شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
کوچه سیاست

«فلسطین، اسراییل و هر آن‌چه مربوط به ماست»

۱۳۹۱ آبان ۲۷

کامبیز غفوری / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

شروع دور تازه درگیری‌ها میان ارتش اسراییل و گروه‌های فلسطینی در نوار غزه، این‌بار از یک منظر جدید قابل نگاه کردن است. این چشم‌انداز قابل بحث، بررسی نحوه برخورد اسراییل با فلسطینیان نیست، چرا که این دولت نشان داده‌است در اعمال خشونت بسیار دست‌ودل‌باز بوده و در کشتن غیرخودی‌ها هرگز تردیدی به خود راه نمی‌دهد. آن سوی‌تر، عمل‌کرد غیرقابل‌دفاع گروه‌های اسلام‌گرا و وابسته‌ای چون حماس و جهاد اسلامی نیز که بی‌شک نماینده تمام مردم فلسطین در راه مبارزه برای دست‌یابی به حقوق مشروع و قانونی خود نیستند، موضوع این بحث نیست. آن‌چه امروز مورد نقد قرار می‌گیرد همانا واکنش ایرانیان در فضاهای مجازی است که با توجه به آن‌چه این‌روزها در غزه می‌گذرد، به دو دسته بزرگ تقسیم شده‌اند.

اینترنت و ما

این روزها شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی، میهمان ایرانیان بسیاری اند که با وصل شدن به این فضا از داخل یا خارج کشورشان، از فن‌آوری روز برای تبادل اطلاعات، ارتباط‌های شخصی و یا اشتغال به اموری استفاده می‌کنند که شاید پیش‌تر مجال پرداختن به آن‌ها در زندگی واقعی‌شان وجود نداشت.

کیفیت حضور در این شبکه‌ها، به نوعی نه‌چندان دقیق اما با در نظر گرفتن ضرایب خطای احتمالی، می‌تواند بیان‌گر آمار نمونه‌ای باشد از نوع تفکر جامعه ایرانی و نگاه افراد آن به مسایل گوناگون در سراسر جهان.

استفاده از اسامی و عکس‌های غیرواقعی و پروفایل‌های متعدد، چه به‌دلیل رعایت مسایل امنیتی که قابل درک است و چه از سوی آنان که از اعتماد به نفس کافی برای اظهار نظر برخوردار نیستند، چندان کار بررسی نگاه ایرانیان به مسایل مختلف را دشوار نمی‌کند. مشارکت در صفحه‌های مربوط به سرگرمی‌های روزمره و سربه‌سر گذاشتن‌های شوخ‌طبعانه و حتی مباحث جنسی هم که در جهت نیازهای عادی بشر است، جای بحث ندارد.

یک کودک یازده ماهه کشته‌شده فلسطینی

اما سطحی‌نگری‌هایی که در کپی-پیست‌ نوشته‌های دست‌چندمی و روایت‌های بدون منبع و گاه با منبع نادرست قابل مشاهده است و یا دست‌به‌دست شدن نقل‌قول‌هایی از کوروش کبیر و زرتشت و علی شریعتی گرفته تا آریوبرزن و ناپلئون و گاندی و نیچه که بعضن معلوم نیست منبع و ماخذ آن‌ها کجاست و به طور عمده از سوی کسانی بازنشر می‌شود که بوی کاغذ و کتاب برای آنان همان‌قدر آشناست که کلام نیچه برای کوروش آشنا بود، نمای کدری از جامعه ما به دست می‌دهد. نمایی که نمی‌شود آن‌را ندیده گرفت.

در مساله‌ای که امروز بدان می‌پردازیم البته تنها این دسته از کاربران دخیل نیستند. برخی فعالان سیاسی، مدنی، روزنامه‌نگاران و کنش‌گران اجتماعی با نام و تصویر واقعی و شناخته‌شده هم در بحث دخیل‌اند و آن چیزی نیست جز اظهار نظرهای متضاد درباره خبر اول روز: «حمله اسراییل به نوار غزه»

ما و فلسطین، ما و اسراییل، ما و انسان

دولت اسراییل و فلسطینیان بر سر خاک و سرزمین با هم درگیرند. بیش از شش دهه است که این درگیری جان انسان‌ها را گرفته و کماکان می‌گیرد. فلسطینیان خاک خود را در اشغال و خویشتن را آواره و تحت‌ستم می‌بینند. حاکمان اسراییل همین خاک را قسمتی از سرزمینی می‌دانند که یهوه، خدای یهودیان به آن‌ها وعده داده و رویای حاکمیت بر پهنه‌ای از نیل تا فرات را در سر دارند.

در ادامه دهه‌ها نبرد و روی‌دادن ده‌ها عملیات چریکی، گروگان‌گیری و قتل از سوی طرفین و چند جنگ کلاسیک میان اعراب و اسراییل، در جدیدترین قسمت این سریال نه‌چندان سرگرم‌کننده، اسراییل با استدلال قصد برای نابودی ماشین نظامی حماس و جلوگیری از پرتاب موشک به خاک اسراییل، به نوار غزه حمله کرد و در روزهای اخیر از هوا و دریا نقاط مختلفی در این سرزمینِ همواره درگیرِ جنگ را هدف قرار داد.

به ازای کشته‌شدن هر نظامی طرف‌دار حماس یا دیگر گروه‌های پیکارجو اما چندین غیرنظامی، شامل کودکان چندماهه و چندساله در غزه جان باختند و البته در آن سو نیز اصابت موشک به یک آپارتمان مسکونی، جان چند شهروند اسراییلی را گرفت.

در این میان، واکنش بسیاری از ما ایرانیان در فضای مجازی تا کنون جالب توجه بوده است. البته حق هر انسانی است که صاحب عقیده‌ای بوده یا متمایل به فرد، گروه یا اندیشه‌ای خاص باشد اما خواندن بعضی از دلایل کاربران و به‌ویژه دوستان صاحب‌نام برای چنین تمایلی، شایان توجه است.

این که «چون عرفات در جریان جنگ ایران و عراق از صدام طرف‌داری می‌کرد و حماس در مرگ صدام سیاه‌پوش شد و برخی از گروه‌های فلسطینی مدافع جمهوری‌اسلامی هستند و یا پول ما آن‌جا خرج می‌شود»، پس حق فلسطینی‌هاست که مورد تجاوز قرار بگیرند، تکرار اندیشه فاشیستی و اپورتونیستی «دوست دشمن من، لزومن دشمن من است» بوده و نمی‌تواند توجیه‌گر چشم‌بستن بر کشتار غیرنظامیان شود.

خواندن کامنت‌ها و استاتوس‌های نژادپرستانه‌ای چون «عرب‌ها همیشه دشمن ما بوده‌اند و چرا ما باید برای آن‌ها دل بسوزانیم»‌ که اصلن جای بحث ندارد و در کنار این‌ها، جمله‌ای چون: «به جای نگرانی برای فلسطینیان، به فکر زلزله‌زدگان و محرومان خودمان باشیم» نیز لزوم کمک به هم‌نوع حادثه‌دیده و در حال رنج کشیدن را به لزوم اعتراض به کشتار هم‌نوع در جای دیگری از جهان برتری نمی‌دهد چرا که واکنش در هر سطح ممکن در هر دو موضوع، به چشم فردی که نام خود را انسان می‌نهد، ضروری است.

کودک مجروح اسراییلی

از همه جالب‌تر نیش‌قلم کسانی است که می‌گویند: «اگر دلتان می‌سوزد، بلیت بگیرید و به غزه بروید و در کنارشان بجنگید»، غافل از این که نه همگان امکان انجام چنین کاری را دارند و نه شرط اظهارنظر برای شخص مخالف با جنگ و کشتار انسان‌ها، این است که خود به منطقه جنگی برود. طُرفه این‌که اغلب گویندگان همین لطیفه، خود به عنوان مخالف جمهوری‌اسلامی در خارج از کشور زندگی می‌کنند و کسی نیست بگوید: «اگر شرط اعتراض به نقض حقوق انسان‌ها، حضور در جغرافیای مکانی است، شما نیز به جای نشستن در جای امن و اعتراض‌کردن، بلیتی به مقصد فرودگاه امام تهیه فرمایید!»

مخالفت ما با نظام حاکم بر ایران سبب شده تا گاه بدون تفکر، برای مخالفت با قرائت رسمی حاکمیت از مسایلی چون منازعات فلسطینیان و اسراییل، موضع خاصی اتخاذ کنیم. متاسفانه ضعف تحلیل ناشی از عدم داشتن آگاهی لازم، فقر مطالعه و اندیشه، و نداشتن دانش کافی نیز به موضع‌گیری نادرست بسیاری از ما کمک می‌کند.

اگر احترام به حقوق پایه‌ای و اساسی بشر را ملاک ارزیابی‌های خود قرار دهیم، نقض این حقوق در ایران، برمه، آفریقا، فلسطین، سوریه، آمریکای لاتین و حتا اروپا و آمریکای شمالی برای ما یک‌سان خواهد بود و شاید آن‌گاه کم‌تر شاهد اظهارنظرهای این‌چنینی باشیم.

به زعم نگارنده، شبکه‌های اجتماعی نظیر فیس‌بوک آینه‌ای کوچک از آن‌چه در جامعه ما می‌گذرد به دست می‌دهند. آینه‌ای که شاید بهتر باشد به جای تلاش برای نادیده‌گرفتن یا شکستن آن به جرم «راست بنمودن نقش»، تلاش کنیم تا «خود»ی بهتر و انسانی‌تر بسازیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۳ Comments


  1. رضا پرچی زاده
    1

    سپاس از نویسنده محترم، جناب آقای غفوری. مقاله ای بس شایان توجه بود. تحلیل شما صحیح است، و جامعه ما به چنین تحلیل هایی بسیار احتیاج دارد. خواهش می کنم به روشنگری ادامه دهید. برای شما آرزوی موفقیت می کنم.

    ارادتمند
    رضا پرچی زاده


  2. m
    2

    خودتان هم میدانید که مشکل بین اسراییل و اعراب بر سر خاک نیست بلکه بر سر این است که که مسلمانان عقیده دارند که الله به محمد گفته که اسراییل را باید اشغال کند و کلا مسلمانان اشغال همه دنیا را حق مسلم خود میدانندو برای همین همه کشورهای خاورمیانه را اشغال کرده و بیشتر غیر مسلمانان را فراری داده یا قتل عام کرده اند. شما هم اگر دلتان برای کودکان فلسطینی میسوزد به فلسطینیها بگویید که به مردم اسراییل موشک پرانی نکنند. اگر جنگ شروع میکنند دیگر ناله و زاری نکنند چون اسراییل محبور است تا رفع تجاوز لشگر اسلام که امید فتح خیبر و زمینهای یهودیها را دارند در مقابل این تجاوز مقاومت کند.مگر وقتی مسلمانان ایرانی هزاران کودکانشان را به جنگ بر علیه کفار عراقی میفرستادند بعد از کشته شدنشان مظلوم گرایی میکردند؟ البته فلسطنیها تا وقتی که ملیونها مسلمان دیگر دنیا از اوباش گری و جنگ افروزیشان حمایت کرده و هر نوع جنایتشان را توجیح میکنند هرگز شعورشان بیشتر نخواهد شد که درک کنند تجاوز و حمله به دیگر ملتها موجب حمله متقابل آنها میشود و جنگ هم دیگر بزرگ و کوج نمی شناسد. حمایت چهان اسلام هم از بشار اسد موجب کشتار هزاران کودک سوری شده است.خوب است که حداقل اسراییل برخلاف مسلمان وحشی تلاش میکند که مردم عادی کشته نشوند و فقط سران جنگ طلب را بکشد ولی کجای دنیا می توان کودکان را از دست مسلمانان نجات داد؟


  3. mehr
    3

    چیه؟انسان دوستی شما گل کرده؟
    این همه مشکلات ایران رو با این حس انسان دوستی حل کردی ،حالا میری سراغ عرب ها؟
    حرف زیاد است. شروع کننده ی درگیری کی بود؟کدوم طرف نمیذاره ماجرا تموم بشه
    ؟
    چه کسانی این درگیری رو تحریک می کنند؟
    این همه رو ول کردی فقط میگی ما باید …؟
    بذار یه چیز رو واسه شما و امثال شما روشن کنم.اگه قرار به دخالت تو این جریان باشه،بیشتر آرادی خواان ایران بدون هیچ تردیدی سمت کشوری رو می گیرن که خلیج فادس رو خلیج فارس بنامه.سه جزیره رو از ازل تا ابد ایرونی دونسته باشه.جمع بسیار زیادی از هموطن هاشون در اون کشور زندگی کنه .هرزه و خودفروش اونهم به اسدو قذافی و خامنه ای و صدام نباشه.
    نه عزیزم تردید نکن قلب میهن دوستان ایرانی برای ایران می تپد وبه عشق ایران برای اسراییل.خوش باشی