شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
01 September 2016
دایره‌ی شکسته

«استقرار یافتگان همیشه مسافر»

۱۳۹۱ آبان ۰۴

 مهشب تاجیک / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

انسان کوچنده‌ی پیش از آن غارنشین و بعد از آن یک‌جا نشین و بعدترها که به ما می‌رسد شهرنشین، زندگی را طوری به خود گرفته است که در نهایت خود را به چهارمیخ قطعیت وضعیت حضور کوبانده است. در این بستر اگر از سیالیت حضور و یا رضایت از تغییر مداوم سخن بگوییم، حقیقتی را از میانه پاک کرده‌ایم و به‌جای آن چیزی را نشانده‌ایم که از آن خبری نیست. خبر را می‌توان از سفت کردن پایه‌ی خانه‌های مستحکم گرفت و می‌توان به سفت کردن جای پا در هر مکانی توجه کرد. آدمی در خاک ریشه می‌دواند، رشد می‌کند، جوانه می‌زند، برگ می‌دهد، میوه می‌دهد و نمی‌تواند کنده شود و جای دیگری خود را بکارد چرا که آدمی در آرزوی تثبیت و ماندگاری است هرچقدر هم که بگوید در پی تغییر و تحول و ماندگاری است، در احوال او همین بس است که می‌پسندد خویش را به زمان آینده منتقل کند به‌وسیله‌ی ژنومی که به فرزند خود انتقال می‌دهد.

تا کنون پیش آمده است که به دلیلی خانه‌به‌دوش شده باشید، مجبور به تغییر مکان ناگهانی یا تغییر شیوه‌ی زندگی و قرارگیری در زیست دیگری شده باشید، تا به حال طعم عدم ثبات را چشیده‌اید یا شاید هم از آن دسته‌ای هستید که جابه‌جایی را وجه ثابت زیست خود کرده‌اند ولی همیشه عدم استقرار برای درصد گسترده‌ای از مردم ناخوش‌آیند است و حس‌های بدی را به‌دنبال می‌آورد. عدم استقرار را می‌توان در موارد بی‌شماری جست و جو کرد که لزومن مبتنی‌بر مکان یا قرارگیری فیزیکی نیست مثلن وقتی شما روادید برای کشوری را دریافت نمی‌کنید، ناگهان دچار تزلزل در جایگاه احساسی خود می‌شوید، زمانی که غذایی که سفارش داده‌اید همانی نیست که تصور می‌کردید، زمانی که کاری انجام نمی‌شود، چیزی لنگ می‌ماند و این برای فرد در جایگاه یک پرتگاه عمل می‌کند که او را از مکان استقرار به زیر می‌کشد ولی پرسش این‌جاست که مکان استقرار در کجا قرار دارد و یا حتا آیا می‌توان چیزی را مستقر نامید.

از دیر باز در کشورها و تمدن‌های متخلف مانند مصر سعی بر این بوده است که برای مردگان بارگاه‌های با شکوه ساخته شود هرچند هنوز هم این رسم به‌گونه‌ای فراگیر و در قالبی نمادین و کم‌رنگ‌تر در جریان است، ما کارهای زیادی را برای اطمینان از استتقرار به خرج می‌دهیم و تمامی این دست و پا زدن‌ها برای آرام کردن خودمان است که به خود بگوییم که همه‌چیز رو به راه است. این عدم استقرار را می‌توان در بسیاری از ساکنان خارج از کشور و به خصوص پناهجویان منتظر ویزا مشاهده کرد. نمونه‌ی نخست در کشور مقصد مستقر شده است ولی این ظاهر امر را نشان می‌دهد و همیشه استقرار موازی در محل زیست وجود دارد و به ما یادآوری می‌کند که جای شما این‌جا نیست ولی گزینه‌ی دوم دردناک‌تر است چرا که عدم استقرار در چنین شرایطی هیچ نامی بر خود ندارد و یا هیچ ایستگاه بعدی متصوری وجود ندارد ولی این تمام ماجرا نیست و از اتفاق در این مسیر می‌توان به یک ایستگاه مناسب برای رسیدن به دیدی دیگری دست یافت و آن ترک مکان مستقر و شروع زندگی تازه‌ای است درست آن‌جا که کولی‌وار به‌سوی مکان ناکجا حرکت می‌کنیم و یا به زندگی سابقمان در حالی ادامه می‌دهیم که همیشه آماده‌ی سفریم. این رهایی برای هر فردی از بشر بس است تا بال‌های خود را باز کند و مسیر جدیدی را در پیش گیرد و این همان چیزی است که برای زیستن در هر جایگاهی و در هر مکان مستقر یا خواه نامستقری کفایت می‌کند. همیشه آماده‌ی رفتن بودن، همیشه کوله‌ی سفر را بسته یافته و همیشه راهی که می‌رود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,