Saturday, 18 July 2015
12 December 2019
میز انتخابات

«از خاتمی چهل تیکه تا موتلفه‌ای‌های پیر و پاتال»

2013 March 17

رضا حقیقت‌نژاد / رادیو کوچه

این هفته در ادامه بررسی کاندیداهای مهم تر انتخابات ٩٢ در ایران، سری می زنیم به دفتر زندگی سیاسی «حسن روحانی» و در کنار آن، مهم‌ترین تحولات انتخاباتی هفته گذشته در ایران را بررسی می‌کنیم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در خدمت آقا

«در مساله ١٨ تیر [٧٨]، شورای عالی امنیت ملی کمی با سستی کار کرد. آقای روحانی، دبیر وقت شورا در آن زمان در خارج از کشور بود و جلسات شورا که به ریاست رییس جمهوری تشکیل می‌شد، اجازه نمی‌داد که بسیج وارد شود و جلوی شلوغی‌ها را بگیرد. وقتی آقای روحانی به کشور بازگشت، مجوز را صادر کرد و این کار موجب شد تا برپاکنندگان این غائله، به لانه هایشان بازگردند.» این روایت «مرتضی نبوی» را «حسن روحانی» هم تایید کرده و شاید آن را از مهم‌ترین خدمات خویش به «علی خامنه‌ای» بداند. جمع کننده “فتنه ٧٨” اما الان خیلی فرق کرده، آن‌قدر که اعلام کاندیداتوری‌اش با توقع حمایت اصلاح‌طلبان همراه شده و او می‌خواهد خودش را همان چهره میانه‌رویی معرفی کند که اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان به دنبالش هستند.

اشبه الناس به هاشمی

«حسن روحانی» مانند «محمود احمدی‌نژاد»، زاده سمنان است ولی اشبه الناس است به «اکبر هاشمی رفسنجانی». روزگاری مدیدی است که در رکاب هاشمی بوده، از دوران جنگ که معاون هاشمی بود در امور مدیریت جنگ تاکنون که منصوب هاشمی است در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام. او چنان معتمد هاشمی است که در روزهای سخت پس از دور اول انتخابات ٨۴، هنگامی که هاشمی ناراضی و نگران می‌خواست انصراف بدهد، او واسطه بین هاشمی و خامنه‌ای بود، دستور آقا را به هاشمی رساند که باید در میدان باشد، دستوری که اطاعت شد، هر چند نتیجه‌اش ناخوشایند بود.

rafsanjani-ruhani-koocheh

روحانی از جمله آخوندهای درس خوانده غرب است، دکترای حقوق از دانشگاه گلاسکو دارد. برخی از اعضای خانواده‌اش هم غرب‌نشین هستند و نزد اصول‌گرایانی چون جبهه پایداری، نماد سازش با غرب شناخته می شود. «حسن عباسی» یک بار گفت این آدم دنباله‌روی مدل‌های غربی است و متاسفم که در مجلس خبرگان رهبری حضور دارد. خودش هم سمپاتی‌اش را بارها نشان داده، از جمله وقتی «علی لاریجانی» متهمش کرد که در مدیریت پرونده هسته‌ای ایران، کارش این بوده که مروارید بدهد و آب نبات بگیرد، گفت: «ما بین دوچرخه و پیکان و بنز باید یکی را انتخاب می‌کردیم. خوب تصمیم بر این بود که ما بنز سوار نشویم. پس ما ماندیم و پیکان و دوچرخه. بنز آمریکا بود. پیکان اروپا بود و دوچرخه نیز کشورهای غیرمتعهد بودند. پس ما پیکان سوار شدیم.» پیکان‌سواری او اما چندان طول نکشید و احمدی‌نژاد در میانه راه پیاده‌اش کرد، مثل خیلی دیگر از یاران هاشمی.

چوب دو سر نجس

«حسن روحانی» عضو جامعه روحانیت مبارز است، هم‌پای اصول‌گرایان مجمع روحانیون مبارز. اما خیلی برو بیایی در این جامعه ندارد، در واقع هواداری ندارد آن‌جا و به جز یکی دو نفر مثل اکرمی، بعید است که کسی از او خوشش بیاید، ناطق نوری و هاشمی هم که رفیقش هستند، سال‌هاست عطای حضور در جمع شیوخ اصول‌گرا را به لقای آن بخشیده‌اند.

این عضویت اما سبب نمی‌شود که او را اصول‌گرا بدانیم، یک جورهایی “چوب دو سر نجس” شده است. از یک طرف ارادت ویژه‌اش به رهبری و سابقه مخالف‌خوانی‌اش با اصلاح‌طلبان سبب شده که ژست‌های اصلاح‌طلبانه‌اش خریداری نداشته باشد و از سوی دیگر، هم‌نوایی‌اش با هاشمی و حضور برخی اصلاح‌طلبان در دم و دستگاهش، اصول‌گرایی نازش را نمی‌خرد. شبه تشکیلاتی به اسم حزب اعتدال و توسعه درست کرده و چهره‌هایی چون یونسی، وزیر اطلاعات خاتمی، ترکان و نعمت‌زاده، مدیران نفتی دوره هاشمی و خاتمی گردش حلقه زده‌اند و احتمالا یواش یواش دیگر نزدیکان هاشمی از جمله اعضای خانواده او هم به این جمع می‌پیوندند. خیلی‌ها پیش‌بینی می‌کنند که او کاندیدای نهایی هاشمی در انتخابات است.

20130313-hassanruhani-koocheh

 

هاشمی اوایل دولت دوم خاتمی به رییس دولت اصلاحات گیر داده بود که روحانی را معاون اول خودت بگذار که بعدا کاندیدای ریاست جمهوری‌اش کنیم ولی زورش نرسید و اطرافیان خاتمی مانع شدند، حالا هم قطعن برای اینکه او به اصلاح‌طلبان بقبولاند، کار سختی پیش رو دارد. او علاوه بر وجهه شیخوخیتی که قصد دارد برای خود دست و پا کند، سابقه فعالیت‌های دیپلماتیک هم دارد و در یکی دو سال گذشته که با زبان سرخ‌تری از احمدی‌نژاد انتقاد می‌کند، مرتب آمارهای اقتصادی رو می‌کند که بگوید در این حوزه هم دستش پر است، مدل «محسن رضایی».

فعلن هم شانسش روی کاغذ در همان حد و حدود است، مگر اینکه اصلاح‌طلبان از سر ناچاری پشت سرش بایستند و شیخ دیپلمات به یکی از آرزوهای دیرینه‌اش برسد.

سر پیری و معرکه‌گیری

اما چه خبر از گود میدان انتخابات، البته اگر بشود اسمش را گذاشت میدان انتخابات، چون بیشتر به مدرسه پیر و پاتال‌ها شباهت دارد. فهرست کاندیداهای اصلی را مرور کنید، هاشمی رفسنجانی، ٧٩ سال، سیدمحمد خاتمی ٧٠ سال، حدادعادل، ۶٨ سال، ولایتی،۶٨ سال، این هفته مهدی چمران ٧٢ ساله هم به این جمع اضافه شد، انگار در آستانه برگزاری انتخابات مجلس خبرگان رهبری هستیم، هفته پیش «مهدوی کنی» هم گفت که با این وضع، شلوغش کنند، من هم می آیم، خیلی هم بیراه نگفت، سر پیری همه هوس معرکه‌گیری کرده‌اند.

اما حالا که از پیرمردها گفتیم، از جوان‌ترها هم بگوییم، به خصوص این که این هفته چند جوان رشید حزب‌اللهی برای حضور در انتخابات معرفی شدند که واقعن چهره‌های دگرگونی هستند، مثلن «سعید قاسمی» (سردسته حزب اله)، «محمدرضا نقدی» (فرمانده بسیج)، «علیرضا پناهیان» (منبری تندرو)، حتی «مسعود ده نمکی» و «وحید جلیلی»، برادر سعید جلیلی، دبیر شورای عالی  امنیت ملی.

البته اگر این‌ها می‌آمدند، خیلی خوب بود، بزن بزن و حرف‌های خوشمزه در حد اعلی داشتیم و یک اخراجی‌های واقعی را می‌توانستیم در سینمای انتخابات ٩٢ ببینیم ولی حیف که فعلن شأن آن‌ها، حتی از نگاه نظام، در حد بزن بهادر و تدارکاتچی است.

cartoon-election

اما بازگردیم به مدرسه اصلی پیر و پاتال‌ها، یعنی حزب موتلفه که علی‌رغم این شکلک‌های معطوف به وحدتی که در می‌آورند، بدجوری آب اختلاف زیر پوست شان دویده است. الان پنج نفر از آدم های محبوب این طیف یعنی «باهنر، متکی، آل اسحاق و پورمحمدی» احساس تکلیف کرده‌اند، لاریجانی هم تکلیف را روشن نمی‌کند که می‌آید یا نمی‌آید، به همین جهت بر خلاف پیش‌بینی‌های قبلی‌شان که گفته بودند تا اواخر اسفند یکی را معرفی می کنیم، فعلن کار افتاده به اردیبهشت.

الان پنج نفر از آدم‌های محبوب طیف موتلفه یعنی «باهنر، متکی، آل اسحاق و پورمحمدی» احساس تکلیف کرده‌اند.  لاریجانی هم تکلیف را روشن نمی‌کند که می‌آید یا نمی‌آید.

علت البته معلوم است، موتلفه‌ای‌ها می دانند که از این پنج تا کسی شانسی برای برنده شدن ندارد، از آن طرف می‌ترسند خروجی ائتلاف ١+٢ هم کسی مانند حدادعادل باشد و در واقع باز هم جمعیت ایثارگران (فدایی) و جمعیت رهپویان (زاکانی) مثل انتخابات مجلس نهم کلاه سرشان بگذارد و نقطه ثقل معادلات سیاسی شود، به همین خاطر دست نگه داشته‌اند که فضای انتخاباتی اندکی آب‌بندی شود، بعد تصمیم نهایی را بگیرند.

البته آن سه نفر هم وضع‌شان خیلی روبه‌راه نیست، علاوه بر مشکلات درونی، این هفته حدادعادل گفت که در نظرسنجی‌ها، رای شان بین ١۵ تا ٢٠ درصد است، به فرض که ٢۵ میلیون نفر در انتخابات شرکت کنند، می شود بین چهار تا پنج میلیون رای. هیچ تضمینی هم نیست که آرای دو نفر دیگر برود در سبد یکی باقیمانده. اما بهار-بهار کردن احمدی‌نژاد و مشایی هم از دیگر سوژه های این هفته بود. البته فعلن همین کلمه را تکرار می‌کنند، مثل هولوکاست-هولوکاست کردن که فقط در حد چند تا سخن‌رانی بود، دهن مملکت را سرویس کرد و چیزی هم ازش در نیامد، یا امام زمان گفتن ها که الان به انسان کامل تغییر ماهیت داده و خیلی چیزهای دیگر که احمدی‌نژاد یک مدتی ورد زبانش شده و بعد هم یا یادش رفته یا اینقدر لوث شده که تکرارش بی فایده بود.

این سبز قلابی‌شان هم احتمالن در همین حد است. فعلا سه ضلع مثلث را جور کرده‌اند، ایران، امام زمان، بهار، یارانه‌ها هم چسب این اضلاع انتخاباتی است و محمود تمام قد در قاعده ایستاده که اسفندیار را بر صدر بنشاند، آرزویی که خیلی‌ها می‌گویند به گور می‌برد، از جمله «صفارهرندی»، مشاور فرمانده سپاه که گفت مشایی منفورترین چهره در نظرسنجی‌هاست، رای مثبتش هم حدود دو درصد است و یا «زهره طبیب‌زاده»، از نوچه‌های «آیت‌اله مصباح» که عقیده دارد احمدی‌نژاد هم الان کاندیدا می‌شد، رای نمی‌آورد، چه برسد به مشایی.

20110517-khatami-koocheh

سوژه آخر گزارش، مهم‌ترین سوژه هفته هم بود، آمدن یا نیامدن «سید محمد خاتمی». از چهل دلیل، صد دلیل، ده دلیل و هزار و یک دلیلی که در ستایش یا مذمت آمدنش در فیس بوک و سایت‌ها جاری بود، تا طعنه‌های «صفارهرندی» که گفت رییس جمهور ٢٠ میلیونی، سه سال است به دفتر خامنه‌ای راهش نمی‌دهند، از دعوت‌نامه‌های اصلاح‌طلبانه که سید بیا تا هشدارهای اصول‌گرایانه که یالله سید، تکلیفت را با موسوی و کروبی روشن کن، همه و همه سبب شدند رییس جمهوری سابق در صدر توجهات باشد.

«صفارهرندی» به طعنه گفت رییس جمهوری ٢٠ میلیونی را سه سال است به دفتر خامنه‌ای راه نمی‌دهند.

حالا یا او مثل ٧۶ می آید، اوضاع بر وفق مراد می‌شود – که فعلن اخم و تخم‌های علی خامنه‌ای این را تایید نمی‌کند- و روز از نو و روزی از نو. یا اینکه مثل سال ٨٠، می‌آید اشک می‌ریزد و ناز می‌کند، یا چون سال ٨٨، می‌گوید می‌آیم، ولی چون فضای دگری رقم می‌خورد و فرد صاحب اقبالی یافت می‌شود، در می‌رود و یا این‌که در نهایت مثل پارسال می‌رود جایی مثل دماوند، لبخند می‌زند و رای می‌دهد. این چند خطی که نوشتیم، شرحش مثنوی هفتاد من کاغذ است، ولی نه در حوصله شما می‌گنجد و نه متناسب است با حال این گزارش، عجالتن بدانید که آسید علی خامنه‌ای، اصلاح‌طلبان از جمله آسید محمد خاتمی را سر کار گذاشته و تکلیف‌شان را روشن نمی‌کند، آسید محمد هم مابقی کاندیداهای اصلاح‌طلب و همچنین ملت را معلق نگه داشته است.

بیشتر بخوانید:

«هفت میز و بیست کارت»

«چشمک مصباح، ناز هاشمی و بهار محمود»

«فلاحیان مردمی، کامران نحیف و حبیب‌اله آشپز»

«آقا محسن فیروزه‌ای، باقر خنزر پنزری و اسفندیار دو نبش»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,