مثل دو گروه دیگر که احتمال تغییر رنگ دارند، به مرور راهشان معلوم می‌شود و رنگی به خود می‌گیرند.

در هر حال آن‌چه مسلم است، شروع مهاجرت، هر رنگی که داشته باشد، مثل هر حرکت بزرگی که برای زندگی‌مان انجام می‌دهیم، آن‌قدر بالاو پایین و پیچیدگی دارد که می‌تواند دچار تغییر و دگرگونی شود. هر کدام ما چه به اجبار و چه به اختیار، از کشورمان خارج شده باشیم، در نهایت، در انتخاب این‌که چه انجام دهیم، البته براساس شرایطمان آزادیم و می‌توانیم دنیای جدیدمان را آن‌طور که می‌خواهیم، به هر رنگی بسازیم.

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,