شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
08 October 2016

«وقتی دختر باشی»

۱۳۹۱ دی ۱۲

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

کیانا / مقاله وارده

وقتی دختر باشی، ایرانی هم باشی، غم زنجیری می‌شود بر دستانت.

انگار دختر ایرانی که باشی تمام نگاه‌ها همیشه تو را زیر نظر دارند،

هرجای دنیا که بری،

هر چقدر هم که دور باشی از ایران و ایرانی،

باز انتظار تذکر بسیجی- انتظار نگاه هرز مردان جزیی از وجودت می‌شود،

باز تمام سبزی‌ها را، ماشین گشت ارشاد می‌بینی.

هر چقدر هم که دور باشی از ایران و ایرانی،

انگار دل‌بسته‌ی نگاه‌های سرد شده‌ای،

باز در کوچه‌ها که راه می‌روی سنگینی نگاه آدم‌ها، بادی می‌شود که سیگار را در دستانت خاموش می‌کند،

چشمان همه مستیت را می‌پراند

و نگاه‌ها، دستانت را در دستان کسی که دوست می‌داری می‌خشکاند

انگار نگاه‌ها دشمن دیرینه‌ی تمام لذت‌ها می‌شوند

و انگار تمام لذت‌ها- بوی گناه می‌دهند

خنده هایت، اشک هایت، عشق هایت، طعم گناه می دهند

گناهی که شادی ها را عذاب وجدان می کند برایت -هر چقدر هم که از ایران و ایرانی دور باشی-

عذاب وجدانی که پابندت می شود تا در تمام دنیا اسیرت کند.

دختر باشی ایرانی هم که باشی- همیشه از اینکه موهایت در باد رهاست می ترسی

از دود سیگار، از بوی مشروب، می ترسی

از دستانت در دستان کسی که دوست می داری، می ترسی

قدم هایت را آرام برمیداری، انگار همیشه پشت درخت ها کسی در انتظار نابود کردن رویاهایت است

دختر باشی ایرانی هم که باشی، عادت می کنی به زندانت

هرچقدر هم که دور بشی از ایران و ایرانی باز دنبال همان زندانی می گردی که بودی

همیشه به دنبال شکستن حصارهایی

حتی اگر هیچ حصاری نباشد، باز تو به صدای شکستن حصار ها خو گرفته ای

بوی زندان می گیری، می شوی پیرمرد زندان شاوشنک

روزی صد بار خودت را دار می زنی

زندان های کوچک خودت- گناه های بزرگ خودت را می سازی

عشقت را زندان خودت می کنی

از عشق هم فراری می شوی

از دوست داشتن و دوست داشته شدن هم، بیزار می شوی

فروغ می شوی، غریبانه به خوشبختی خود می نگری و

معتاد نومیدی خود می شوی

دختر باشی، ایرانی هم باشی، هرچقدر هم که دور از ایران و ایرانی باشی

نگاه ها، گناه ها، عذاب وجدان ها،

مستیت را می پراند، خنده هایت را می سوزاند

 و سیگارت را خاموش می کند

طوری که انگار هرگز دیگر نمی توانی روشنش کنی.

……………………………

این مطلب بدون ویرایش رادیو کوچه منتشر شده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,