Saturday, 18 July 2015
20 October 2020
در گفت‌و گو با مهسا امرآبادی

«انتقال باستانی، روزنامه‌نگار به زندان رجایی‌شهر»

2010 January 28

اردوان روزبه/ رادیوکوچه

چهاردهم تیرماه «مسعود‌باستانی» روزنامه‌نگار که برای پی‌گیری وضعیت همسرش «مهسا امرآبادی» که حدود 20 روز بود در بازداشت بسر می‌برد به دادگاه انقلاب تهران مراجعه کرده‌بود با حکم قضایی بازداشت شد.

پس از انتخابات عوامل امنیتی شبانه به منزل این خبرنگاران روزنامه اعتمادملی وارد شدند و مهسا امر‌آبادی و دو میهمانشان به نام‌های «سیدخلیل میراشرفی» و «بهزادباشو» را بازداشت کرده و به زندان اوین منتقل کردند.

مسعود باستانی پس از اطلاع از این امر با مراجعه به دستگاه‌های  امنیتی خواستار آزاد‌شدن همسر و میهمانان خود شد. او پس از بارها مراجعه به دادگاه انقلاب درحالی که قول آزادی همسرش را به صورت زبانی دریافت کرده بود، به همراه مادر همسرش در روز چهاردهم تیرماه به دادگاه مراجعه کرده‌بود تا همسرش را همراه ببرد اما خود به حکم مسوول قضایی دستگیر شد.

این پرونده هم‌چنان باز ماند و اگرچه مهسا امرآبادی به قید وثیقه رها شد اما مسعود باستانی رها نشد و دادگاه بدوی او را با هفت اتهام به شش سال حبس تعزیری محکوم کرد.

پرونده باستانی در مرحله تجدیدنظر است اما به نظر می‌رسد برای افزایش فشار بر این روزنامه‌نگار زندانی، او روز سه‌شنبه به زندان رجایی‌شهر منتقل شده‌است.

گویا انتقال روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی به مراکز این‌چنینی و نگه‌داری آن‌ها در شرایط سخت‌تر تنها در راستای فشار آوردن به خانواده زندانیان سیاسی برای سکوت و عدم اعتراض آن‌ها نسبت به رفتارهای غیرقانونی است.

این زندان یکی از زندان‌های بدسابقه و خطرناک ایران به حساب می‌آید و اصولن زندانی‌های محکوم به اعدام و محکومین موادمخدر و جانی را در این زندان نگاه می‌دارند.

گفته می‌شود مسعود‌باستانی به حکم قاضی صلواتی و به دلیل آن‌چه برگزاری کلاس‌های روزنامه‌نگاری برای زندانیان بند ۳۵۰ اوین عنوان شده به زندان رجایی‌شهر منتقل شده‌است.

مسعود باستانی در روز ۱۴ تیر ماه بازداشت شد و دادگاه بدوی او را به ۶ سال حبس تعزیری محکوم کرده است. همسر مسعودباستانی که خود روزنامه نگار است، در گفت و گویی با اردوان روزبه از آخرین وضعیت وی سخن گفته است:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آیا صحت دارد که این روزنامه‌نگار به زندان رجایی‌‌شهر به شکل نامحسوس منتقل شده است؟

بله. صبح روز سه‌شنبه مسعود با من تماس گرفت و خبر انتقال خود را به این زندان داد و از این موضوع بسیار ناراحت بود. زیرا این زندان بسیار خطرناک است و برای جرایم سنگین ساخته شده است.

آقای باستانی چرا و چگونه دستگیر شد؟

من شب 24 خرداد ماه توسط نیروهای امنیتی در منزل دستگیر شدم، در حالی که مسعود خانه نبود. دلیل دستگیری من مشخص نشد اما اتهاماتی که در روز آخر بازداشتم، یعنی 72 روز بعد، به من تفهیم شد اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی، نشر اکاذیب و توهین به رهبری و غیره بود. همان اتهاماتی که به دیگر دوستان هم وارد می‌شود. مسعود هم مکررن برای پیگیری وضعیت من مراجعه می‌کرد. روز 14 تیر با حکم قضایی آقای حداد، معاون سابق امنیت دادستان تهران دستگیر شد و الان هم به شش سال حبس محکوم شده و به زندان رجایی شهر منتقل شده است.

اتهام‌های وارده به این روزنامه دقیقن چیست؟

هفت مورد اتهام در کیفر خواست بود که قاضی صلواتی به خاطر اجتماع و تبانی برای ایجاد اغتشاش 5 سال حبس تعزیری بریدند و مسعود شش سال حبس دارد. آقای صلواتی برای هر اتهام حداکثر مجازات و اشد مجازات را برای او در نظر گرفتند.

آیا شما این هفت مورد اتهام را می‌پذیرید؟ آیا ایشان فعالیتی بجز کار روزنامه‌نگاری انجام می‌داد؟

خیر . مسعود فقط یک فعال مطبوعاتی و روزنامه‌نگار است. ما مطابق ماهیت شغلمان خبر‌رسانی می‌کنیم. ماهیت شغلمان اقتضا می‌کند که بدون در‌نظر گرفتن خیلی مسایل تنها اطلاع رسانی کنیم و این را به صورت آکادمیک یاد گرفتیم. اما به این موضوع که وظیفه‌ی روزنامه‌نگار خبررسانی است هیچ توجهی نشده است. اگر روزنامه‌نگاری تخلف محسوب می‌شود، از ابتدا در دانشگاه‌ها هم تدریس نشود و بگویند به روزنامه‌نگاری نپردازید. مسعود سردبیر سایت جمهوریت بود که وابسته به آقای هاشمی بود. متاسفانه ما رسانه‌ی مستقل نداریم و هر رسانه‌ای در ایران وابسته به جایی است و اینها وابستگی به رسانه آقای هاشمی را جرم محسوب کردند . مصداق تبانی و اجتماع و ایجاد اغتشاش را این می‌دانند که مسعود با سایت آقای هاشمی کار می‌کرده است. در صورتی که هر خبرنگار و هر روزنامه‌نگاری بر طبق ماهیت شغلش می‌تواند از هر کاندیدایی خبررسانی کند.

آیا خود شما و فعالان مدنی تلاشی کردید که این فعال حداقل به زندان اوین بازگردد؟

بله ما در حال پیگیری هستیم که هرچه سریع‌تر مسعود را برگردانیم. زیرا در آنجا امنیت جانی ندارد و سلامت او در خطر است. ما به شدت نگرانیم و به شدت اعتراض و پیگیری می‌کنیم. امیدواریم نتیجه بخش باشد. اما تا کنون کسی به ما جواب نداده است. وکیل ایشان آقای دکتر شریف به قاضی صلواتی مراجعه کردند اما ایشان از خودشان سلب مسوولیت می‌کنند و می‌گویند به من ارتباطی ندارد و من قاضی شعبه بدوی بودم. آقای زرگر قاضی شعبه تجدید نظر هم می‌گویند من فقط حکم تجدید نظر صادر می‌کنم و به من ارتباطی ندارد. دادستان هم همینطور. ما نمی‌دانیم چه نهاد و چه شخصی دستور این انتقال را داده است. به نظر می‌رسد که نیروهای امنیتی و بازجوی مسعود مسوول این انتقال است. متاسفانه آقایان بازجو بدون در نظر گرفتن قانون هر کاری را انجام می‌دهند. از طرف دیگر حکم مسعود هنوز قطعی نشده و او متهم است نه مجرم.

طبق قانون، خودشان متهمین باید جدا باشند ولی به اصل تفکیک زندانیان هیچ توجهی نشده است و او را به زندانی فرستادند که تمام هم‌اتاقی‌هایش قاتل هستند و فقط یک نفر از هم‌اتاقی‌هایش سه فقره قتل انجام داده است. همه می‌دانند که در زندان رجایی شهر در ساعت 10 شب به بعد استعمال مواد مخدر آزاد است و بیماری‌هایی مثل ایدز در آنجا زیاد است.

خانم امرآبادی شما یک فعال و روزنامه‌نگار هستید. فکر می‌کنید این دستگیریها چه تاثیری بر زندگی اجتماعی و حرفه‌ای روزنامه‌نگارها گذاشته است؟

تاثیر مستقیمی در کار آنها گذاشته است. خیلی از روزنامه‌نگاران به دلیل فشار و استرس به خانه نمی‌روند. بسیاری از آنان بی‌کارند و بسیاری خواهان مهاجرت هستند. بسیاری هم به خانه دوستان و آشنایان می‌روند تا اوضاع آرام‌تر شود. بیشترین فشارها هم روی روزنامه‌نگاران و دانشجویان است. زیرا این دو قشر کسی را ندارند که برایشان رای‌زنی کند. سیاست‌مدارانی که می‌توانند بر سطح بالایی حکومت رای‌زنی کنند، برای دوستان خود این کار را انجام می‌دهند و چه‌بسا زمانی هم از تیغ نقد روزنامه‌نگاران در امان نبودند. به همین دلیل فکر می‌کنم باید نگاه ویژه‌ای بر روی بازداشت روزنامه‌نگاران داشت.

مهسا امرآبادی همسر مسعود باستان ضمن اعتراض شدید به این انتقال، پیش از این به بی‌بی‌سی فارسی هم گفته بود که روحیه مسعود بسیار بد بوده  و خیلی ضعیف صحبت می‌کرده است. او تنها یک روزنامه‌نگار است و طبق اصل تفکیک زندان‌ها، جای مسعود در رجایی شهر نیست. او بارها و بارها نگرانی‌های خود را اظهار کرده است. فعالان مدنی معترضند که روزنامه‌نگاران آزادی که خط و یا ربط خاصی ندارند در این مدت بیشتر از همه مورد اجحاف قرار گرفته‌اند

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , 

۱ Comment