Saturday, 18 July 2015
05 December 2020
با افزایش طلاق،

«ازدواج مجدد به شرط آرامش»

2012 November 28

سمیه ورزنده / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در جامعه امروز ایران، یکی از  آسیب‌های اجتماعی  مطرح شده که ریشه در تغییر و تحولات گوناگون فرهنگی، اجتماعی، زیستی دارد را پدیده طلاق عنوان کرده‌اند. جدایی یا رهایی همسران از یک‌دیگر به‌دلیل عدم سازش، از بین رفتن رابطه زناشویی و زندگی خانوادگی را به اصطلاح طلاق می‌نامند. در حقیقت همان‌گونه که پیوند بین افراد بر اساس آیین و قراردادهای رسمی و اجتماعی برقرار می‌شود چنان‌چه زن و شوهر نتوانند به دلایل گوناگون شخصیتی، محیطی و اجتماعی با یک‌دیگر زندگی کنند به ناچار بر اساس مقررات و ضوابطی از هم جدا می‌شوند، که البته این پدیده با پیچیده‌تر شدن زندگی افراد در جامعه شدت یافته است.

اگر در سال‌های نه چندان دور، نام بردن از طلاق هنگام خواستگاری کاری بس ناپسند و  وحشت‌آور بود و به قولی شگون ‌نداشت، حالا کار از بدشگونی و خوش‌یمنی گذشته است. نسل امروز ما در برخورد با پدیده طلاق نسبت به گذشته، وحشت و استرس کم‌تری به خود راه می‌دهند، حتا این امر در بین خانواده‌ها خیلی راحت‌تر پذیرفته شده است. به عبارتی، خانواده‌ها واقعیت را ترجیح می‌دهند و حکایت «جنگ اول به از صلح آخر» را به کار می‌ببرند، یعنی دو طرف سنگ‌هایشان را همان اول کار وا می‌کنند. به عنوام مثال، در بیش‌تر مواقع خانواده دختر تقاضای وکالت طلاق را مطرح می‌کند چراکه وکالت طلاق به زن این اجازه را می‌‌دهد که هر وقت تصمیم گرفت، به دادگاه مراجعه کرده و تقاضای طلاق از همسرش را بدون دردسر عنوان کند.

در حقیقت خانواده‌ها با درخواست این موضوع بر خلاف گذشته می‌خواهند به فرزندان شان یادآور شوند در صورت مواجه شدن با هر‌گونه مشکل در خانه ما بروی شما باز است و اصطلاح ‌«با لباس سفید رفتی خانه بخت با کفن سفید بیا بیرون» از ذهن‌‌ها رنگ باخته است و جایش را به زندگی به شرط آرامش‌ داده است. شاید به همین دلیل است که بر طبق آمار گزارش شده،  هر سه ازدواج  یک جدایی را به‌دنبال دارد.

با وجود این‌که، از روزگاری که طلاق کابوس زنان و مردان بوده سال‌ها گذشته و‌ طلاق را گاهی راه حل مناسبی برای پایان دادن به زندگی زناشویی عاری از تفاهم یا زندگی توام با مشکلات روحی و روانی و جسمانی و ناسازگاری و نظایر آن می‌دانند، اما هم‌چنان به عنوان یکی از منفورترین پدیده‌های اجتماعی شناخته شده است. طلاق با این دید، باعث کاهش شدید ماهیت اجتماعی، روانی یا جسمی در فرد می‌شود، چنین کمبودی می‌تواند منشا مهم اختلالات اعضای خانواده در قبل و بعد از طلاق ‌باشد.

با وجود این‌که، از روزگاری که طلاق کابوس زنان و مردان بوده سال‌ها گذشته و‌ طلاق را گاهی راه حل مناسبی برای پایان دادن به زندگی زناشویی عاری از تفاهم یا زندگی توام با مشکلات روحی و روانی و جسمانی و ناسازگاری و نظایر آن می‌دانند، اما هم‌چنان به عنوان یکی از منفورترین پدیده‌های اجتماعی شناخته شده است

بر اساس تحقیقات انجام شده روان‌شناسان دریافته‌اند، طلاق می‌تواند اثر نامطلوب بلند مدتی روی سلامت فیزیکی، روانی و احساس فرد بر جای بگذارد، به‌طوریکه اثرات نامطلوب طلاق حتا پس از ازدواج مجدد روی سلامت و بهداشت روانی فرد باقی می‌ماند. این در حالی است که خطرناک بیماری‌های جدی مانند دیابت، بیماری قلبی یا سرطان در افراد با سابقه طلاق، 20 درصد بیش‌تر از سایرین است.

باید گفت جدایی از همسر به طور ناگهانی یا پیش‌بینی شده برای همه اعضای خانواده به‌ویژه فرد یک شوک محسوب می‌شود، در این هنگام بحران عاطفی رخ می‌دهد و احساس انسان از عقل فاصله می‌گیرد و واکنش‌های فرد غیر‌ارادی می‌شود. بنابراین پس از گذشت مدتی از طلاق، فرد احساس تنهایی می‌کند، زیرا از محیط امن خانواده جدا شده و باید با تمام مشکلات تنها زیستن و جدایی رو در رو شود. علاوه بر آن ترس از آینده‌ای مبهم برای خود و فرزندان، واکنش‌های گوناگونی را در او پدید می‌آورد و این وضعیت، احساس تنهایی را شدت می‌بخشد. این ترس بیش‌تر ناشی از این نگرانی است که آیا تنها خواهد ماند؟ آیا در آینده همسری مناسب پیدا خواهد کرد؟

بدون شک می‌توان گفت که مشکلات روحی پس از طلاق به مراتب بیش از صدمات جسمانی آن می‌باشد. زن و شوهر پس از طلاق با روندی از محرومیت‌های گوناگون، طرد اجتماعی، اختلال در مناسبات اجتماعی، عدم ارتباط با محیط بیرونی، فقدان هم‌دل و هم‌راز و نبودن محل زندگی مستقل رو‌به‌رو می‌شوند. طلاق شرایطی را ایجاد می‌کند که منجر به از دست دادن حمایت اجتماعی خانواده از فرد مطلقه، کاهش نفوذ اجتماعی وی و حتا گاهی باعث از بین رفتن موقعیت‌ها و فرصت‌های اجتماعی فرد می‌شود. فرد مطلقه نه در مقام یک مجرد است و نه در مقام یک متاهل. جامعه تعریف و جایگاه مناسبی را برای وی در نظر نمی‌گیرد و نگرش منفی نسبت به او وجود دارد، گویی آنان افرادی بوده‌اند که از تمایلات و خواهش‌های خود پیروی کرده و منافع خود را بر مصالح خانواده ترجیح داده‌اند.

 وجود ارزیابی بسیار منفی جامعه از طلاق و شخصیت زن و شوهری که جدا شده اند، باعث می‌شود فکر ازدواج مجدد برای فرد دوباره شکل گیرد. اگرچه، زنان مطلقه به طور معمول نسبت به مردانی که متارکه نموده‌اند کم‌تر ازدواج مجدد می‌کنند و به علل اجتماعی و عاطفی مانند شکست در ازدواج قبلی و عدم اعتماد به مردان و روحیه مناسب جهت آغاز زندگی جدید باز می‌گردد، اما تجربه نشان داده که بسیاری از افراد برای فرار از تنهایی، فشار‌های خانوادگی و اجتماعی یا برای رو‌کم‌کنی همسر سابق و خانواده‌اش یا رفع نیاز‌های عاطفی، جنسی، مالی بدون درنظر گرفتن معیارهای مناسب فقط برای فرار از شرایط موجود تن به ازدواج مجدد می‌دهند.

در این راستا، دکتر محسن حسنی‌، روان پزشک و مشاور خانواده می‌گوید: «به طور قطع کسی که در زندگی اول خود با شکست و طلاق مواجه شده دارای حق زندگی است و نیازمند آن است که یک رابطه زناشویی مناسب را دوباره تجربه کند، اما در ازدواج دوم کسی موفق‌تر است که بتواند فارغ از ازدواج اول با انگیزه‌های سالم و بهتری دست به انتخاب بزند. بنابراین آن‌چه در شرایط شکست عاطفی یا طلاق توصیه‌ می‌شود این است که افراد بلافاصله وارد جریان عاطفی دیگری نشوند و حداقل یک دوره زمانی را طی کنند تا ناملایمات وارده از رابطه قبلی را شناسایی و ترمیم شوند‌.»

دکتر محسن حسنی با اشاره به این که ازدواج مجدد به مراتب سخت‌تر و حساس‌تر از ازدواج اول است تاکید کرد: «اگر در ازدواج مجدد فرد با شکست مواجه شود آثار زیان بار اجتماعی و روانی گسترده‌تری را هم‌راه خواهد داشت. بنابراین هنگام ازدواج مجدد فرد باید همه شرایط اولیه ازدواج مانند شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، شخصیتی و خانوادگی طرف مقابل خود را در نظر بگیرد و اطمینان داشته باشد که تصمیم یرای ازدواج مجدد از روی احساس و فرار از بحران‌‌های دوران طلاق نیست.» او ادامه داد: «پیش از آن که فرد برای ازدواج مجدد تصمیم‌گیری کند باید از خود بپرسد، آیا می‌تواند افکار و احساسات خود را نسبت به ازدواج قبلی، فراموش کند و مواردی را که علت جدایی از همسر اولش بوده، برطرف کند؟ و در نهایت آیا آمادگی لازم برای شروع یک ازدواج تازه را دارد؟»

این روان‌شناس در ادامه افزود: «مهم‌ترین نکته قبل از هرگونه تصمیمی برای ایجاد یک رابطه جدید، بررسی علل طلاق است. بنابراین لازم است که افراد آموزش‌های لازم برای مهارت‌هایی چون  خودآگاهی، برقراری ارتباط موثر، انتقاد کردن و انتقاد شنیدن، حل مسئله، تصمیم‌گیری، کنار آمدن با استرس و روبه‌رو شدن با هیجانات ناخوشایند را بیاموزند. برای تغییر هیچ‌وقت دیر نیست، اگر زوجین ترس از دست دادن و فروپاشی زندگی‌شان را داشته باشند تمام هوش و تلاش خود را به خرج می‌دهند که این مهارت‌ها را یاد بگیرند.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,