Saturday, 18 July 2015
16 October 2021
دایره‌ی شکسته- بخش نخست

«سری که درد می‌کند»

2012 November 20

مهشب تاجیک / رادیوکوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

می‌گویند بهمن کوچک، همان سیگارهای ساخت میهن که همه‌چیز در توتونشان یافت می‌شود ولی خیلی ها حتا در فرنگ هم از طرفداران آن هستند، شده است هزار و چهارصد تومان ناقابل. می‌گویند خیلی از دانشجوهای مشغول به تحصیل در کشورهای دیگر برگشته‌اند ایران. از قیمت‌ها می‌گویند و از هزینه‌ی حمل و نقل. می‌گویند هزینه‌ی پروازهای خارجی صد و پنج درصد افزایش یافته است. از همه‌چیز سخن می‌گویند و حتا دیگر کسی افزایش قیمت‌ها را با دوران پهلوی مقایسه نمی‌کند این‌قدر که افزایش قیمت‌ها غیر قابل پذیرش و باورنکردنی است طوری که سال گذشته بعید به نظر می‌رسد چه برسد به این‌که از سال‌های پیش از انقلاب اسلامی سخن به میان آوریم آن‌طور که گاهی شگفتی‌برانگیز است که چطور یک خانواده‌ی متوسط شهرنشین دارای فرزند و اجاره نشین که هر دو والد کار می‌کنند می‌تواند از عهده‌ی هزینه‌های زندگی بر آیند چه برسد به این‌که به یک خانواده‌ی فقیر در حومه‌ی شهر و بی‌کار و دارای فرزندان بی‌شمار و مشکل‌های ریز و درشت بپردازیم. فکر کردن و تصور این موضوع دشوار است ولی موضوع این است که هنوز مردم ایران زندگی می‌کنند، به مهمانی می‌روند، همیشه خیابان‌ها لبریز از ماشین و جمعیت است، رستوران‌ها جای خالی ندارند و اگرچه همه‌ی اصناف اذعان می‌کنند که قدرت خرید مردم کم شده است ولی هنوز مردم به خرید می‌روند.

این‌که ایران دچار بحران ریشه‌ای اقتصادی است و این‌که تحریم‌ها و ناکارآمدی سیستم اقتصادی کشور در این سال‌ها هم مزید بر علت شده است یک سوی ماجرا ست ولی این‌که فرهنگ مصرفی مردم و تصور ایشان از وضعیت مطلوب اقتصادی چیست سوی دیگر ماجراست. بر هیچ‌کس پوشیده نیست که درآمدها در ایران ناعادلانه و غیر منطقی است، هزینه‌های زندگی و اجتماعی بدون هیچ معیاری بیشترین فشار را بر قشر متوسط و کم‌درآمد می‌آورد و واردکننده‌ها تولید داخلی را از میان برده‌اند و این وسط آن‌کس که سود می‌برد واسطه‌ای است که تا هر جا که بتواند قیمت را افزایش می‌دهد. هزار و یک مساله‌ی معلوم و مجهول دیگر هم هستند که بر اقتصاد خرد و کلان این کشور تاثیر می‌گذارند ولی اگر باز هم به پرسش اصلی باز گردیم که معیار فرد ایرانی برای متوسط زندگی در جامعه چیست شاید پاسخ بسیاری از این ناهنجاری‌ها به دست آید.

با ذکر به‌جای این نکته که به هیچ‌وجه قصد بر آن نیست که تقصیر عمده بر گردن زیست فردی مردم بیفتد باید متذکر شد که بسیاری از عادت‌های پسند و ناپسند ما چه در زیست شخصی و چه در زیست اجتماعی، دلیل مستقیم یا غیر مستتقیم بسیاری از مسایلی هستند که گریبانمان را می‌گیرد. وقتی کمی از این بافت اجتماعی فاصله بگیریم و در محیط های دیگر و در کشورهایی که شبیه ما زیست نمی‌کنند به سر بریم، بخشی از این مسایل آشکار می‌شوند. برای نمونه اگر در کشورهای اروپایی بنابر شیوه‌ی زیست ایرانی بخواهیم زندگی کنیم، زندگی بسیار سخت می‌گذرد. شما نمی‌توانید چون ایران زنبیل خود را پر از چند کیلو پرتقال و سیب و سبزی و چیزهای دیگر کنید و در نهایت چند اسکناس سبز یا آبی بگذارید روی پیشخوان و بگویید همه‌چیز گران شده است، شما در اروپا نمی‌توانید تاکسی در بست بگیرید و در تمام شهر بگردید و بعد به راننده بگویید که دیروز ارزان‌تر بود و چرا چنین و چنان چون اصولن با هر میزان درآمد معمولی این کار شدنی نیست ولی این شدنی است که با هر میزان درآمدی فرصت این را داشته باشید تا فرزند خود را در شرایط مطلوب پرورش دهید و فرزند شما دچار سوء تغذیه، بیماری آسیب‌رسان و از این قبیل نشود و شما فرصت این را دارید تا با یک شغل بتوانید زندگی کنید. البته که اروپا همه‌ی دنیا نیست و مسلم است که دیگرانی بدتر و بهتر از ملت ما در دنیا زیست می‌کنند ولی برای مقایسه و مشاهده لزومن به‌سراغ دو سویه‌ی یک نمودار نمی‌روند بلکه توجه به همان میانه کفایت می‌کند.

بخش دوم

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,