Saturday, 18 July 2015
04 December 2020
پانوراما

«نظارت و سانسور در مطبوعات عهد ناصری»

2012 November 25

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

با وجودی‌که ناصرالدین‌شاه طی نیم قرن حکومت و فرمان‌روایی گاه برای نجات تاج و تخت و رهایی از بحران‌های سیاسی و اقتصادی به امثال «امیرکبیر» و «سپه‌سالار» متوسل می‌شد، اما هیچ‌گاه با اقدامات اصلاحی آن مردان بزرگ تاریخ معاصر ایران از صمیم قلب موافق نبود و طبع فاسد او به هم‌کاری با امثال «میرزاآقاخان نوری» و دیگر درباریان متملق تمایل بیش‌تری داشت؛ او همین که احساس کرد از راه روزنامه و کتاب ممکن است مردم با مفهوم قانون، عدالت، حقوق فردی، حقوق اجتماعی و آزادی نطق و بیان آشنا شوند، نگران شد و به «اعتمادالسلطنه» وزیر علوم نوشت: «… همه چاپ‌خانه‌ها و روزنامه‌های ایران باید زیر نظارت این اداره درآید، هم‌چنین اداره‌ی مطبوعات دولتی که در تهران قرار دارد، باید امور چاپ‌خانه‌ها را دقیقن دنبال کند و به آن‌ها خاطرنشان کند تا از انتشار جزوه‌ها، کتاب‌ها و سایر اوراق چاپی که برخلاف آداب ملی و علیه دولت است خودداری کنند…» به طور کلی مطبوعات این دوره، چون نمایان‌گر تمایلات و افکار عمومی نبودند، افراد باسواد و اهل سیاست به مطالعه‌ی آن رغبتی نشان نمی‌دادند؛ در این روزنامه‌ها، جز مطالب مبتذل درباری به شرح‌حال شعرای بی‌ارزشی چون «منوچهری دامغانی» و «شمس‌الشعرا میرزا محمدعلی‌خان اصفهانی» متخلص به «سروش» می‌پرداختند. درحالی‌که روزنامه باید منعکس‌کننده اوضاع سیاسی و اقتصادی مملکت باشد، و چون در روزنامه‌های این دوره اثری از انعکاس و تبلیغ افکار و تمایلات مردم به چشم نمی‌خورد، مردم از خرید و مطالعه‌ی آن خودداری می‌کردند. ناچار، گردانندگان روزنامه چاره‌ای جز فروش اجباری مطبوعات دولتی نداشتند. «مستوفی‌الممالک» وزیر مالیه با مراجعه به دفاتر دولتی، روزنامه را بین عده‌ای از مقامات دیوانی تهران و شهرستان‌ها سرشکن کرد و از آنان خواست که در سر قسط از پرداخت تن‌خواه روزنامه تعلل نکنند. بالاخره مقتضیات زمان و جبر تاریخ یعنی بحران‌های اقتصادی و سیاسی، قحطی و خشک‌سالی، آشفتگی وضع قضایی و مالی و نظامی کشور و عدم رضایت عمومی، ناصرالدین‌شاه را برآن داشت که از حسن نیت و کاردانی «مشیرالدوله» (سپه‌سالار) کمک گیرد و در 29 شعبان 1288 هجری قمری وی را به صدارت انتخاب کرد. پس از روی کار آمدن او در روزنامه «وقایع عدلیه» برای نخستین بار سخن از دادگستری و عدالت و مبارزه با ستم و بی‌دادگری به میان آمد، این‌گونه سخن‌ها نه تن‌ها با مصالح و منافع شاه و درباریان تعارض داشت، بل‌که جناح‌های ارتجاعی، از دگرگونی قوانین و ایجاد سازمان جدید به سبک غرب بیم داشتند و آن را بدعتی در این دولت می‌دانستند و از تنظیم قوانین و مقررات جدید سخت نگران بودند. دومین روزنامه‌ای که در دوران زمام‌داری ده ساله‌ی سپه‌سالار منتشر شد، روزنامه‌ی «ایران» بود که زیر نظر «محمدحسن‌خان صنیع‌الدوله» رییس سازمان انطباعات دولتی اداره می‌شد، این مرد با آن‌که با تمدن و فرهنگ غرب آشنا بود و در ترجمه‌ی کتب سودمند مهارت داشت، برخلاف سپه‌سالار، به مصالح اکثریت مردم کم‌ترین توجهی نداشت، مردی نوکرصفت و غلام حلقه به گوش شاه بود. وی با این‌که به مردم وعده داده بود که هرکس آزاد است هرچه می‌خواهد بنویسد، در عمل جز به ذکر اخبار دربار و احکام عزل و نصب مامورین دولتی و تفسیر سلام و شکار و سیروسیاحت «قبله عالم» به بیان و توضیح مطلب سودمندی نپرداخت.

به طور کلی در زمان ناصرالدین‌شاه، دو جریان فکری در مطبوعات ایران مشهود بود، روزنامه‌های ارتجاعی و واپس‌گرا زیر نظر اداره‌ی انطباعات دولتی به مدیریت «محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه»(صنیع الدوله) قرار داشتند و مطبوعات مترقی و اصلاح‌طلب و ترقی‌خواه، به همت سپه‌سالار و هم‌فکران او اداره می‌شدند. درواقع، ناصرالدین‌شاه برای جلوگیری از انتشار فکر دموکراسی در ایران، صنیع الوله را به وزارت انطباعات برگزید و او برای آن‌که مورد بازخواست قرار نگیرد، مطالب روزنامه را قبل از چاپ به نظر شاه می‌رسانید. در روزنامه‌ی «وقایع عدلیه» سخن از قوانین مردمی و حقوق ملت به میان می‌آمد و در روزنامه «لاپارتی»(وطن) به دو زبان فرانسه و فارسی نظریات اصلاح‌طلبانه سپه‌سالار منعکس می‌شد. همین‌که روزنامه «وطن» از چاپ بیرون آمد و برای شاه خواندند، چون مطالب آن آموزنده و مترقی بود آزرده‌خاطر شد و دستور توقیف آن را صادر کرد و در حقیقت تولد و مرگ این روزنامه مترقی و پیش‌رو در یک روز اتفاق افتاد. روزنامه «نظامی»(علمیه و ادبیه) یکی دیگر از روزنامه‌های برجسته‌ی عصر سپه‌سالار بود که به دست او منتشر شد و دریچه‌ای به سوی اندیشه‌های سازنده و افکار نو گشود. این روزنامه راه تنویر آزاد افکار را همانند روزنامه وقایع عدلیه و روزنامه ناپایدار وطن ادامه داد.. اداره روزنامه با «میرزا عباس‌خان مهندس‌حضور» بود که عده‌ای به او کمک می‌کردند. پس از حدود دو سال، بار دیگر هم‌زمان با وزارت جنگ سپه‌سالار، روزنامه «مریخ»، خواهان ادامه راه روزنامه علمیه و ادبیه شد. در این روزنامه با تمام مشکلاتی که وجود داشت، مطالب ارزنده‌ای نظیر وطن‌پرستی، تحول سیاسی اروپا، مدنیت، انقلاب آزادی یونان و عربستان، بشر و علوم درج می‌شد. این روزنامه هم پس از انتشار 18 شماره تعطیل شد.  روزنامه «اختر» نیز که نخستین شماره آن در 16 ذیحجه 1292 هجری قمری در اسلامبول منتشر شد، ناشر افکار روشن‌فکری مترقی عهد ناصری بود و مردان مبارزی چون «میرزا آقاخان کرمانی»، «شیخ احمد روحی» و «میرزا یوسف‌خان مستشارالدوله» و «میرزا مهدی‌خان تبریزی»( ناشر روزنامه حکمت در قاهره) و «میرزا علی‌محمدخان کاشانی»( ناشر روزنامه ثریا و پرورش) در نوشتن مقالات آن شرکت می‌کردند. این روزنامه موجب تشکیل و استحکام هسته مبارزه با استبداد دست‌گاه ناصری در بیرون از ایران شد و به علت انتشار مقالات آموزنده و پرمغز، نفوذ آن در کشور آن‌چنان افزایش یافت که چندی بعد در زمان صدارت «امین‌السلطان» پخش و مطالعه‌ی آن از سوی شخص ناصرالدین‌شاه به کلی ممنوع شد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , ,