شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
05 September 2016
دایره­ی شکسته

«ضربه از خانه»

۱۳۹۱ اسفند ۱۷

مهشب­تاجیک/رادیو کوچه

در جوامعی که نگاه سنتی­تری به زن­ها دارند و آن­ها کم‌تر می­توانند به فعالیت­های اجتماعی خارج از خانه و یا یادگیری بپردازند، زمانی که به دلایلی مجبور می­شوند مسوولیت نان­آوری خانه را به عهده بگیرند تبدیل به زنان سرپرست خانوار می­شوند که همواره به عنوان قشری در معرض آسیب شناخته شده و مشکلاتشان بر اساس معیارهای گونه­گون و تحلیل شرایط­شان به عنوان یک آسیب اجتماعی مطرح است. نشان دادن تصویری عمیق از کنه زندگی زنان خانوار کار چندان آسانی نیست و مقایسه­ی انگاره‌های شرایط ویژه­ی آن­ها به فاکتورهای مختلفی وابسته است که  آن­ها را جز اقشار آسیب­پذیر می‌نماید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

همواره بر خلاف گفتمان غالب برابری که از آن در تمام دنیا برای انسان­ها دم زده می­شود و فرصت­های اجتماعی که فراهم می­شود تا افراد را به اعتلا برساند باز هم نابرابری، کاست­بندی و گروه­ها و قشربندی وجود دارد و به همان اندازه­ی وجود این نابرابری­ها افرادی یافت می­شوند که نتوانند با استانداردهای حداقلی یک جامعه به صورت نورم گذران زندگی کنند و نیازمند حمایت و کمک دولت­ها و یا افراد قوی­تر باشند. این افراد کسانی هستند که به دلایل به طور عمده اجتماعی حتا با توجه به توانایی­ها و قابلیت‌های بالقوه­ی وجودشان نتوانند مدیریت و برنامه­ریزی زندگی خود را چنان که بایسته است به عهده بگیرند.

این عدم بروز توانایی­های بالقوه و مشارکت دلایل گوناگونی دارد. ممکن است این افراد اجازه حضور در اجتماع و شناخت خود را پیدا نکرده باشند و تنها به صورت یک بعدی زندگی کرده باشند و هم‌چنین عدم دست‌رسی بسیاری از آنان به دانش در عرصه­های مختلف اجتماعی و اقتصادی آنان را هم‌چنان عقب­مانده نگه داشته باشد. این مسئله در مورد زنان مصداق بیشتری پیدا می­کند و این به دلیل نگاه مردسالارانه و جنس دومی به زنان است. حضور مردان همواره الگوی مشارکت زنان را در اجتماع تعریف کرده است که باعث شده زنان نتوانند به شناخت نقش خود در این نظام غالب برسند.

20130303- dayereye shekaste- Tajik- zarbeh az khaneh.koocheh

زمانی که زنان به دلایل مختلفی مانند مرگ یا ترک‌کردن و یا اعتیاد و عدم کارایی نان­آور خانواده مجبور به مشارکت می­شوند به دلیل عقب­ماندگی­های چندین ساله­ی خود و عدم حضور در اجتماع و هم‌چنین عدم ارتقا توانایی­های خود با مشکلات عمده­ای برخورد می­کنند که این مصایب در یک مجموعه­ی کلی آنان را گروهی آسیب­پذیر و نیازمند حمایت تعریف می­کند. فقر و وضعیت اقتصادی نامناسب، عدم استقلال و خودکفایی و هم‌چنین عدم آگاهی از گستره­ی وسیع ارتباطات و و مسوولیت­ها بر پایه­ی یک دانش پایه­ای باعث شده است این زنان حتا زمانی که جذب بازارهای کار می­شوند نتوانند از قابلیت­های خود استفاده نمایند. در جامعه­ی ما حدود هشتاد درصد زنان تحت کفالت مردان هستند و گویی تحت سرپرستی مردان بودن امری پذیرفته شده و مقبول است که خود نوعی آسیب و مسئله به شمار می­آید.

با توجه به گستره­ی مشکلات این زنان، فقدان مهارت­های اجتماعی، تورم بالا و هم‌چنین نگاه جنس دوم به زن باعث شده‌است تا در بهترین وجوه حمایتی این زنان مورد آسیب­های شدیدی واقع باشند که به جسم و روح آنان صدمات جبران­ناپذیری را وارد می­کند

بررسی وضعیت زنان سرپرست خانوار چه از منظر جامعه­شناختی و در بستر مفاهیمی مانند محوریت بر سر مسئله­ی خود زنان و مسایل مربوط به آن­ها به عنوان یک زن، مادر یا در قدمی جلوتر از منظر ظلم­ها و کاستی­های مربوط به حضور آنان و چه نظریاتی مانند فقر، رفاه، اقشار آسیب­پذیر و کاهش سن سرپرست خانوار شدن تفاوت ایدئولوژیکی بر سر آسیب­ دیدن و مورد ستم قرار گرفتن این زنان با توجه به نگرش غالب مردانه­ی حاکم بر فضای جامعه به­وجود نخواهد آورد. نابرابری بازار کار برای زنان و مردان باعث می­شود شرایط نامطلوبی بر زنان حاکم شود. این زنان در واقع در بازارهای کار هم یک نقش میانجی به عهده دارند که با توجه به نقش انکارناپذیرشان در ابعاد مختلف اقتصادی و اجتماعی هم‌چنان از نابرابری­ها شکوه دارند و حقشان پایمال می­شود. با توجه به نقش آن­ها در این پروسه ارزش‌گذاری لازم انجام نمی‌گیرد و حق آن­ها همیشه در اولویت چندم قرار دارد.

زنان سرپرست خانوار همیشه مشکلات اقتصادی را بزرگ‌ترین دغدغه­ی خود می­دانند. نحوه­ی صرف هزینه در خانواده­هایی تحت تکفل زنان نشان از این دارد که آن­ها تنها می­توانند جواب‌گوی نیازهای اولیه­ی خود باشند. هم‌چنین در شرایط بی‌کاری حاکم بر جامعه و این­که اگر انتخابی در بازار کار صورت بگیرد زنان در اولویت دوم هستند باعث شده است آن­ها همیشه نگران وضعیت متزلزل خود باشند و نتوانند توانایی‌های خود را در این بازار ارتقا بدهند. با توجه به گستره­ی مشکلات این زنان، فقدان مهارت­های اجتماعی، تورم بالا و هم‌چنین نگاه جنس دوم به زن باعث شده‌است تا در بهترین وجوه حمایتی این زنان مورد آسیب­های شدیدی واقع باشند که به جسم و روح آنان صدمات جبران­ناپذیری را وارد می­کند. جامعه باید برای برون رفت از این وضعیت خود را موظف بداند لایه­های زیرین این مسئله را بررسی کرده با نگاهی ژرف­تر به موضوع بپردازد و از نگاه پیمایشی صرف به این زنان و کمیت زندگی­شان دست بردارد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,