Saturday, 18 July 2015
18 October 2021

«پیشنهاد طرحی برای کاهش آسیب‌های زلزله احتمالی تهران»

2013 January 26

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

از: مهرداد نصرتی (مهرشاعر)

زلزله بم را به خاطر دارید؟ من که هرگز آن را فراموش نخواهم کرد. در زمان وقوع زلزله، من کرمان بودم. آنقدر تکان ها وحشتناک و طولانی بود که بعد از خروج فوری از داخل آپارتمان به روی ایوان، با چشم خود می دیدم که چطور تیرهای برق خم و راست می شوند. بسیار امیدوار بودم که مرکز زلزله همان نقطه ای باشد که من هستم چون در غیر اینصورت می شد حدس زد که چه پیش آمده است. اما ساعاتی بعد ، با توجه به سابقه طولانی مدتی که در توزیع تجهیزات پزشکی-بیمارستانی دارم با ستاد حوادث غیرمترقبه استان همکاری را آغاز کردم و این همکاری باعث شد هرچه بیشتر به عمق فاجعه پی ببرم. بم ویران شده بود و مردمان زیادی زیر آوار منتظر فریادرسی بودند.

 در زلزله بم، ما تهران را داشتیم و میدانستیم هر آنچه نیاز باشد، از پایتخت تهیه می کنیم، اما اگر تهران دچار چنین حادثه ای شود، آن وقت چاره چیست؟

در آن لحظات حساس و بحرانی تامین اقلام پزشکی مورد نیاز آسیب دیدگان دشوار بود. وقتی از طرف عوامل ستاد درخواست کالایی با تعداد بالا می شد، تهیه آن به صورت فوری مقدور نبود چرا که مثلا تعداد فوق العاده زیادی برانکارد لازم بود ولی با جمع آوری همه موجودی کل فروشگاه ها و شرکت های پزشکی مرکز استان، باز هم تعداد بسیار معدودی تهیه می شد، فلذا چاره کار تنها این بود که این اقلام از تهران، یعنی از فاصله 1000 کیلومتری خریداری گردد و ساعات، دقایق و لحظات  سرنوشت سازمان را در انتظار بگذرانیم تا این کالاها بعد از رسیدن به کرمان هنوز حدود 200 کیلومتر دیگر هم راه طی کنند و برای توزیع  به شهر بم برسند. خلاصه مصدومین باید بسیار انتظار می کشیدند و به ناچار کشیدند، اگرچه برای عده ای از آنها، رسیدن این اقلام نوشداروی پس از مرگ سهراب بود.

این نکته به جای خود، اما مهم این بود که هنوز تهران، به عنوان نقطه اتکا وجود داشت و می دانستیم که اگر چه بسیار باید صبر کنیم، اما بالاخره این اقلام تهیه و در اختیار تیم های امداد و نجات قرار می گرفت. حال سئوال این است که در زلزله بم، ما تهران را داشتیم و میدانستیم هر آنچه نیاز باشد، از پایتخت تهیه می کنیم، اما اگر تهران دچار چنین حادثه ای شود، آن وقت چاره چیست؟ کدام استان و شهرستان توان خدمت رساندن به تهران را دارد حال آنکه خود تهران مرکز اصلی تهیه این اقلام است؟ آیا هیچ اندیشیده ایم که چه تعداد، فقط و فقط اقلام پزشکی، به صورت کاملاً فوری مورد نیاز است و اینکه در چنین شرایطی دسترسی به انبارهایی که خود احتمالاً دچار ویرانی شده اند، چه اندازه دشوار و گاهی حتی غیرممکن خواهد بود؟ آیا هیچ اندیشیده ایم که در مناطق جنوبی تهران با آن کوچه های تنگ و خانه های قدیمی چگونه باید به آسیب دیدگان خدمات رساند؟ آیا می دانید عمده انبارهای تجهیزات پزشکی در حومه شهر قرار دارند؟

اگرچه اینها که گفته شد مسلماً همه مشکلات نیست و من در اینجا فقط از منظری خاص به قضیه نگاه کردم، اما آیا می توان کاری کرد که در چنین شرایط احتمالی خدمات رسانی با سهولت بیشتری انجام یابد؟ پاسخ مثبت است. تجربه زلزله بم، شهداد، سیرچ، زرند و … به من درس هایی را آموخته است که موظفم حاصل آن را در اختیار مسئولان قرار دهم. مسئولانی که در زمان حادثه تنها امید بازماندگان و آسیب دیدگان هستند وآنها  باید هر آنچه را که می توانند انجام دهند تا حتی یک نفر آسیب کمتری را متحمل شود.

اما پیش از آنکه پیشنهادم را ارائه دهم اجازه دهید دو نکته را یادآوری کنم:

اول: زمین لرزه تهران را نه تنها پدر زمین شناسی ایران، به عنوان یکی از مجرب ترین متخصصان امر زمین لرزه، پیش بینی می کند و برای آن دلایل تخصصی و علمی خود را می آورد، بلکه کم نیستند زمین شناسان دیگری که در این مورد با استاد عکاشه هم نظر هستند و دلایل خود را بر دلایل قبلی می افزایند.

 آیا هیچ اندیشیده ایم که در مناطق جنوبی تهران با آن کوچه های تنگ و خانه های قدیمی چگونه باید به آسیب دیدگان خدمات رساند؟

دوم: رویاهای ما شاعران مثل رویاهای همه انسان های دیگر است و با نگاهی مدرن، فاقد هرگونه ارزش علمی و منطقی و البته برخی معتقدند به خاطر روحیه خاص شاعران، ما در رویاهایمان هم غلوّ می کنیم، که البته به جای خود طنزی است شنیدنی، اما به تجربه برای شخص من ثابت شده است آن دسته از رویاهایی که برای من عیناً تکرار می شوند، عمدتاً دقیقاً به همان شکل به وقوع می پیوندند. اگرچه این پاراگراف از این یادداشت می تواند به عنوان غیرعلمی ترین بخش آن در نظر گرفته شود، اما در حدّ یک هشدار شاعرانه عرض می کنم که رویای ویرانی تهران بر اثر زمین لرزه ای مخوف را عیناً مشابه هم، بارها و بارها، دیده ام و اگرچه این سخن نمی تواند برای هیچ کس مستند باشد، اما نزد خود من و فقط بر اثر تجربه های قبلی ام از رویا می دانم که هشداری است جدی مبنی بر اینکه این اتفاق افتادنی است. حال چنانچه از این سخن به خود نمی آئیم این پاراگراف را نادیده بگیرید تا به مسئله پیشنهاد بپردازیم.

پیشنهاد این است:

در هر منطقه ای از تهران با توجه به جمعیت، بافت شهری و پیش بینی های احتمالی در براورد خسارات محتمل، ایستگاه هایی ایجاد شود که در آن برخی اقلام فوری و ضروری قرار دارد. این ایستگاه ها می توانند در مکان هایی مثل پارک ها، فضاهای سبز و … یعنی نقاطی از هر منطقه دیده شود که احتمال تخریب کمتری دارد.

در این ایستگاه ها اقلامی وجود داشته باشد که ساکنان منطقه حادثه دیده به صورت فوری به آن نیاز دارند و نیز خود می توانند از آن ها استفاده کنند. اگرچه این ایستگاه ها حتماً غیر از وسایل پزشکی مورد بحث ما باید شامل اقلام دیگری نیز باشد، اما در این مورد تخصصی باید از متخصصان امر و تیم های امداد و نجاتی که از قبل تجربیات خوبی در این زمینه دارند، مشورت گرفت تا فهرستی مفید و منطقی برای هر منطقه و هر ایستگاه دیده شود.

در صورت حادثه، ساکنان هر منطقه که از قبل با محل ایستگاه مربوط به خود آشنا هستند، به آن ایستگاه مراجعه و وسایل امداد اولیه را در اختیار می گیرند. مسلماً باید برای چنین طرحی کار کارشناسی انجام گیرد، به نحوی که در غیر شرایط اضطرار، این اقلام محفوظ مانده، اما در زمان حادثه باز کردن درب این ایستگاه ها دشوار نباشد.

به هر حال هیچکس تا به حال از احتیاط ضرری ندیده است و نتیجه توجه به مطالب بالا حداقل آن است که می تواند به عنوان یکی از راه های کم کردن آسیب در حوادث غیرمترقبه در نظر گرفته شود.

امید است مسئولین محترم، کار را به روز مبادا واگذار ننمایند و از امروز شرط عقل، که همانا احتیاط، پیشگیری و پیش بینی است، را به کار ببندند.

……………………………………….

این مطلب بدون ویرایش رادیو کوچه منتشر شده است

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,