Saturday, 18 July 2015
26 January 2021
به بهانه زادروز ویرجینیا وولف

«اتاقی برای خود»

2010 January 25

سروش / رادیو کوچه

soroush@koochehmail.com

«در واقع به عنوان یک زن، میهنی برای خود نمی‌شناسم. اصلن  نمی‌خواهم به عنوان یک زن وطن داشته باشم. به عنوان زن، تمام دنیا میهن من است

بیست و پنجم ژانویه مصادف با زادروز ویرجینیا وولف نویسنده نام‌دار انگلیسی است. وی  نویسنده رمان‌های تجربی است که سعی در تشریح واقعیت‌های درونی انسان را دارد. نظرات فمینیستی وی که از روح حساس و انتقادی وی سرچشمه یافته، در دهه ششم قرن بیستم تحولی در نظریات جنبش زنان پدید آورد . وی در نگارش از سبک سیال ذهن بهره گرفته است.

20100125- Virginia Woolf-koocheh

آدلین ویرجینیا استفن در بیست و پنجم ژانویه سال 1882 در شهر لندن انگلستان به دنیا آمد. در سیزده سالگی مادرش را از دست می‌دهد و هفت سال بعد نیز پدرش از دنیا رفت. این فقدان والدین در ایام نوجوانی باعث شد که ویرجینیا به صورت دختری زود رنج و حساس پرورش یابد. او زیر نظر برادر ناتنی‌اش «جورج داک‌ورت» زندگی می‌کرد اما از 22 سالگی با جدایی از برادر ناتنی‌اش توانست استقلال تازه‌ای را تجربه کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

ویرجینیا  با ارثیه‌ای که از پدرش، هم‌چنین ارثیه برادرش، «توبی» که در سال ۱۹۰۶ بر اثر حصبه درگذشت و ارثیه عمه‌اش ، «کارولاین امیلیا استفن» سرمایه‌ای کسب کرد و از آن پس به سفر کردن پرداخت.

در سال ۱۹۱۲  ویرجینیا با لئونارد وولف کارمند پیشین اداره دولتی سیلان و دوست قدیمی برادرش ازدواج کرد و همراه با وی انتشارات هوکارث را در سال ۱۹۱۷ برپا کردند.  انتشاراتی که آثار نویسندگان جوان و گمنام آن هنگام (از جمله کاترین منسفیلد و تی. اس. الیوت) را منتشر کرد.

ویرجینیا نویسنده پرکاری بود و تا سن 26 سالگی  9 رمان، پنج مقاله مهم و سه مجموعه مقاله‌ی تحقیقی و چند داستان کوتاه منتشر کرد.

او  در زمره نویسندگانی است که در تحول رمان قرن بیستم نقش برجسته‌ای داشت.  وی اهمیت حوادث و قصه و تحلیل اخلاقی را به حداقل رسانده و رمان را در قلمرو ادراک‌های خاص و مسایل فلسفی قرار داده است.

ویرجینیا طی جنگ‌های جهانی اول و دوم بسیاری از دوستان خود را از دست داد که باعث افسردگی شدید او شد و در نهایت در ۲۸ مارس ۱۹۴۱  پس از اتمام آخرین رمان خود به‌نام «بین دو پرده نمایش»، خسته و رنجور از وقایع جنگ جهانی دوم و تحت تاثیر روحیه حساس و شکننده خود ، با جیب‌های پر از سنگ به ‌«رودخانه اوز» در «رادمال» رفت و خود را غرق کرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , ,