Saturday, 18 July 2015
20 January 2021
به بهانه زادروز خسرو گلسرخی

«من در کجای جهان ایستاده‌ام»

2010 January 22

«در ایران انسان را به خاطر داشتن فکر و اندیشیدن محاکمه می‌کنند. چنان‌که گفتم من از خلقم جدا نیستم، ولی نمونه صادق آن هستم. این نوع برخورد با یک جوان، کسی که اندیشه می‌کند، یادآور انکیزیسیون و تفتیش عقاید قرون وسطایی است. یک سازمان عریض و طویل تحت عنوان فرهنگ و هنر وجود دارد که تنها یک بخش آن فعال است، و آن بخش سانسور است که به نام اداره نگارش خوانده می‌شود. هر کتابی قبل از انتشار به سانسور سپرده می‌شود. در حالی که در هیچ کجای دنیا چنین رسمی نیست، و بدین گونه‌است که فرهنگ مومیایی شده که برخاسته از روابط تولیدی بورژوا کمپرادور در ایران است، در جامعه مستقر گردیده‌است و کتاب و اندیشه مترقی و پویا را با سانسور شدید خود خفه می‌کند. ولی آیا با تمام این اعمالی که صورت می‌گیرد، با تمام خفقان، می‌توان جلوی اندیشه را گرفت؟ » (بخشی از صحبت‌های خسرو گلسرخی در دادگاه)

سروش / رادیو کوچه

soroush@koochehmail.com
دوم بهمن ماه مصادف با زادروز خسرو گلسرخی شاعر و نویسنده‌ی ایرانی و از فعالان سیاسی چپگرا است. گلسرخی در دوران حکومت محمدرضا پهلوی محاکمه و اعدام شد. محاکمه و سخنرانی او در این محاکمه همان زمان به‏طور ناقص از تلویزیون پخش شد و در ۲۹ بهمن ۱۳۵۷، در سالگرد اعدام او و تنها چند روز پس از وقوع انقلاب ایران، به‌طور کامل پخش شد و شهرت بسیاری یافت. گلسرخی ازآن‏پس از چهره‌های شناخته‏شده‌ی چپ بوده و بسیاری یادش را گرامی می‌دارند.

[youtube]http://www.youtube.com/watch?v=buTlBLGdUfo[/youtube]
خسرو گلسرخی در روز دوم بهمن سال ۱۳۲۲ در شهر رشت متولد شد. پدرش قدیر گلسرخی و مادرش شمس‏الشریعه وحید، هردو از روشنفکران و آزادی‏خواهان گیلان بودند. هنگامی که خسرو هنوز بیش از ۵ سال نداشت، قدیر درگذشت و به‏ناچار همسر جوانش به همراه خسرو و برادر دوساله‏اش، فرهاد گلسرخی، به خانه‌ی پدرش، محمد وحید در قم، پناه برد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید


خسرو، آموزش ابتدایی را در دبستان حکیم سنایی و آموزش متوسطه را در دبیرستان حکیم نظامی به‏پایان رساند. هنوز بیش از نوزده سال نداشت که پدربزرگش نیز درگذشت.  او به همراه برادرش فرهاد، راهی تهران شد. در تهران خسرو به‏ناچار کاری پیدا کرد که همه‌ی روز او را پر می‌کرد. بااین‏همه، او شب‌ها را به آموختن زبان‌های فرانسه و انگلیسی و پژوهش‌های فرهنگی می‌گذراند. نوشته‏ها و سروده‌ها و بررسی‌هایش را معمولن با اسامی مستعاری چون «دامون»، «بابک رستگار»، «افشین راد»، و «خسرو کاتوزیان» به‏چاپ می‏رساند.
در سال ۱۳۴۷، هنگامی که سردبیری بخش هنری روزنامه‌ی کیهان را داشت، با عاطفه گرگین، شاعر، نویسنده و پژوهش‏گر،ازدواج کرد. در سال ۱۳۵۰، نوشته‏ای از او در ماهنامه‌ی نگین با عنوان «گرفتاری شعر در شبه‏جزیره‌ی روشنفکران» به‏چاپ رسید که بسیار گفتگو برانگیز بود. گلسرخی در این نوشته شاعران آن روزگار را سرزنش می‌کرد.
در مردادماه همان سال، بخش نخست نوشته‌ی دیگری از او با عنوان «سیاستِ هنر، سیاستِ شعر» در نگین به چاپ رسید. او در این متن گروهی از شاعران از فرنگ برگشته‌ی آن دوران را سوداگران هنر خواند.
دو مجموعه به نام‌های«دستی میان دشنه و دل» و «من در کجای جهان ایستاده‌ام» را کاوه گوهرین پس از کشته شدن او منتشر کرده است. دوران زندگی خسرو با عاطفه چهار سال بود و یک  فرزند پسر به نام دامون حاصل این ازدواج است.  عاطفه گرگین اندکی پس از دستگیری گلسرخی در دادگاه ارتشی به چهار سال زندان محکوم شد و سرپرستی دامون بر دوش فرهاد، برادرش نهاده شد.
خسرو گلسرخی در ۲۹ بهمن ۱۳۵۲ به اتهام «شرکت در طرح گروگانگیری رضا پهلوی» در دادگاه ارتشی به اعدام محکوم  و در میدان چیتگر تیرباران شد و  در قطعه سی و سه بهشت زهرای تهران  به خاک سپرده شد.

منبع

  • دانش‌نامه ویکی پدیا

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , ,