Saturday, 18 July 2015
21 September 2020
قاعده هرم

«سانسور خشونت در آرگو»

2013 February 25

محمد/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

شاید پیش بینی می‌شد اما «آرگو» مجسمه بهترین فیلم را از آکادمی اسکار کسب کرد. آرگو فیلمی است که مشخصن و بدون شک در ماجرای گروگان گیری دیپلمات‌های سفارت آمریکا در تهران، خیلی تاریخ و مستندات تاریخی را رعایت نکرده است گرچه که هیچ منبع قطعی و مشخصی هم به جهت بررسی و روشن کردن نکات تاریک این واقعه وجود ندارد اما خوب به دلیل لزوم ویژگی‌های سینمایی و درام، مقاطعی از داستان پر رنگ‌تر و مقاطعی دیگر کم رنگ‌تر جلوه داده شده است.

نظر غالب درباره آرگو این بود که جامعه ایرانی را خشونت طلب و کمی علاقه‌مند به برخورد فیزیکی با خارجی‌ها و یا اعدام و دار زدن در خیابان‌ها معرفی کرده است

البته این میان لزوم رعایت شرایط سیاسی را نیز می‌بایست که در نظر گرفت، آرگو فیلمی است در باره یک موضوع، که سیاست را در جهان تا مدتی و حتا تا هنوز تحت تاثیر خود دارد.

پس از اکران این فیلم در جهان، سیل نظرات متفاوت و مختلف بینندگان ایرانی و حتا جالب است، آن‌هایی که این فیلم را ندیده بودند در فضای مجازی و حقیقی جامعه منتشر شد، البته قابل ذکر است که این ویژه گی ندیدن فیلم و نظر دادن نسبت به آن مخصوص عزیزان هم وطن ماست، چه اینکه بار‌ها شده است، هنوز فیلمی درست و حسابی اکران نشده اما خیل معترضین در شهر‌های مختلف به راه می‌افتند و حتا حضرات آیات نیز نظرهای محکم و کار‌شناسانه در رد و یا سخیف و مبتذل بودن فیلم و در کل، سینما، منتشر می‌سازند. اما نظر غالب درباره آرگو این بود که جامعه ایرانی را خشونت طلب و کمی علاقه‌مند به برخورد فیزیکی با خارجی‌ها و یا اعدام و دار زدن در خیابان‌ها معرفی کرده است، موضوعی که در این برنامه قصد داریم به آن بپردازیم.

20130225_ghaede heram1

آن‌ها که به خاطر دارند و یا آن‌هایی که به دلیل شرایط سنی توان بیاد آوردن روزهای پس از انقلاب ۵۷ را ندارند، شاید در مطالعاتشان به مطالبی برخورده باشند از شرایط و وضعیت آن روز‌ها و به موارد متعدد و عجیبی از رفتار مردم در آن دوره مواجه شده باشند. شور انقلابی و هیجانی که پس از سقوط حکومت پهلوی در ایران ایجاد شده بود، برمی گشت به فشار‌هایی که بر مردم در مدت زمان سلطه آن رژیم وارد شده بود و یا به قولی دیگر، توهم فشاری که برای مردم ایجاد کرده بودند، چه اینکه عده‌ای هم معتقدند، در دوران پهلوی همه چیز عالی بوده و ملت آرام و بی‌دغدغه زندگیشان را می‌کرده‌اند. اما حال، هر چه که بوده، یا واقعیت و یا توهم، ختم به آن شده که مردم شورش کنند و با جلوداری گروه و دسته‌ای، نظامی را براندازی کنند و نظامی دیگر را بر کشور حاکم کنند، که البته باز هم نمی‌خواهم در این برنامه وارد مبحث تئوری توطئه شوم که جای بحثش در این مقال نیست.

در بهمن ۵۷ سد محدودیتی که ساواک ایجاد کرده بود عملن شکست و نیروی مردمی پشت این سد روان شد، در آن زمان کافی بود کسی یک بار مسافر تاکسی بوده باشد و این تاکسی برای پیاده کردن مسافر دیگری یک ترمز کوچک جلوی ساواک زده باشد و حال مردم مطلع شوند و یا بشنوند که فلان کس در این تاکسی بوده، همین کافی بود تا روزگار بر این فرد سیاه شود، واقعن نیاز نبود که شما با دربار و یا ساواک ارتباطی داشته باشید، همین که شایع می‌شد کافی بود تا طومار زندگی در هم بپیچد، نیاز نیست که به راه دور برویم کمی به درون خود رجوع کنید و تصور کنید الان رژیم جمهوری اسلامی رفته و شما مانده‌اید و ایادی مثلن لباس شخصی این رژیم و یا افرادی که در نظام دستی داشته‌اند، به واقع دلتان می‌خواهد که با آن‌ها چه کنید؟ گرچه که در این دوران اینترنت و رسانه‌ها و ماهواره و غیره وجود دارد و فرهنگ سازی رشد افزونی داشته، که نباید انتقام گرفت و حرکتی هم که با قذافی صورت گرفت در دنیا به شدت محکوم شد، اما در آن دوران که خبری هم از رسانه‌هایی از این دست نبود، پس مردم کردند آنچه را که انجام دادند.

20130225_ghaede heram

در جایی که آقای «ابراهیم یزدی» که تحصیل کرده آمریکا هم بود و ماجرای بین او و «تیمسار رحیمی» هم معروف است، آن چنان غرق در شور انقلابی است که اصول و مبانی برخورد انسانی را فراموش می‌کند و دستور قطع دست صادر می‌کند، دیگر چه انتظاری است از «هادی غفاری» و «صادق خلخالی» و یا مردم عادی کوچه و بازار؟

در سکانس مربوط به بازار وبرخورد خشن بازاری‌ها با آمریکایی‌ها، عین واقعیت است و هیچ گونه اغراقی در آن وجود ندارد، چه آنکه در آن روز‌ها، حضور خارجی در تهران آن هم به خصوص در بازار تهران، جسارت زیاد نیاز داشته است

در فیلم آرگو می‌بینیم که خودرو حامل آمریکایی‌ها از بین جمعیت در حال تظاهرات عبور می‌کند و مردم به این خودرو و سرنشینان آن معترض می‌شوند، واقعیت آن است که اتفاقن خیلی ملایم نشان داده شده است این صحنه، و شور انقلابی مردم کنترل شده به تصویر کشیده شده است، و یا در سکانس مربوط به بازار وبرخورد خشن بازاری‌ها با آمریکایی‌ها، عین واقعیت است و هیچ گونه اغراقی در آن وجود ندارد، چه آنکه در آن روز‌ها، حضور خارجی در تهران آن هم به خصوص در بازار تهران، جسارت زیاد نیاز داشته است که این‌ها از روی ناچاری و برای تثبیت موقعیت داستانشان و پوششی که برایشان طراحی شده بود ناگزیر از حضور در بازار بودند. چه بسیار ایرانی‌هایی که فقط و فقط به خاطر یک شایعه و یا حتا غرض ورزی‌های شخصی مورد اتهام همکاری با ساواک قرار گرفتند و به توسط همین مردم انقلابی، در محل، اعدام انقلابی شدند، بله چوبه‌های دار برپا بود، خشم مردم آن چنان بود که از این بد‌تر هم اعدام‌هایی گزارش شده است که به خاطر عدم علاقه خود، به مطرح کردن دوباره آن‌ها، عنوانشان نمی‌کنم.

بله آرگو در پرداختن به خشونت مردم انقلابی آن روز ایران تا حد ممکن خود سانسوری کرده است که نکند خدای نکرده به گوشه قبای مردم مملکت گل و بلبل بر بخورد و دلگیر شوند از اینکه آنان را اهل خشونت نشان داده باشد. اما نمی‌بایست سر خود را در برف فرو کنیم و منکر همه چیز شویم، واقعیت آن است که همه می‌دانیم و مسیر اصلاح از آنجا آغاز می‌شود که ابتدا خطا‌های خود را بپذیریم و از تکرار آن‌ها جلوگیری کنیم.

آینه چون نقش تو بنمود راست

خود شکن آینه شکستن خطاست

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , 

۴ Comments


  1. تهمورث
    1

    چه خوب میشد یکبار در مواجه با مطلبی دوچار خشم و احساس نمیشدیم و هر مسئله را با دید بیطرفی نقد میکردیم. من نه فیلم آرگو را دیده ام و نسبت به آن نظری چه مثبت و چه منفی دارم ولی میدانم در دنیای فیلم و فیلم برداری سکانسهای زیادی بر اساس نیاز تهیه کننده و کارگردان ممکن است حتی تا صدو هشتاد درجه عوض شود و این را میدانم در لحظه اشغال سفرت که درست روبروی سازمان محل کار من در خیابان تخت جمشید بود در اثر هیجان و شلوغی هیچکس نگاهی به کوچه باریک کنار سفارت که درب ورود ساختمان “اریه” در آن واقع شده بود نمیانداخت و یادتان باشد فروشگاه آمریکائیها در انتهای همین کوچه واقع شده بود و رفتن از درب فروشگاه و طی حدود ششصد تا هشتصد قدم تا سر خیابان و دخول به ساختمان اریه کاری آسان و ممکن بوده آنهم برای شش آمریکائی که سالیانی در تهران بوده و شاید صد ها بار از این کوچه گذر کرده بودند. مسئله دیگر انقلاب آنهم انقلاب سال پنجاه و هفت که هزاران نام و نشان بر آن بستند و هیچکس از خود سئوال نکرد که اگر توطعه بوده پس من در هنگامه سرودن ازادی استقلال جمهوری اسلامی چکار میکردم و طبق رویه جاری نشان دادن کس دیگر بجای خود عادتمان است . نه عزیزم در آن زمان من بیاد دارم که تعداد زیادی خبر نگار و عکاس آزادانه در همان روزهای پس از بیست و دوم بهمن در خیابانهای تهران و کلان شهر ها حظور داشتند و با لبخند و پذیرائی مردم مواجه بودند . حدیث فیلم آرگو و انقلاب و شاید خیلی از مسائل رخ دادهروزی اگر عمر کفاف شد در قالب داستان گفته خواهد شد ولی بدانید که خیلی از مسائل را ما خودمان یک کلاغ و چهل کلاغ کردیم و حال باورمان شده


    1. محمد
      2

      … ما نمی‌بایست سر خود را در برف فرو کنیم و منکر همه چیز شویم، واقعیت آن است که همه می‌دانیم و مسیر اصلاح از آنجا آغاز می‌شود که ابتدا خطا‌های خود را بپذیریم و از تکرار آن‌ها جلوگیری کنیم.


  2. محسن
    3

    به گمان من هم، در این فیلم هیچگونه اغراقی وجود ندارد شوربختانه!
    آن انقلاب، فوران احساسات مردمی بود که نه تنها هیچ آشنایی با مفاهیمی مانند آزادای و دموکراسی نداشتند، بلکه هیچ ایده ای از خواسته های خود نیز نداشتند!
    بنده هنوز خاطره برخوردهای خشن و بی ادبانه همکلاسان شرور و گستاخ خود با معلم های زحمتکش و بی ادعایمان در ابتدای آن انقلاب شوم را به خوبی به خاطر دارم: صحنه دراز کردن پاها روی نیمکت در حضور معلم و در محیط مقدس کلاس درس و پاسخ گستاخانه “ما انقلاب کردیم که آزاد باشیم آقا..!” در پاسخ به اعتراض معلم به این حرکت زشت… و این البته ساده ترین اتفاق آن دوران بود.
    آرگو، بازتاب ملایمی است از رویدادهای بسیار خشن سیاه ترین دوران تاریخ ایران به شهادت یک ایرانی بازمانده از آن روزها…

  3. 4

    wh0cd7047828 Sildenafil Citrate deltasone buy albendazole toradol 10mg price trazodone