Saturday, 18 July 2015
15 August 2020
از روی یک دقیقه تمرین شروع کنیم:

«روزی مخالفان را به آغوش کشیده و خواهیم بوسید»

2012 December 03

سینا رهنما / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

sina@koochehmail.com

به یک چیزی دقت کرده‌اید؟ ما مردم ایران در سال‌های اخیر مهارت ویژه‌ای در بدمان آمدن و کنار زدن و تبعد کردن افراد به دست آورده‌ایم. هرقدر ایجاد و حفظ رابطه برایمان کار دشوار و سختی شده، اما دشمنی کردن را به آب خوردن انجام می‌دهیم. کافی است گوشه چشمی یا اخمی یا تخمی به خاطر مبارکمان بیاید تا سه سوت هرکه مقابلمان باشد را به خاک سیاه بنشانیم.

خاک سیاه نشاندنمان هم از نوع خاص است: با حرکت و ادا و رفتار و بعد لایه‌لایه‌های متفاوت و مستمر از تحقیر و خورد و خراب کردن طرف و قطع ارتباط او با بقیه است. به نوعی یار و یارکشی اساسی. چون قاعده طبیعی رفتاری ما در این مسایل کار زیادی تجربه کرده، در همین نقطه هم قوی شده است. ما می‌توانیم خیلی خوب بدمان بیاید، اما نمی‌توانیم خیلی خوب خوشمان بیاید. یک مقداری خوشمان می‌آید ولی نمی‌دانیم با آن چه کار کنیم ولی خوب بد آمدن را خیلی دوست داریم. چون انگار ناگهان از زندان رهایمان کرده‌اند. یا انگار سدی را از جلویمان برداشته‌اند.

وقتی بدمان می‌آید، احساس خوبی می‌کنیم. احساس می‌کنیم وجود داریم و داریم کاری انجام می‌دهیم. خوبی گردن نوعی گوگولی مسلکی است. ادا و اصول مضحک است. اما بد آمدن، کاری است کارستان. بد آمدن، کاری است که مانند استراتژی خانه مورچه‌ها، از سرباز و کارگر ساده دارد تا فرمانده و نقشه و استراتژی. جذاب هم هست، تکنیک‌های متفاوتی هم در آن به کار می‌رود: دروغ، حرف کشیدن، زیرپای کسی را خالی کردن، از زیرزبانش حرف کشیدن، به باتلاق هل دادن و خراب کردن همین طور ادامه‌ی آن. این قدر این کار را دنبال کرده‌ایم که فکر می‌کنیم همه رابطه‌ها باید به این سمت پیش برود.

شاید یکی از دلایل ما برای دور ماندن از دیگری، همین باشد. می‌خواهیم رابطه‌ها بمانند به جای این که خیلی زود یا زودتر، به فنا کشیده شوند. از آن جایی که این دور تسلسل همین‌طور دست به دست شده، شکستن یا کنار گذاشتن آن هم کار ساده‌ای نیست که بشود راحت انجامش داد. کمی کار قدم به قدم می‌خواهد.

مثالی باید این جا آورد تا قضیه شاید کمی بهتر مشخص شود. می‌دانیم که همه ما مردم ایران به اشکال مختلف، تاپ‌ترین و بهترین کارشناس در همه چیز هستیم. تقریبن هیچ حوزه‌ای نیست که در آن ما کارشناس برتر و مطلق نباشیم. اما در همین حوزه کارشناسی ویژه‌ی خودمان هم باید مواقعی با برخی از واقعیت‌ها روبه‌رو شویم. مثلن: افراد می‌میرند. یعنی خیلی ساده عمرشان تمام می‌شود. وقتی هم عمرشان تمام شد یا دوره تخاصم به سرآمد، هرقدر انرژی صرف این تخریب طرف مقابل کرده باشیم، از بین می‌رود. یا چیزهایی هست که در ثانیه‌ای همه چیز را عوض می‌کند. مثل نوه‌ای که وارد خانواده می‌شود. در بیش‌تر موارد همه قواعد رفتاری را عوض می‌کند و بعد ما را می‌گذارد و مقابله و مواجهه با دنیایی که از قبل این قدر سیاهش کرده‌ایم که نمی‌توانیم در آن درست تصمیم‌گیری کنیم.

بهترین کار این است: روزی چند ثانیه وقت صرف کنید تا به تدریج از افراد خوشمان بیاید. وقتی موانع اولیه کنار زده شد، به تدریج راحت و شدنی خواهد بود ولی کاری است که باید آن را انجام داد. برای مثال دیگر: همه می‌دانیم که خیلی‌ها از مجاهدین خلق خوششان نمی‌آید. به انواع و اقسام مختلف. از آخوند هم همین‌طور. از ریشو یا سپاهی یا نظامی هم همین‌طور یا بسیجی. ولی روزی خواهد رسید که باید همه کنار هم نشسته و برای آینده تصمیم بگیریم. پس بهتر است به تدریج و یواش یواش سعی کنیم از هم خوشمان بیاید. در این صورت در آینده بهتر خواهیم توانست آن را اجرا کنیم چون به هر حال، هر آینده‌ای برای هر شخص یا گروه، در کنار بقیه خواهد بود و ما نمی‌توانیم انفرادی، هر یک به سیاره خودمان برویم. حالا نه این که روزی یک بار هم‌دیگر را ماچ کنیم ولی خوب، باید بتوانیم فکر کنیم که می‌شود با هم بمانیم هر قدر هم با هم متفاوت باشیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۲ Comments


  1. afsaneh
    1

    آقای سینا سلام، جای اندیشه‌گار و شما در رادیو کوچه بسیار خالیست. مطالب شما به صفحه اصلی‌ این سایت به میزان زیادی تنوع و تازگی میدهد.
    ارادتمند،
    افسانه

  2. 2

    ۷UhQZn rshffavypzds, [url=http://cdqgllbyhznv.com/]cdqgllbyhznv[/url], [link=http://wkwebctjqnao.com/]wkwebctjqnao[/link], http://hsrstuiknznv.com/