Saturday, 18 July 2015
28 October 2020
با اعلام موقت به تحریریه

«سردبیر صدای آمریکا برکنار شد»

2013 February 14

خبر / رادیو کوچه

 

با اعلام رسمی بخش نیروی انسانی در ساعت های پایانی روز دوازدهم فوریه به کارکنان تحریریه صدای آمریکا پس از گذشت یک سال و اندی از فعالیت «کاوه باسمنجی» در تحریریه رسانه وزارت امورخارجه آمریکا، روز سه شنبه به کار وی در بخش فارسی پایان داده شد.

اگرچه در نامه الکترونیکی ارسالی اعلام شد آقای باسمنجی به طور «موقت» سرکار نخواهد بود، اما این اعلام یک باره به احتمال زیاد به نوعی خاتمه کار نامبرده با صدای آمریکا محسوب می شود. بر اساس روال کار بخش نیروی انسانی این رسانه به طور معمول برای دوری از برخی مراحل دراز مدت اداری و جلوگیری از تنش به این روش در ابتدا کارمند مربوطه از ادامه کار اش جلوگیری شده و بعد با توافق و امضای یک «رضایت نامه» و دریافت مبلغی به این هم کاری خاتمه داده می شود. در حاشیه پایان کار آقای باسمنجی مواردی مطرح می شود اما هیچ کدام قابل تایید نیست.

آقای باسمنجی روزنامه نگار پر سابقه ای است که پیشتر مدیر «بی بی سی» در واشینگتن بود. او پس از پایان ماموریت اش در آمریکا مدتی به دفتر لندن آن رسانه اعزام و سپس با توافق مدیر وقت صدای آمریکا «رامین عسگرد» به صدای آمریکا آمد.

20130214-voapnn-koocheh

او در حوزه روزنامه نگاری دارای نزدیک به سه دهه سابقه فعالیت است. در نامه ارسالی به تحریریه در مدت عدم حضور سردبیر ارشد، مسوولیت وی به «ستاره درخشش» یکی از افراد با سابقه صدای آمریکا که اینک پس از مدیر ارشد بخش فارسی بالاترین سمت را با عنوان «جانشین» مدیر داراست، سپرده شده است، خانم درخشش مدرس دانش گاه و کارمند رسمی صدای آمریکا است.

صدای آمریکا در دوران سردبیری آقای باسمنجی «کامبیز حسینی» در برنامه پارازیت  و در دوران خانم درخشش «جمشید چالنگی» در برنامه تفسیر خبر، دو برنامه ساز پر مخاطب این رسانه  را از دست داد. گفته می شود در بحران حذف برنامه پارازیت توسط مدیران ارشد صدای آمریکا سردبیر نقش فعالی را بازی نکرده است.

این موضوع در سایر موارد نیز به نظر منتقدهای صدای آمریکا در دوران سردبیر وی رخ داده است و به طور کلی به عنوان سردبیر وی وارد بحث های حمایتی اعضای تحریریه نشده است. پس از این اعلام که در ساعت های پایانی اداری روز دوازدهم رخ داد، آقای باسمنجی روز چهارشنبه در محل کار خود حاضر نشد. از سویی گفته می شود دیگر هم کار وی «رودابه بختیار» نیز برای مدتی به سفر خاورمیانه رفته است و در این مدت در بخش تحریریه وی نیز هم کاری نخواهد کرد. خانم بختیار پیشتر خبرنگار «سی ان ان» بود و سابقه فعالیت در رسانه های آمریکایی را داشت.

در هفته های گذشته «کیانوش سنجری» نیز که گفته می شود به دلیل عدم توافق مالی با بخش مالی و اداری قرارداد اش با این رسانه ادامه نیافته، پس از نزدیک به سه سال با صدای آمریکا قطع رابطه کرده است.

بیشتر بخوانید:

«از حلقه کباب بازار تا مدیریت صدای آمریکا»

«تلاش در وقت اضافه در صدای آمریکا»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , 

۱۴ Comments


  1. حمید پورنجاتی
    1

    این یارو باسمنجی گند زد به صدای امریکا. دو تا از پربیننده ترین برنامه های صدای امریکا یعنی تفسیر خبر و پارازیت در دوران این آقا تعطیل شد. رودی بختیار هم که هر وقت میومد جلوی دوربین معلوم نبود داره فارسی حرف میزنه یا به انگلیسی. این پسر تینیجره سنجری هم که یک روز نعشه بود و یک روز خمار و حتی نوشته های از رو متن رو هم چرت و پرت می خوند.
    همون بهتر که رفتن


  2. omid
    2

    ۳ta heife non az VOA kam shodan. Ta amsale inha to VOA hastan in TV dorost besho nist. Makhsosan on Agha….. Sanjaribaf

  3. 3

    ۲٫ کاوه باسمنجی برای تثبیت جایگاه حرفه ای خود، به محض ورود به کار در این سازمان ، یک دوره کلاسهای اصول اولیه ی ژورنالیزم گذاشت؛ درست زمانی که هم هی ناظران و داوران بیرونی و درونی به این نتیجه رسیده بودند که عمده ترین نقصان بخش فارسی صدای امریکا، داشتن سیاهی لشکر غیر حرفه ای و نامتخصص است، این بخش، بیش از اینکه روزنامه نگار استخدام کرده باشد، اول فروشنده و تعمیرکار و بیکار و غیره استخدام می کند و بعد انها کم کم یا یکشبه با توهم “ژورنالیست” و فقط و فقط به اعتبار لوگوی صدای امریکا می ایند جلوی دوربین ؛ بدون اینکه ذره ای با خود اعتبار شغلی به این بخش بیاورند یا به ان بیفزایند! به عبارت دیگر اگر ان ارم وی او ای را از پشت عکسها یا کارتشان بردارند، نمی دانند چه گونه خود را معرفی کنند! و لذا شهرت بخش فارسی صدای امریکا به این است که هرکسی با هر پیشنه ی بی ربط یا بی پیشنه، کافی است با رابطه ای وارد این سازمان بشود، برای خود هویتی از جنس دکترای مرحوم کردان دست و پا می کند و شهرتی پوشالی از جنس کامبیز حسینی جه

  4. 4

    ٣. کاوه باسمنجی که این کلاسها را گذاشت، حتی اگر با سیاست تثبیت یا به رخ کشیده “حرفه ای بودن” خود بود، از یک طرف عده ای از سابقه دارهای اداره را براشفت (چون کلاسها تقریبا اجباری بود و لیست حاضران تهیه می شد) و از طرف دیگر، کاوه به ناچار برای یارکشی بیشتر در لشکر خود، به عده ای پر و بال داد که از بیخ و بن اهل این حرفه نبودند؛ یعنی به همان نقصان اصلی بخش فارسی صدای امریکا دامن زد! تکثیر حقوق بگیران غیر حرفه ای! همه ی این بی درایتی ها، که البته لابد به نظر خود کاوه زیرکی بود، از او بعید می نمود و به ضررش تمام شد؛ خاصه که از قضا درست همانهایی که الف بای این حرفه را نمی دانستند، و از قضا در ویترین هستند، مثل حمیده ارمیده یا مشید ندیری یا نگار محمدی یا روزیتا نامی که همه از بی اطلاع ترین ها در این حرفه هستند و به اصطلاح زردترین کارها را می کنند، حتی در این کلاسهای ابتدایی شرکت نکردند! و اکنون که بیش از یک سال از ان دوره می گذرد، اثری از تاثیر ان اموزشهای “حرفهای” در کار انها دیده نمی شود! ،

  5. 5

    ۴. کاوه بین همکاران پرسابقه ی خود به “عوام”پسندی معروف شده است؛ یعنی به محتوا و شکل غنی و فخیم اهمیت نمی دهد و بلکه دایم به فکر تولیدات به اصطلاح پرمخاطب است؛ بی خردی ای که صدای امریکا را هرگز به اعتبار بی بی سی نزدیک هم نکرد . این اشکال را البته سردبیر قبلی بخش فارسی صدای امریکا، علی سجادی به شکل بیمار گونه ای از خود بروز می داد! از فرط نارسایی های حرفه ای -سوادی-وجهه ی اجتماعی-سابقه ی اعتباری و دیگر مشکلات شخصی و شغلی خود … زیرکی کاوه البته بیش از اسجادی به نظر می رسید ولی دچار همان خطای استراتژیک شد؛ کم مایه ها را به دور خود جمع کرد و ندانست که هرگز کسی نتوانسته به بی هویت ها و بی بته ها و بی بنیه هاتکیه کند. ت

  6. 6

    ۵. خانم رودی بختیار هم، طبق گفته ی همکاران قبلی او در سی ان ان یا فاکس نیوز، به دلیل شخصیت جنجالی و عصبی و مودی مزاج و پرهای و هویی خود، طبیعی است که با کارکتری مثل ستاره درخشش در یک اقلیم نمی گنجند! خانم درخشش شاید بیشتر به دلیل اعتبار میراث پدر یا داشتن مدرک اکادمیک غربی (هرچند بی ربط به مدیریت تلوزیون ) و نیز وقار (یا تکبر) رفتاری و البته موفقیت ش در اجرای برنامه ی “خبرهای و نظرها”، یا به هر حال عذرهایی برای “غرور” دارد . اما انها که از پیشینه های خود خجل یا نامفتخرند، یا چیزی در چنته ندارند (هوش، دانش، تحصیل، تخصص، تجربه، شرافت اخلاقی، اخلاق حرفه ای، وجاهت اجتماعی، یا حتی سیمای دلنشین) وقتی در قبای جعلی قرار می گیرند، هیچ بعض خود را تحمل نمی کنند و بلکه گردن می زنند تا بقیه هم قد خود شوند؛ این شده است هنر کارگاهی به نام بخش فارسی صدای امریکا؛ سفله پروری و تکرار و تکرار و تکرار برنامه های بی محتوا و بی محتوایی برنامه ها

  7. 7

    ۶. یکی دیگر از خصلت های معروف اقای باسمنجی، ظاهر “مردم داری” و رفیق بازی است؛ یعنی با همه روابط عادی و بلکه دوستانه نگه می دارد ؛ بدون اینکه به کسی اعتماد کند یا اعتماد بدهد؛ البته که هر هوشمندی تشخیص می دهد که از سر منش و مرام و جوانمردی است که در حق افراد(به خصوص دختران) زیر نظارت خود لطف و بزرگی به خرج می دهد (مثلا کارهاشان را ادیت و ارایش و پیراش می کند و به نامشان پخش می کند) یا برای یارکشی و حفظ محبوبیت (نمی گویم عوام فریبی و بازی گری) است . از طرف دیگر برای حفظ همان ظاهر مداراگری، مجبور است به غیرزیردستان یا رقبا یا رعایایی که روزگاری رقیب و همردیف او بودند و احتمالا سابقه ی کینه یا حسادت مانندی نیز از او دارند، باج بدهد؛ امتیازاتی برای جلب رضایت انها که همیشه برای جایگاهش خطرات بالقوه هستند؛ مثل استخدام زن مهدی فلاحتی که زوجی بسیار بدنام و بی اعتبار در جماعت ایرانی خارجهکشور محسوب می شوند و اما به هر حال یکی از أسیب هایی که از این خصلت دید اینکه ن

  8. 8

    ٧. کاوه باسمنجی یک خطای استراتژیک دیگر کرد (شاید چون پسر ناتوان خود را استخدام کرده بود) استخدام زن مهدی فلاحتی، بدون اینکه سر سوزن تخصص یا تجربه یا تحصیل یا دانش یا توان در هیچ یک از مراحل تولید یک برنامه ی حرفه ای داشته باشد، و دادن دو برنامه کپی پیستی به خود مهدی فلاحتی که بدنامی اخلاقی-شخصیتی او (مثل کامبیز حسنی) به ویژه با ان رسوایی های تعرض جنسی ای که به بار اوردند، برسر زبانهاست، ن

  9. 9

    ٧.ایراد یا منازعه ی داغ در دوره ی مدیریت رامین عسگرد، حقوق بگیری “فعالان سیاسی” در رسانه ی صدای امریکا بود. و حرارت این مجادله در زمان سردبیری کاوه باسمنجی تبدیل شد به این مساله: بخش فارسی صدای امریکا برابر است با دکان خانواده ها و رفقا و زوج های رسمی و غیر رسمی” ! به قول عموم: صد رحمت به هزار فامیل دوران شاه یا حکومت پیوندهای قوم و خویشی جمهوری اسلامی ! دوستان قدیم کاوه می گویند؛ صد حیف و دریغ که او نام و سابقه و اعتبار (به هر کم و کیف) حرفه ای اش را بیجا قربانی عاطفه ی پدری کرد و پسر ناتوان خود را حقوق بگیر (برابر با روزنامه نگاران با بیست سال سابقه ی مکتوب) کرد و مجبور شد باج پشت باج و رشوه پشت حق السکوت بدهد وگرنه به انها که نداد، دشمن تراشی کرد!

  10. 10

    در نهایت “افسوس نامه” ی امشب می خواهم عمیقترین تاسف هایم را نثار إیران کنم که چه بوجه ی کلانی به نام “ترویج فرهنگ دموکراسی” در ان کشور، یعنی به نام انها ولی به کام دوستان و خویشان بر سفره ی صدای امریکا می رود. و نیز مالیات دهنده های بینوای بیخبر امریکایی . حال حساب کنید امریکایی های ایرانی تبار از چند سو متضرر هستند!
    بی ثباتی، زیر و رو شدن های غیر مترقبه و زود به زود، بی مغزی و تکرار برنامه های تهی، فساد یا برنامه های ناعادلانه ی مالی یا بی انصلفی و بی حساب و کتابی تقسیم بودجه یا موقعیت و إمکانات بین کارکنان، و درنتیجه، بی وزن بودن (محتوا به نسبت مخارج کلان) بخش فارسی صدای امریکا، همه ، هیچ سبب ندارد جز بی مدیریتی و یا مدیریت بدون حساب رسی دولتی
    کاوه باسمنجی، ارزشهایی به مراتب بیش از علی سجادی داشت افسوس که سجادی بیسواد عقده ای دسیسه گر

  11. 11

    بود، و اما باسمنجی، بازی گری ناموفق


  12. پوریا
    12

    بیژن (سایه) جون معلومه خیلی دلت پر بوده ها ولی به نکته های خوب و درستی اشاره کردی


  13. پویا
    13

    دوست گرامی آقای پویا
    ضمن تشکر از ارسال نظر در خصوص این نوشته متاسفانه بر اساس قوانین کاری رادیو کوچه به دلیل وارد کردن اتهام و هم چنین مواردی که قابل اثبات نیست این کامنت حذف شده است.
    بدیهی است از نظر های همه خواننده گان کوچه استقبال می کنیم و امیدواریم قوانین رادیو کوچه را در خصوص انتشار کامنت ها رعایت بفرمایید تا از نظر های شما همه مطلع شوند.
    رادیو کوچه


  14. خبرنگار
    14

    ن م، مجری تلویزیون صدای امریکا از این رسانه اخراج شده است.
    طبق شنیده ها، س د دستور اخراج این مجری را داده.
    ظاهرا دلیل اخراج وی، حمایت آشکار از نامزدی اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری اخیر و موضع گیری های سیاسی اش در حمایت از یک بخش از اصلاح طلبان بوده است.
    خانم م که یک سال است به صدای آمریکا پیوسته، پیش از آن فعالانه با ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان در ایران همکاری می کرد.
    نزدیک ترین دوستان و کسانی که ن م با آنان معاشرت دارد نیز چهره های شناخته شده اصلاح طلب حامی جمهوری اسلامی در امریکا از جمله محمدرضا جلایی پور، حسین موسویان و تریتا پارسی هستند.
    وی با مجموعه نایاک و تریتا پارسی ارتباط نزدیکی دارد و در برنامه های خود در صدای امریکا، نظرات آنان را پیش می برده است.
    خانم م اخیرا برای استخدام در تلویزیون فارسی بی بی سی نیز درخواست داده بود اما مدیران این رسانه با مبلغ درخواستی وی موافقت نکردند و نهایتا استخدام نشد.