Saturday, 18 July 2015
25 October 2020

«جمال‌زاده؛ نویسنده‌ای پیشرو»

2010 January 23

مارال / رادیو کوچه

maral@koochehmail.com

سید محمد علی جمال زاده در سال 1270  در اصفهان به دنیا آمد. پدر او سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی از واعظین مبارز و مخالف استبداد در دوران مشروطه بود. پدرش، سید جمال، برای رهایی محمدعلی از خطراتی که خانواده‌شان را تهدید می‌کرد، او راد در دوازده سالگی روانه بیروت کرد تا به تحصیل در محیطی امن مشغول شود. جمال زاده تحصیلات متوسطه را درمدرسه ای در یکی از دهکده‌های لبنان، گذراند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

زمانی که محمدعلی شاه قاجار مجلس را به توپ بست و هر یک از آزادی خواهان با مشکلاتی مواجه شدند، پدر جمال زاده خود را به همدان رساند تا از آن جا به عتبات فرار کند، ولی در آن جا دستگیر شد و  به بروجرد برده شد و حاکم بروجرد دستور اعدام او را صادر کرد. با وجود این خبردردناک بازهم جمال زاده به تحصیلات خودادامه داد وپس از به پایان رساندن دوران متوسطه به ایران بازنگشت و دلیل این بازنگشتن را خودش این گونه بیان کرده بود که زمینه‌ی مناسبی  برای بازگشتن به ایران نمی دید.

وی درسال 1289 از بیروت عازم اروپا شد و تحصیلات در رشته­ی حقوق را شروع کرد . جمالزاده دراین سال ها زندگی بسیار سختی را می گذرانید و ازجهت مالی در مضیقه بود. خودش در خاطراتش می گوید : « یک نفر از دوستان به دیدنم آمد. گفتم کاغذی به مادرم به تهران نوشته ام و پول تمبر ندارم و امیدوار بودم  وجه مختصری به من خواهد داد و من به جای تمبر با آن وجه قطعه نانی خواهم خرید. از قضا تمبر با خود داشت و داد و رفت و من خجالت کشیدم حقیقت مطلب را به او بگویم … به زور درس دادن لقمه نانی به دست می آوردم و گاهی هم نه درسی پیدا می شد و نه نان و خدا تنها بزرگ بود… »

سرانجام وی به شهر دیوژن در فرانسه رفت و دیپلم حقوق خود را از دانشگاه آن شهر گرفت.

محمدعلی جمال زاده سهم بزرگی در انتقال تجربیات بین‌المللی برای سازماندهی ادارات و نهادهای مربوط به کار مثل شورای عالی کار، بیمه‌ها، اتحادیه‌های کار و سایر نهادها به ایران داشته است.

داستان کوتاه «فارسی شکر است» جمالزاده که در سال 1300، منتشر شد، به‌عنوان اولین داستان سبک مدرن در ادبیات فارسی به ثبت رسید. هم‌چنین انتشار کتاب «یکی بود یکی نبود» او نیز در همان سال صورت گرفت. این کتاب در تهران غوغا به راه انداخت. چماق‌های تکفیر به حرکت درآمدند و برای ناشر کتاب در ایران تقاضای تبعید کردند. بازارها و دکان‌ها تعطیل شدند و ولوله‌ای در شهر ایجاد شد. عامل جنجال یکی از داستان‌های کتاب بود:

«چیز غریبی که در این مملکت است این است که گویا اصلا زن وجود ندارد. تو کوچه‌ها دخترهای کوچک چهار پنج ساله دیده می‌شود ولی زن هیچ در میان نیست. من شنیده بودم که در دنیا «شهر زنان» وجود دارد که در آن هیچ مرد نیست ولی «شهر مردان» به عمرم نشنیده بودم. در فرنگستان می‌گویند ایرانی‌ها هرکدام یک حرم‌خانه دارند که پر از زن است ولی الحق که هم‌وطنان من خیلی از دنیا بی‌خبر هستند. در ایرانی که اصلا یک زن پیدا نمی‌شود چه طور هر نفر می‌تواند یک خانه پر از زن داشته باشد؟ امان از جهل! یک روز دیدم تو بازار مردم دور یک کسی را که موی بلند دارد و صورت بی مو و لباس سفید بلند و کمربند ابریشم داشت گرفته‌اند. گفتم یقین یک نفر زن است و با کمال خوشحالی دویدم که اقلا یک زن ایرانی دیده باشم ولی خیر، معلوم شد یارو درویش است… یک روز از یکی از ایرانیانی که با من رفیق شده بود و دارای چندین اولاد بود پرسیدم پس زن تو کجاست. دیدم فورا سرخ شد و چشم‌هایش دیوانه‌وار از حدقه بیرون آمد و حالش به کلی دگرگون شد و فهمیدم … که در این مملکت نه فقط زن وجود ندارد بلکه اسم زن را هم نمی‌توان بر زبان آورد.»

محمدعلی جمال زاده سهم بزرگی در انتقال تجربیات بین‌المللی برای سازماندهی ادارات و نهادهای مربوط به کار مثل شورای عالی کار، بیمه‌ها، اتحادیه‌های کار و سایر نهادها به ایران داشته است.

شاهکار نام  یکی از مجموعه داستان های جمال زاده است که از نظر خودش مورد قبول ترین و مورد پسند ترین اثر اوست.

جمالزاده زمانی که در برلین بود ، سردبیر مجله­ای به نام « علم و هنر » بود که چند قصه از جلد دوم  کتاب شاهکار را برای اولین بار در آنجا به چاپ رسانید از جمله داستان «پلنگ»، «نوع پرست» و « دشمن خونی» .

از دیگر آثار او می توان به : « سر و ته یه کرباس»، «دارالمجانین»، «صندوقچه‌ی اسرار»، «تلخ و شیرین»، «قصه‌های کوتاه برای بچه‌های ریش دار»، «قصه‌ی ما به سر رسید» و … اشاره کرد.

محمدعلی جمال زاده را همراه با صادق هدایت و بزرگ علوی سه بنیانگذار اصلی ادبیات داستانی معاصر فارسی می‌دانند. داستان کوتاه «فارسی شکر است» را که در کتاب «یکی بود، یکی نبود» او چاپ شده‌است، به عنوان نخستین داستان کوتاه فارسی به شیوه ی غربی می‌شمارند.

نویسنده شدن جمال زاده محصول یادگیری زبان فارسی و انجام مطالعات زیاد در این راستا به همت خود او در خارج از ایران است. در کودکی او در مدارس ایران فارسی را خوب تدریس نمی‌کردند و به‌هنگام خروج از ایران فارسی او بسیار ضعیف بود. اما او خواند و خواند و نوشت تا نویسنده‌ای پیشرو شد. محمدعلی جمال زاده از عمر طولانی یک صد و شش ساله‌ی خود تنها سیزده سال را در ایران گذراند. اما در تمام عمر همواره با یاد ایران زیست، هر روز کتاب فارسی ‌خواند و هرچه تالیف و تحقیق کرد به زبان فارسی بود.

محمدعلی جمال زاده را همراه با صادق هدایت و بزرگ علوی سه بنیانگذار اصلی ادبیات داستانی معاصر فارسی می‌دانند. داستان کوتاه «فارسی شکر است» را که در کتاب «یکی بود، یکی نبود» او چاپ شده‌است، به عنوان نخستین داستان کوتاه فارسی به شیوه ی غربی می‌شمارند. این داستان پس از هزار سال از نثرنویسی فارسی نقطه عطفی برای آن به شمار می‌رفت.

داستان‌های جمالزاده به لحاظ فرم دارای نثری ساده، زیبا و روان است. محتوای انتقادی-اجتماعی آن‌ها برگرفته از مختصات جامعه ایران در دوران انقلاب مشروطه است و آکنده از ضرب‌المثل‌ها و اصطلاح‌های عامیانه و لحنی طنزآلوده است. این نویسنده در سال 1355 شرح حال خود را در «راهنمای کتاب» نوشت.

او هم‌چنین اقدام به ترجمه کتاب‌های مختلفی به فارسی کرد. تسلط بر اصطلاحات مذهبی و روایات اسلامی از شاخصه‌های نثر اوست. جمال زاده در دوران کهولت به مدت پنج سال مشغول نوشتن خاطرات و مکاتبه با نویسندگان شد. او در 15 آبان 1376  پس از گذران بیش از یک قرن زندگی پربار سیاسی- فرهنگی، در یک خانه سالمندان، در شهر ژنو سوئیس از میان ما رفت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , 

۱ Comment