Saturday, 18 July 2015
27 November 2020
پانوراما

«اصلاحات ناکام امین‌الدوله »

2012 November 30

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«میرزا علی‌خان امین‌الدوله»، فرزند «محمدخان مجدالملک» در 18 ذیقعده 1259 هجری قمری در تهران متولد شد و پس از فراگرفتن تحصیلات مقدماتی در پناه تعلیمات پدر به آموختن زبان فرانسه پرداخت و با فرهنگ و تمدن غرب آشنا شد. در عهد ناصرالدین‌شاه منشی حضور او بود، در سال 1290 هجری قمری به منصب وزارت رسایل ارتقا یافت، بعد از آن اداره‌ی پست و یک سال بعد ضراب‌خانه‌ی دولتی و ضرب مسکوکات نیز به او واگذار شد. در سال 1295 برای ابلاغ تعزیت شاه متوفا و تبریک جلوس شاه جدید مامور دربار ایتالیا شد. پس از بازگشت، اداره‌ی دارالشورای دولتی و وساطت ابلاغ اوامر شاه به مجلس به عهده‌ی او گذاشته شد. ناصرالدین‌شاه با این‌که از اساس با قانون و اجرای عدالت مخالف بود، پس از بازگشت از سفر اروپا برای فریب‌کاری و عوام‌فریبی در سال 1306 هجری قمری امر به تدوین قانون داد و امین‌الدوله، کتاب‌چه‌ای در این زمینه تنظیم کرد و فرمان اجرای آن صادر شد، ولی هرگز به مرحله‌ی عمل درنیامد. امین‌الدوله در دوره پیش‌کاری آذربایجان «حاجی میرزا حسن رشدیه» را که از بیم مخالفان فرهنگ جدید به قفقاز فرار کرده بود، با تلگراف به تبریز فراخواند و به وسیله او دبستان باشکوهی در آن‌جا بنیاد نهاد.

وقتی مظفرالدین‌شاه به سلطنت رسید در سال دوم پادشاهی، «امین‌السلطان» را که عنصری مرتجع و فاسد بود از صدارت برداشت و در اواخر سال 1314 هجری قمری امین‌الدوله را به تهران فراخواند و اداره امور را به او سپرد. امین‌الدوله در دوران قدرت از علاقه‌ی فراوان «رشدیه» به رشد فرهنگ عمومی استفاده کرد و در تهران برای نخستین بار به تاسیس دبستان‌های جدید همت گماشت. «ناظم الاسلام کرمانی» در «تاریخ بیداری ایرانیان» می‌نویسد: «… کار دبستان نیک پیش‌رفت کرد و امین‌الدوله شاه را به آن‌جا برد و از خود و از شاه و دیگران سی وشش هزارتومان پول گرد آورد که سود آن به دبستان داده شود و برای سرکشی به کارهای دبستان و رواج دادن به دانش‌ها «انجمن معارف» برپا کرد. از آن سوی چون آشفتگی کارها را از نبودن قانون می‌دانست، برآن شد که قانونی بگذارند و آن را به تصویب شاه برساند و نیز به جلوگیری از رشوه‌گیری و ستم‌گری حکم‌رانان و درباریان کوشید و از خیانت و تعدیات مستوفیان و ارباب دفتر به شدت جلوگیری و جراید و مطبوعات را تشویق کرد و برای درآمد و هزینه کشور سامانی اندیشید و «ناصرالملک» را به وزارت مالیه برگزید و برای اصلاح عمل گمرک چند نفر مامور متخصص از دولت بلژیک استخدام و سرانجام لایحه‌ای به شاه تقدیم کرد که در آن نوشته بود «اول باید مواجب شاه معلوم و معین باشد تا سایر تکالیف معلوم گردد.» اما دست‌های نیرومندی در کار بود، بدخواهان از هرسو به کارشکنی پرداختند و «مقربان حضرت و اجزای خلوت همایونی، جمعی به واسطه‌ی برنیاوردن مقاصد و منویات فاسده از قبیل اضافه مواجب و انعام و تیول و غیره کینه‌ی او را در دل داشتند و پاره‌ی دیگر فریب وعده و وعید…. امین السلطان را خوردند و در نزد مظفرالدین‌شاه آن‌چه توانستند به هر اسم و عنوان بی‌شرمانه عرضه داشتند…. و «حاجی محسن‌خان مشیرالدوله» که با امین‌الدوله دشمنی داشت، به شاه گفت اگر امین‌الدوله یک ماه دیگر بر مسند صدارت باقی بماند، دولت قاجاریه را منقرض خواهد کرد.» و این گفته‌ی او در زمانی اتفاق افتاد که امین‌الدوله لایحه‌ای به شاه داده و در آن گفته بود« نخست باید ماهانه‌ی شاه به اندازه باشد تا بتوان به دیگران ماهانه به اندازه داد.» درمجموع، این مخالفت‌ها با ضدیت بعضی از علما دست به دست هم داده باعث شد که شاه از او بیم‌ناک و نگران شود و از کار برکنارش کند. «احمد کسروی» در این رابطه می‌گوید: «این‌ها همه راست است ولی جز از این‌ها و جز از کوشش‌ها و کارشکنی‌های امین‌السلطان و کارکنان او انگیزه‌ی بزرگ دیگری در کار بوده و خود امین‌الدوله هم چاره‌ساز و توانا نبوده است.»

هرچه که بود امین الدوله نیز با همان حربه ای که موجب شد «میرزا حسین‌خان سپه‌سالار» از پای درآید، یعنی افترای بدبینی و هجوم ارباب قدرت، به سال 1316 هجری قمری از دایره سیاست خارج شد. بعد از آن به ناچار از تهران به گیلان رفت. در دوران فراغت و انزوا مشغول زراعت و تالیف خاطرات سیاسی خود بود. امین‌الدوله مرد روشن‌فکر و اصلاح‌طلبی بود و نقشه‌هایی از قبیل تاسیس راه‌آهن و ایجاد کارخانه قند و کبریت در سر می‌پرورانید و با پیش‌گامان تجددگرایی و آزادی مانند «سیدجمال‌الدین اسدآبادی» و «میرزا حسین‌خان سپه‌سالار» و «شیخ هادی نجم‌الدین» و «سید طباطبایی» و «میرزا ملکم‌خان» ارتباط معنوی داشت و از فهوای یادداشت‌های او پیداست که تا چه حد این مرد شیفته دموکراسی و قانون و زندگی و آبادی مملکت ایران بود و از ناامنی و ظلم و بی‌قانونی و فقر و جهل کشور خود تا چه اندازه متاثر بوده است. امین‌الدوله خط خوبی داشت و مطالب را درست و ساده و مختصر و خوش‌مضمون می‌نوشت… آخرین سال‌های عمر او به نگارش خاطرات گذشت. غیر از «سرگذشت سفر مکه»، کتاب «خاطرات سیاسی امین‌الدوله»، آینه‌ای است از دسته‌بندی‌ها و دسیسه‌ها و کینه‌توزی‌های رجال ایران، و خواننده از خلال سطور آن می‌تواند هم به شخصیت و روحیه مولف و هم به اوضاع سیاسی زمان او پی ببرد؛ ناشر کتاب معتقد است که قسمتی از این کتاب به قلم خود امین‌الدوله و مابقی آن تا آخر کتاب که تغییر سبک نگارش آن مشهود است به قلم شخص دیگری که به احتمال پسرش «محسن‌خان معین الممالک» بوده، نوشته شده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,