Saturday, 18 July 2015
03 July 2020
کدو تنبل و ...

«چی‌ شد که کدوتنبل نماد هلووین شد؟»

2012 October 28

افسانه هژبری / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

این سوالیه که مدت‌هاست فکرم رو مشغول کرده بود. یعنی هر سال، از اوایل ماه اکتبر هر بار که به کوهی از کدو تنبل برمی‌خورم – توی مزرعه‌های خارج از شهر، توی خیابون، توی سوپرمارکت‌ها، و البته نزدیک به هلووین ، یعنی‌ ۳۱ اکتبر که می‌شه، هر بار که پشت پنجره‌ها و دم در خونه‌ها کدو‌های رنگارنگ و ریز و درشت میبنم، با خودم میگم، حالا چرا کدو!؟ بالاخره جوابم رو گرفتم و فکر کردم بد نیست نتیجه تحقیقاتم رو با شما به اشتراک بگذارم.

خوب مجبوریم از هلووین شروع کنیم، اگه این تکه رو می‌دونید، فست فوروارد کنید. هالووین از قدیمی‌ترین جشن‌های دنیاست و قدمتش به بیش از ۲۰۰۰ سال پیش به زمانی‌ که سلت‌ها در بریتانیا زندگی‌ میکردند میرسه.  پس از اینکه مسیحیت به انگلستان و بقیه اروپا آمد، اول نوامبر به «آل سنت دی» یا روز همه قدیسان اختصاص داده شد چون قدیسان مسیحی‌ بقیه روزها رو گرفته بودند و قدیسان قدیمی‌تر می‌خواستند دست کم یک روز رو برای خودشون نگه دارند.  به همین مناسبت، شب قبل به عنوان «آل هلو ایو» معروف شد، که کم کم خوانده میشه هلووین. حالا اینو داشته باشید، از طرف دیگه، وقتی‌ که رومیها انگلستان رو فتح کردند، این شب قدیسان رو با دو جشن‌واره خودشون ادغام کردند: یکی‌ جشن برداشت محصول بنام پولوما و دیگری جشن مرده‌ها به نام فرالیا. رنگهای هالووین هم که نارنجی و سیاه هست، گفته میشه به همین مناسبت‌ها هستند: نارنجی به نشانه پاییز و سیاه به نشانه مرگ. پس تا این‌جا معلوم شد که هلووین سنتی‌ ‌ست که ریشه در چندین فرهنگ مختلف داره که به‌مرور با یک‌دیگر ادغام شده‌اند.

هنوز نگفتیم کدو چرا؟ 

کنده کاری کدو تنبل که امروزه تقریبا بطور انحصاری با هلووین ارتباط داده میشه متدی ‌ست که سلتها برای دفع شیطان به‌کار می‌گرفتند. البته اون‌ها از شلغم استفاده می‌کردند. شلغم رو خالی‌ می‌کردند و توش رو شمع می‌ذاشتند و روش رو صورتک می‌کشیدند. بعد این شلغم‌ها رو می‌ذاشتند پشت پنجره یا دوره می‌چرخاندند تا ارواح شیطانی را از خود دور کنند. برای من جالب بود که در امریکای شمالی‌، یک سنت مشابه یعنی‌ کنده کاری کدو تنبل از قبل از هلووین رایج بوده. اما بعد که ایرلندی‌های مهاجر به امریکا میان این دو تا کنده کاری با هم ادغام میشن وکنده کاری کدو به هلووین اختصاص پیدا می‌کنه.

این ورژن کوتاه ماجرا بود، حالا به ورژن بلندش گوش کنید و این‌که افسانه «جک و لنترن» یعنی‌ همین‌که فانوس در کدو حمل می‌کنند از کجا میاد. خیلی‌ هم سرگرم کننده است اتفاقن!

گفته می‌شه که در قرن ۱۸ و در طول سالهایی که بنام قحطی سیب‌زمینی ایرلند معروفه، ۷۰۰ هزار مهاجر ایرلندی به امریکا آمدند که با خودشون آداب و رسوم زیادی آوردند از جمله سنت هلووین و «جک و لنترن» یا جک فانوسی (جوک ناموسی نه هااااااا،   جک فانوسی !! ) یک منبع میگه سنتن فانوس از شلغم، سیب‌زمینی یا لبو ساخته می‌شد‌. باین ترتیب که درونشون رو خالی‌ می‌کردند و در اون‌ها تکه زغال سنگ یا یک شمع روشن قرار می‌دادند. این فانوس‌ها بیاد عزیزان در گذشته و برای استقبال از روحشون در پنجره‌ها یا ایوان خانه‌ها قرار داده می‌شد. کاربرد دیگر این فانوس‌ها ظاهرن دفع اجنه و ارواح خبیث بوده. در امریکای شمالی اما، چون شلغم زیاد پیدا نمی‌شد، کدو تنبل این وظائف خطیر رو به عهده داشت!  کدو تنبل جک‌ فانوسی از دوره ویکتوریا رایج بوده اما امروزه در سراسر جهان تبدیل به بارزترین نماد هلووین شده.

افسانه و روایت‌های زیادی در مورد منشا جک فانوسی وجود داره اما جا افتاده‌ترین اون‌ها اینه که الان می‌خوام بگم: میگن یک مرد ایرلندی به اسم جک بود که به بد مستی و بد جنسی‌ کردن مشهور بود.  یک بار شب هلووین اون‌قدر مست شد که روحش داشت از بدنش پرواز می‌کرد (بخوانید جانش داشت در می‌رفت!) شیطان که فرصت رو مغتنم دیده بود که برای خودش روح تسخیر کنه به زمین و به سراغ جک آمد. جک که از سرنوشتی که در انتظارش بود بسیار شاکی‌ بود، به شیطان التماس کرد که بیا و بگذار من یک مشروب دیگه بزنم قبل از وداع از دار فانی. شیطان گفت باشه، اما من پول ندارم، خودت پولش رو می‌دی!؟ جک گفت جان خودت منم پول ندارم، بیا و به‌خاطر من خودت رو بشکل یک سکه در بیار بگذار من باهات مشروبم رو بخرم بعد دوباره برگرد به شکل فعلیت. شیطان هم قبول کرد (بنده این‌جا باید اضافه کنم آی.کیو. این شیطان در حد جلبک بوده!) جک هم طبعن سکه رو قاپید وگذاشت جیبش. از شیطان فریاد و اصرار که رها کن منو، از جک انکار که نمی‌کنم مگر اینک‌ه من رو تا سال دیگه آزاد بگذاری. شیطان مجبور شد قبول کنه. جک هم قول داد در رفتار و کردار ناپسند خودش تجدید نظر کنه اما نکرد.

سال دیگه رسید و شیطان برگشت که روح جک رو تسخیر کنه اما باز جک سر شیطان رو گول مالید. این‌دفعه یک درخت سیب بهش نشون داد و گفت بیا کمکت کنم بری بالا سیب بکنی بخوری. شیطان که به بالای درخت رسید، جک نه‌تنها بهش کمک نکرد بیاد پایین بلکه با چاقو روی درخت یک صلیب کشید و شیطان أی.کیو جلبک موند اون بالا به ناله و نفرین. این‌دفعه گفت بذار من برم تا ده‌‌‌ سال کاری باهات ندارم. جک ناقلابه این معامله هم تن‌ در نداد و گفت نع! باید قول بدی که تا ابد منو به حال خودم بگذاری. شیطان هم چاره‌ای نداشت پس قبول کرد. جک هم برگشت بر سر زندگی‌ خبیثانه خودش و این‌قدر مستی و بدجنسی کرد که قبل از ده سال خودش داوطلبانه و بدون کمک شیطان مرد.

تازه بیچارگی جک شروع می‌شه… بهشت که راهش نمی‌دن هیچی‌، شیطان به جهنم هم راهش نمیده. و بهش میگه برو همون‌جا که بودی که اصلن نمی‌خوام ریختت رو ببینم. شیطان یک تکه زغال سنگ سوزان و مشتعل می‌زاره توی شلغم و میندازه برای جک برای این‌که راه برگشته رو پیدا کنه.

این همون فانوسیه که از اون موقع تا به حال تنها چراغ راه جک در سفر بی‌انتهای سرگردانیشه. در شب همه قدیسان، مردم پشت پنجره‌ها و ایوان‌هاشون فانوس می‌گذارند برای این‌که جک راه خودش رو پیدا کنه و مزاحم اون‌ها نشه.

و این قصه هر سال ادامه داره….

میگن ۹۹ درصد کدوهایی که در این ماه فروخته می‌شه، به مصرف ساختن جک فانوسی می‌رسه. من کدو خالی نمی‌کنم. اما خورشت کدو درست می‌کنم. برای شب هلووین که در کوچمون سیرکی راه میفته کدو خالی نشده رو دم در و پشت پنجره می‌گذارم و با یک شمع جداگانه در کنارش که بچه‌ها بدونن می‌تونند زنگ بزنن و شکلات بگیرن. اگه شد امسال ازشون عکس می‌گیرم. شما چی؟ شما جک فانوسی دارید؟

منابع:

Why are pumpkins associated with Halloween?   How pumpkin craving became a Halloween tradition?  Facts about Halloween

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,