Saturday, 18 July 2015
27 November 2020
پانوراما

«حاجی میرزا آقاسی، مظهر نالایقی»

2012 October 26

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

مورخین قاجاری بر این نظرند که «عباس میرزا» ولی‌عهد «فتح‌علی‌شاه» درخصوص تربیت فرزندش «محمدمیرزا»(محمدشاه) سعی بسیاری داشت. از این رو با درایتی سیاسی و نیتی ملی «قائم‌مقام فراهانی» را که محل اعتماد کامل وی بود، در کنار ولی‌عهد قرار می‌داد و به هر دو توصیه می‌کرد با هم هم‌کاری کنند که البته در هیچ ‌یک رغبت اولیه و خواسته‌ای به این هم‌کاری نبود. با این‌که عباس‌میرزا به نقش منفی و بازدارنده‌ی «حاج میرزا آقاسی» در تعامل تربیتی که با ولی‌عهد یافته بود، آگاه بود، تاثیرات ترکیبی صوفی‌مسلکانه و زاهدانه حاجی در شخصیت محمدمیرزا که در تناسب با ساخت شخصیتی او نیز بود، با تکاپوی انگیزشی عباس‌میرزا و قائم‌مقام در پرورش شاهی مقتدر و مستقل مغایرت داشت. ولی‌عهد به توصیه‌ی پدر، قائم‌مقام را به صدارت برگزید. این وزیر با اقتدارخود، راه سخت تسلط‌یابی سلطان را هم‌وار ساخت، اما محمدشاه با قدرناشناسی دستور به قتل صدراعظم داد، تا انگیزه‌ی ناکام در صدارت‌بخشی به حاجی‌میرزا آقاسی را تحقق بخشد. حاجی، ذهن خرافی محمدشاه را مال خود کرده بود و غیر از مقام پیری و مرشدی در نظر شاه، کراماتی نیز بر ذهن پذیرای شاه حک کرده بود. به استناد نوشته‌های مورخین دوره قاجاریه، نه فقط محمد‌شاه بل‌که جماعتی از مردم آن زمان‏ حاجی‌میرزا آقاسی را مصدر کشف و کرامت می‏دانستند.

محمدشاه گویی دین عظیمی از حاجی بر گردن خویش می‌دانست که با تقدیم صدارت ایران و تثبیت مادام‌العمری آن به وی، می‌خواست بخشی را جبران کند. حاجی‌میرزا آقاسی مغرور و فریب‌کار و در روابط فردی ساده‌انگار و در کشورداری ناشایست بود. او از این فرصت بسیار مغتنم که ساخت شخصیتی محمدشاه زمینه مناسبی برای آن فراهم کرده بود استفاده نکرد. موفقیت‌های دو وزیر قبل و بعد او(قائم‌مقام و امیرکبیر) با وجود فرصتی کوتاه و به رغم شاهانی مخالف‌خوان، در مقایسه با او که زمانی به نسبت طولانی بر مسند قدرت و از هم‌راهی مطلق شاه برخوردار بود، به طور مشخص نشان از نالایقی حاجی‌میرزا آقاسی دارد. محمدشاه هم‌راه پدرشجاع و شایسته‌اش عباس‌میرزا در جنگ‌های بسیاری خاصه جنگ دوم ایران و روس که منجر به قرارداد «ترکمان‌چای» شد، شرکت داشت. بعد از وی در اصل، نظامی‌گری و حضور در صحنه‌های جنگ از سوی شاهان قاجاری دنبال نشد؛ محمد‌شاه در حیات پدر و پس از او تکاپویی مجدانه در محاصره و تسخیر هرات داشت و برخی مورخین تسامح و تعلل حاجی‌میرزا آقاسی را که نمی‌توانست در کارهای بزرگ و مهم تصمیم بگیرد موجب عدم موفقیت شاه در جنگ هرات می‌دانند. «اعتماد‌السلطنه» می‌نویسد: «… در وقت محاصره هرات و فتح غوریان حاجی‌میرزا آقاسی چندین خبط‌ و خطا کرد و کار لشکر را به تعویق می‌انداخت و مردم چون عقیدت و نیت خالصانه شاهنشاه غازی را با او می‌دانستند جرات اظهار نداشتند.»

«محمود محمود» در کتاب «تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس» می‌نویسد: «حاجی‌میرزا آقاسی تربیت آخوندی داشت. در ظاهر بسیار ساده و عوام‌فریب بود ولی در باطن‏ از آن شیادان بی‏نظیر به‌شمار می‌رفت. یکی از علل عدم موفقیت محمد‌شاه در جنگ هرات، تعلل و تسامح حاجی‌میرزا آقاسی بود که نمی‌توانست در کارهای بزرگ و مهم تصمیم بگیرد و همین تزلزل‏ فکری حاجی باعث شد که اتحاد و یگانگی بین سرداران شاه وجود نداشته باشد و محاصره هرات‏ آن‌قدر به‌طول انجامد که اهالی شهر جرات پیدا کرده به پای‌داری خود بیفزایند و دشمنان خارجی هم‏ آسوده‏خاطر و در سر فرصت پول و مهمات به اهل شهر برسانند و به مردم هرات قوت قلب دهند. صدراعظم آخوندمااب به قدری در کارها امروز و فردا کرد تا دولت انگلیس موقع مناسب به‌ دستش‏ افتاد و به دولت ایران اولتیماتوم داد که از محاصره هرات دست بردارد.» بنا به گفته‌ی یکی از سیاحان خارجی که شخص حاجی را دیده و گفتار و رفتار او را از نزدیک مشاهده کرده بود، «حاجی‌میرزا آقاسی عجیب‏ترین خلقتی بوده است که برای اداره‌ی امور ملی می‌شود تصور وجود او را کرد.» حاجی‌میرزا آقاسی اغلب اوقات بدون درنظرگرفتن موقع و محل، چه در جلسات رسمی‏ و چه در نامه‏های دولتی و گفتگوهای سیاسی، از شوخی و مزاح پرهیز نداشت و به‌قول سعدی‏ «جد و هزل را به هم پیوند می‌داد». حاجی در رقابت با «مهدعلیا» همسر محمدشاه نیز پیروز میدان بود. قابلیت و استعداد پذیرای ناصرالدین‌شاه بود که ترفند این زن علیه امیرکبیر موثر بود اما در رابطه حاجی و محمدشاه، تلاش جدایی‌افکنانه مهدعلیا هرگز پیش‌رفتی نداشت.

«کنت دوسرسی» مامور سیاسی فرانسه راجع به حاجی‌میرزا آقاسی می‌نویسد: « اکثر اوقات خیالات عجیب و غریبی به مخیله حاجی خطور می‌کند و این از بدبختی‏ مملکتی است که زمام امور آن را به کف با کفایت! او محول کرده‏اند. این مرد که در سن پیری‏ تازه داخل کارهای دولتی شده است، با این‌که منکر هوش او نمی‏توان شد، از کوچک‌ترین و ساده‏ترین امور اداری اطلاعی ندارد… صفای نیت او نیز مورد تردید است. وقتی که من به دیدن او رفتم وی در اطاقی نشسته بود که از نظر کثافت انسان را مشمئز می‏کرد. نظرات و نقشه‏های این مرد، عجیب و غریب به نظر می‏آمد؛ خاصه که او برنامه‏های خود را با کمال خون‌سردی شرح و بسط می‏داد. روزی می‏گفت که از دست تقاضاهای بی‏مورد انگلیس‏ جگرم خون شده و چیزی نمانده است که یک عده قشون به کلکته بفرستم و ملکه ویکتوریا را دستگیر کنم! یک روز دیگر از کشتی‏هایی که در عالم خیال ساخته بود سخن به‌میان می‌آورد و می‌گفت طبق نقشه‏ای‌که طرح کرده‏ام می‌خواهم با این کشتی‏ها تجارت بحری انگلیس را از میان‏ ببرم.»

با وجود این خصوصیات منفی بی‌شمار، حاج‌میرزا آقاسی از برخی محسنات نیز برخوردار بوده است. جدای از این‌که در برخی اعمال مثبت محمدشاه نقش و مشارکت داشت. در مقابل قساوت و بدخلقی و عصبانیت او در بسیاری موارد نقشی تعدیل‌کننده و خنثا بر عهده می‌گرفت. «حاجی، راضی به قتل و قمع کسی نمی‌شد، نان احدی را نمی‌برید، … چه بسیار اشخاصی را که مستحق قتل بودند شفاعت می‌کرد و از کشتن نجات می‌داد.» وی در برانداختن حکم اعدام و منع آزار و شکنجه تاثیر قطعی داشته است. هم‌چنین تنفرش از ارتباط خائنانه با بی‌گانه به ویژه انگلیس مشهور است. می‌گویند: «…حاجی از سرسپردگی «آقاخان نوری» به سفارت انگلیس مطلع شد، دستور داد پی گرفتند و آن‌گاه که میرزا آقاخان از سفارت بیرون می‌آمد،دست‌گیرش کردند و به جرم جاسوسی چوب زدند؛ از این تاریخ میرزا آقاخان در تبعید کاشان زیست.» عدم کینه‌توزی او علیه عامه‌ی مردم، ارتباط و تعامل با آن‌ها، کنترل امور معیشتی مردم و مراقب نان و گوشت آنان بودن نیز از دیگر ویژگی‌های حاجی‌میرزا آقاسی ذکر شده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,