Saturday, 18 July 2015
27 November 2020
پانوراما

«مجدالملک و رساله‌ی مجدیه»

2012 November 16

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«میرزامحمدخان مجدالملک سینکی» نیای بزرگ خاندان امینی از رجال باسواد و فرهیخته عصر قاجار بود که در سال 1224هجری قمری در مطنقه سینک لواسانات از توابع مازندران به دنیا آمد و از این جهت به سینکی معروف شد. محمد پس از کسب مدارج عالیه توسط دایی خود «میرزا آقاخان نوری» وارد دست‌گاه دولتی شد. اولین شغل او در دست‌گاه دولت، کتاب‌دارباشی «قهرمان میرزا» پسر «عباس میرزا» نایب‌السلطنه بود. پس از فوت قهرمان میرزا در سال 1262هجری قمری به تهران آمد و با سمت منشی و پیش‌کار «مهدعلیا» مادر ناصرالدین‌شاه مشغول به کار شد. آگاهی و شناخت محمد از رموز نامه‌نگاری و حسن خط و روانی نثر باعث شد که خیلی زود در زمره‌ی‌ منشیان زبردست عصر قاجار درآید و در سال 1268هجری قمری پس از به سلطنت رسیدن ناصرالدین‌شاه وارد خدمت وزارت امور خارجه گردد. وی در زمان صدارت «میرزاتقی‌خان امیرکبیر» به ماموریت «حاجی‌ترخان» (هشترخان) قفقاز رفت و به مدت سه سال در سمت کارپردازی خدمت کرد. میرزامحمد در طول مدت هم‌کاری با میرزا تقی‌خان امیرکبیر از شیفتگان منش و شخصیت و طریقت امیر شد و در زمره رجال روشن‌فکر و اصلاح‌طلب قرار گرفت.

مجدالملک در طول مدت خدمت خود در حاجی‌ترخان، بنابر رسوم زمانه هدیه‌ای برای میرزا تقی‌خان امیرکبیر ارسال نمود اما امیرکبیر از این عمل خرسند نشد و به او نوشت: «…. این‌که برای این‌جانب ظرف آب‌پاشی فرستاده بودید، این چیزها مایه خرسندی این‌جانب نمی‌شود. زیادتی خدمت‌گذاری آن عالی‌جاه باعث مزید میل و محبت این‌جانب است. نه این‌جانب و نه خدام اعتاب علیه پادشاهی هیچ‌کدام به‌جز ظهور خدمت‌گذاری توقع دیگر نداریم.»

در سال 1275هجری قمری، مجدالملک به جمع کارگزاران دولت وارد شد و برای تسریع امور و به‌بود مناسبات دولت‌های ایران و عثمانی و تصفیه قراردادهای مابین دو کشور به جای «میرزا ابراهیم‌خان» پدر «علاءالسلطنه» به بغداد اعزام شد. او در این ماموریت پسر ارشدش «میرزا علی‌خان امین‌الدوله» را که در آن زمان حدود پانزده سال داشت به هم‌راه خود ‌برد و با کمک او کارهای اتباع ایرانی ساکن در عراق را نظم بخشید. میرزامحمدخان مجدالملک در طول مدت خدمت خود در وزارت امور خارجه اقداماتی فرهنگی نیز انجام داد.

از جمله فعالیت‌های او ایجاد «کاغذ رسمی» در وزارت خارجه ایران بود. کاغذ رسمی کاغذی بود که به درخواست «میرزاسعیدخان» برای سفرای خارجی نوشته می‌شد. این کاغذ که نوعی نامه اداری بود شامل 50 بیت شعر بود که تمامی ابیات آن سجع و قافیه داشت؛ ابیات این کاغذ در حول و حوش مطلبی خاص دور می‌زد و چون میرزا محمدخان فردی مسلط بر نظم و نثر و علم عروض و ادبیات بود و مطالب را با نثری شیوا و دل‌کش و به نوعی درست و زیبا کتابت می‌کرد از مبتکرین این سبک بود.

این نامه در جواب درخواست‌های سفرای خارجی مقیم ایران که خارج از وظیفه و اختیار وزارت امور خارجه یا دولت بود به شکلی زیبا تنظیم و مطالب به صورت مسجع گفته می‌شد، بدون آن‌که خواهش‌های بی‌معنی سفرا جواب گفته شود. ازجمله اقدامات دیگر مجدالملک در دوره صدارت دایی خود (میرزا آقاخان نوری) اصلاح خط بود. وی نامه‌ها و رسایلی در این باب نگاشته و از طرف‌داران و مروجان این اصلاح به شمار می‌رفت؛ چنان‌چه از نامه‌های میرزا آقاخان نوری برمی‌آید:  «…. جناب مجدالملک از تهران کاغذی نوشته و به طور اشاره رسانیده‌اید که خدمت جناب اجل برسانم و مخصوصن رساله که در باب تعدیل و اصلاح انشا و طریق مکاتبات ایران سابقن تالیف فرموده‌اند با هرچه از رسایل دیگر دایر به اصلاح ادبیات ایران باشد مرحمت فرمایید برای ایشان بفرستم.»

شیوه‌ی خاصی که مجدالملک در شکسته‌نستعلیق ایجاد کرده بود، بعدها توسط دو پسر نام‌دارش «میرزا علی‌خان امین‌الدوله» و «میرزاتقی‌خان مجدالملک» ادامه یافت و سبکی خاص در نویسندگی و انشای عصر قاجار پدید آورد. خوش‌خدمتی و سلوک مجدالملک باعث شد که پس از عزل میرزا آقاخان نوری، هم‌چنان محبوب ناصرالدین‌شاه باشد و طی دو دوره وزارت اوقاف را برعهده بگیرد. او از اعضای مجلس مشورت‌خانه و شورای دولتی بود و از جمله اصلاح‌گران عصر ناصری به حساب می‌آمد. رساله‌ی‌ او با نام «کشف‌الغرایب» که به خاطر لقب نویسنده‌اش به «رساله مجدیه» معروف شده است، مملو از مطالب گوناگون و انتقادات کوبنده به دست‌گاه دولتی است و یکی از مهم‌ترین رسایل اخلاقی و انتقادی عصر قاجار محسوب می‌شود. این رساله، علاوه بر آن‌که یکی از معتبرترین اسناد درباره‌ی وقایع و اوضاع کشور در دوره‌ی ناصرالدین‌شاه است، از نمونه‌های برگزیده‌ی نثر در قرن سیزدهم است. نوشته‌ی ذیل نمونه‌ای است از رساله‌ی مذکور:

«حکومت ایران نه به قانون اسلام شبیه است، نه به قاعده‌ی ملل و دول دیگر. باید بگویم: حکومتی است مرکب از عادات ترک و فارس و تاتار و مغول و افغان و روم، مخلوط و درهم و یک عالمی است علی‌حده با هرج و مرج زیاد، که در هر چند قرنی یکی از ملوک طوایف مذکوره به ایران غلبه کرده‌اند، از هر طایفه‌ای عادت مکروهه و مذمومه در ایران باقی مانده، و در این عهد همه‌ی آن عادات کاملن جاری می‌شود….

.. از این‏ گرد و غباری که از اسب تازی وزرای مرخص برخاسته دولت ایران‏ در جای بسیار تاریکی محبوس است اگر وقتی راه خلاصی برای او پیدا شود دشمنان نظم و قانون جهدی دارند که از طرق عدیده آن راه‏ مسدود شود. هیچ‏یک از سلاطین عهد به‌قدر پادشاه ایران در ترقی دولت و تربیت رعیت سعی و تلاش نکرد ولی از سعی و تلاش ذره در ترقیات مطبوعه‏ پیش‌رفت حاصل نشد و بل‌که قوت و قدرت دولت تنزل کرده و نتیجه‌ی معکوس داده و سبب آن این است که وزرای مزبور هیچ‌وقت راضی نمی‌شوند راه دخل و منصب و استقلال ایشان به‌واسطه‌ی وضع قانون مسدود شود. اگر وقتی به‌اصرار و میل پادشاه به متابعت قانونی اقدام کردند یا به اخذ اصول قانون و تفریق قوه حکمیه از قوه حکم پرداختند بل‌که‏ تمامی حواس خود را مصروف داشتند به تقلید فروعات و بی‏اعتنایی به اصول‏ و اشتباه اصول به فروع تا به پادشاه معلوم کنند که دولت ایران بالطبع از قبول کردن قانون قاصر است و از اجرای آن عاجز.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,