Saturday, 18 July 2015
25 October 2020
در پی بازداشت حجت‌الاسلام محمدتقی خلجی از روحانیون نزدیک به آیت‌اله منتظری

«مهدی خلجی: شاید این خط نشانی برای من باشد»

2010 January 20

اردوان روزبه/ رادیو کوچه

سه‌شنبه ۲۲ دی‌ماه حجت الاسلام محمدتقی خلجی از روحانیون نزدیک به آیت‌اله منتظری در منزلش در قم بازداشت شد. این روحانی که نزدیک به اصلاح طلبان شناخته می‌شود دارای ارتباط نزدیکی با برخی مراجع منتقد نظام در ایران نظیر آیت‌اله صانعی و مرحوم آیت‌اله منتظری بوده‌است.

محمدتقی خلجی در حین دستگیری بدون هیچ نوع توضیح و یا اعلام اتهام از سوی وزارت اطلاعات با حکم دادگاه ویژه روحانیت دستگیر شده‌است.

20100120-goftegoo-khalaj

علی‌رغم گذشت بیش از یک هفته هنوز از سرنوشت این روحانی اطلاعی در دست نیست. محمد‌تقی خلجی شب تاسوعا در منزل آیت‌اله صانعی سخنرانی کرد و هم‌چنین در ماه‌های اخیر در دارالزهرای تهران که محل برگزاری مراسم مذهبی اصلاح‌طلبان است، سخنرانی می‌کرد. فرزند این روحانی مهدی خلجی کارشناس در حوزه روحانیت در موسسه تحقیقاتی واشنگتن برای مطالعات خاور نزدیک است.

فرزند این روحانی درحالی در گفت‌و گوی امروز رادیو کوچه با اردوان روزبه شرکت کرده‌است که احتمال این دستگیری را برای تحت فشار گذاردن این محقق دور از ذهن نمی‌داند.

شنونده گفت و گوی اردوان روزبه باشید با مهدی خلجی فرزند روحانی دست گیر شده در قم:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آقای خلجی پدر شما حجت‌الاسلام محمد‌تقی‌خلجی از روحانیونی که منسوب به آیت‌اله منتظری و آیت‌اله صانعی می‌شوند، روز سه‌شنبه دستگیر شدند. توضیح دهید آخرین وضعیت ایشان به چه نحوی است و آیا توانستند با خانوادشان در تماس باشند؟

آخرین خبر این است که ایشان در سلول انفرادی در زندان اوین تحت بازجویی است. دادگاه ویژه روحانیت گفته‌است تا زمانی که بازجویی‌ها پایان نگیرد، ایشان حق ملاقات یا گرفتن وکیل ندارند و از زمان بازداشت ایشان تا کنون هیچ خبری نداریم.

آیا اتهام ایشان مشخص است؟

خیر. هیچ اتهامی را اعلام نکردند.

برخی مطلعین می‌گویند سخنرانی ایشان در شب تاسوعا یا سخنرانی که در تهران در بعضی از مراسم اصلاح‌طلبان داشتند، باعث این دستگیری شده است؟

ترکیبی از دو انگیزه ممکن است باعث بازداشت ایشان شده باشد. یکی سخنرانی‌های اخیر ایشان و یکی هم فشار بر من است که هر دو خلاف شرع و قانون و اصول اخلاقی و انسانی است. اگر ایشان به دلیل سخنرانی‌هایشان دستگیر شدند، هیچ موقع در سخنرانی‌هایشان توهین به نظام و تبلیغ علیه‌نظام نکردند و همیشه از نظام دفاع کردند و خودشان را یکی از تلاش‌گران برای استقرار جمهوری اسلامی می‌دانند و معتقد است که جمهوری اسلامی باید پایدار بماند. اما در عین حال خودش را منتقد دل‌سوز هم می‌داند. اگر با شخصی که چنین تصوری دارد این‌گونه برخورد کنند، باید خیلی برای جمهوری اسلامی ابراز تاسف کرد. اگر هم به خاطر این‌که بر من فشار بیاورند ایشان را گرفتند، ایشان از نظر فکری، سیاسی و مذهبی یک روحانی کاملن سنتی است و یک دنیا با من فاصله دارد و رابطه ما یک رابطه عاطفی و پدر و فرزندی است نه یک رابطه فکری و سیاسی. در نتیجه هیچ‌گونه ارتباط فکری بین ما نیست. ایشان به هیچ‌وجه مسوول اعمال و افکار من نیست. این هم خلاف عرف، شرع و قانون است و هیچ توجیهی برای بازداشت پدرم وجود ندارد.

به فعالیت‌های خودتان اشاره کردید. نقطه‌هایی که فکر می‌کنید موضع خطر یا نگرانی برای نظام در فعالیت‌های شما است، چه چیزهایی می‌تواند باشد؟

موسسه‌ای که من در آن کار می‌کنم یکی از شصت موسسه‌ای است که کار کردن برای آن از سوی وزارت اطلاعات ممنوع اعلام شده‌است. من شهروند ایرانی هستم و پاسپورت ایرانی دارم. آن‌ها فکر می‌کنند که قوانین ایران چون بر من حاکم است من کار غیرقانونی انجام می‌دهم و با موسسه‌ای کار می‌کنم که جمهوری اسلامی ایران کارکردن با آن را غیرقانونی اعلام کرده‌است. موسسه‌ای که من در آن کار می‌کنم یکی از 60 موسسه‌ای است که صدها ایرانی مشغول به کار هستند. از جمله بی‌بی‌سی، دانشگاه ییل، تلویزیون صدای آمریکا، موسسه کارنگی و دیگران. به دلیل این‌که یکی از موضوع‌های کانونی مطالعه، تحقیق، نوشتن و گفتن من روحانیت است و روحانیت یکی از مسایل حساس است. جمهوری اسلامی دوست دارد یک تصویری از روحانیت ارایه دهد که آن را در عین استقلال، مدافع و حامی خودش نشان دهد. من در نوشته‌هایم در سال‌های اخیر تلاش کردم نشان دهم که روحانیت چه اندازه تحت سلطه رهبر جمهوری اسلامی رفته و چقدر به دولت جمهوری اسلامی وابسته شده است و در عین‌حال چه بسیار از روحانیونی هستند که با سیاست‌های جمهوری اسلامی موافق نیستند. برخی از آن‌ها با آقای خمینی و یا با اصل ولایت فقیه موافق نیستند. اما بسیاری از آن‌ها که با اطل ولایت فقیه موافقند، با بسیاری از سیاست‌های جمهوری اسلامی موافق نیستند. تصور می‌کند در میان افرادی که در خارج از کشور هستند، شاید من بیشترین کسی باشم که در مورد روحانیت نوشتم و حرف زدم که این قطعن برای این‌ها آزار دهند است. من بارها پیام‌های تهدید آن‌ها را دریافت کردم.

اگر بخواهید به عنوان محقق در مورد نوع نگرش یا روی‌کرد  پدرتان در این حوزه ارزیابی داشته باشید، پدرتان را در کدام یک از دسته‌هایی که اشاره کردید طبقه‌بندی می‌کنید؟

اگر کتاب‌های پدرم را ببینید، او از نظر فکری و مذهبی یک روحانی کاملن سنتی است. دو جلد شرح خطبه حضرت زهرا و شرح صحیفه سجادیه دارد. مترجم صحیفه سجادیه است و جایزه کتاب را در جمهوری اسلامی گرفت. آدمی است که در حوزه مطالعات مذهبی سنتی فعال است و منبرها و کتاب‌هایش هم همینطور است. او معتقد به فقه سنتی است. تحصیل، تدریس، منبر و نوشته‌هایش در منظومه فکری سنتی می‌گنجد. از نظر سیاسی هم به کسانی مانند آقای منتظری نزدیک است. یعنی کسانی که برای انقلاب زحمت کشیدند. پدرم پیش از انقلاب دو بار به زندان رفت و جمهوری اسلامی را از آن خودشان می‌دانند. در عین حال هیچ‌گونه مسوولیت دولتی و حکومتی در جمهوری اسلامی نگرفت. همیشه شغل آخوندی سنتی خودش را انجام می‌داد. هیچ‌گونه اظهار نظری که خلاف معیارهای جمهوری اسلامی تلقی شود، نکرد. در همین سخنرانی‌هایش هم با حفظ احترام، از جمهوری اسلامی و رهبران آن یاد کرده است. در عین حال گفته که این کارها درست نیست و اگر از حکومت عدل علی صحبت می‌کنید، علی زندان سیاسی، کهریزک و اوین نداشته است. خیلی تلخ است کسی که این‌قدر مشفقانه حرف می‌زند را به اوین ببرند.

در مورد روحانیت سنتی صحبت می‌کنیم. بافتی که  باعث و بانی انقلاب سال 57 به نوع گسترده‌ای در بین اقشار متوسط و پایین شدند و تاثیرشان بیش از آن‌چه که حتا در بین روشنفکران باشد، در بین طبقه عمده جامعه بوده‌است و این‌ها بودند که نقش جدی در انقلاب سال 57 داشتند. در سال‌های بعد هم نظام با این تفکر طرح موضع کرده که روحانیت همراه نظام است و حتا در برخوردهایی که با روحانیونی نظیر آقای منتظری و یا دیگران داشته‌‌اند، سعی کردند محدود و بدون جنجال باشد. اگرچه این جنجال‌ها هم درز کرده اما به نظر می‌رسد این برخوردها در طول چند ماه اخیر عوض شده است. آیا می‌خواهید بگویید این شکاف موجود فضایی را ایجاد می‌کند که روحانیون به نوعی از نظام فاصله می‌گیرند یا فاصله گرفتند که امروز دستگیر می‌شوند؟

روحانیت سنتی با حرف‌هایی که روشنفکران در مورد دموکراسی و حقوق بشر می‌زنند کاملن بیگانه‌اند. روحانیت سنتی آن‌چه که می‌فهمد و درک می‌کند و دنیا را از آن پنجره می‌بیند، فقه است و با ذهنیت فقهی به جهان نگاه می‌کنند. بسیاری از رفتارهایی که آقای خامنه‌ای و جمهوری اسلامی در 20 سال گذشته انجام دادند، توجیه فقهی ندارند و پذیرش این برای فقها دشوار است. اتفاقاتی که بعد از انتخابات افتاد، مخصوصن قتل ندا آقاسلطان و کهریزک، برای مذهبی‌ها یک فاجعه بود. زیرا برای این داستان‌ها هیچ‌گونه توجیه فقهی پیدا نمی‌کنید. در حوزه‌های علمیه عدالت آقای خامنه‌ای زیر سوال رفته است زیرا آقای خامنه‌ای در خود حوزه علمیه فضای رعب شدیدی ایجاد کرده است. شما اسم آقای خامنه‌ای را بدون ادبیات طرفداران رادیکال او نمی‌توانید ببرید. قم یک پادگان نظامی است و علاوه بر این‌که پایگاه‌های نظامی اطراف آن است، تیپ 83 امام صادق دارد که یک مشت بسیجی‌هایی در آنجا هستند که تشبه به طلبه بودن می‌کنند و چندین هزار طلبه هستند که به‌صورت پیوسته و نا‌پیوسته برای وزارت اطلاعات و دادگاه ویژه، جاسوسی می‌کنند. بارها برای دوستان من این اتفاق افتاده که انتقادی کرده است و فردا آن طلبه را بردند. در خانه مراجع جاسوس است. در کوچه‌های حساس قم دوربین‌های مدار بسته است. روحانیت این‌ها را می‌بینند. روحانیت آن‌چه بر آقای منتظری گذشت را دیدند و  این‌ها حتا از جنازه او هم ترسیدند. فقاهت آقای خامنه‌ای از ابتدا مورد تردید بود و عدالتش هم در موضع تردید قرار گرفته‌است. مساله این است که در حوزه‌ها دیگر ایشان را به عنوان یک آخوند معمولی عادل که حتا پشت سرش بشود نماز خواند هم قبول ندارند. و در بین بسیاری از روحانیون، عدالت لازم را  برای امام جماعتی ندارد. آقای خامنه‌ای نگران است و به همین دلیل دست به کارهایی می‌زند که به هیچ تدبیر و خرد سیاسی قابل توجیه نیست. از جمله بازداشت پدر من. پدرم کسی است که هنگام فوت پدر آقای خامنه‌ای در رفسنجان به منبر رفت و انقلابی محسوب می‌شد و طرفدار نظام به شمار می‌آمد و حالا مثل آقای خاتمی و دیگران که نمی‌توانید سوابق انقلابی و تعلق قلبی آن‌ها را به جمهوری اسلامی انکار کنید، اگر انتقاد پدر من پذیرفته نشود، باید برای آینده نزدیک جمهوری اسلامی خیلی نگران بود.

مطلب دیگری از مصطفا خلجی را از اینجا بخوانید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , 

۱ Comment