Saturday, 18 July 2015
14 July 2020
نگاهی‌ به فیلم‌های من ری

«در ستایش داداییسم»

2013 March 18

سروش طاهری/ رادیو کوچه

چرا؟ چه کسی‌ اهمیت می‌دهد؟ چه کسی‌ اهمیت نمی‌دهد؟

«دادا» مرده است یا زنده.

ما همان طور که نمی‌توانیم یک زنده را زنده کنیم، مرده‌ای را هم نمی‌توانیم زنده کنیم.

دادا مرده است؟

دادا زنده است؟

دادا تنها «داداییسم» است!

(من ری- هشتمِ جولای ، سال ۱۹۵۸)

 20130304-soroush taheri-man ray (1)

«آمانوئیل رادینسکی»، (۱۹۷۶-۱۸۹۰)، با نام هنری «من ری»، (man Ray) از هنرمندان پیشروی مکتب سورئالیسم و از پایه گذاران «داداییسم» بود.

این هنرمند آمریکایی‌، فعالیت هنری‌اش را با پرداختن به نقاشی در آمریکا شروع کرد و در ادامه به مکتب نوپای «داداییسم» پرداخت و به آن معنا بخشید.

«دادا»، (Dada)، مکتبی‌ است که در سال ۱۹۱۶ در زوریخ در سویس شروع شد و به سرعت به آلمان و پس از آن به فرانسه رسید. داداییسم را در واقع می‌توان پس لرزه‌ای از فشار‌های جنگِ جهانی اول دانست. فشاری که بر مردم اروپا آمده بود و به شکل مکتبی‌ «آوانگارد» در هنرمندان نمود پیدا کرد.

در فیلم‌های آونگاردِ من ری، حضور یک «عکاس» به عنوان فیلم ساز به خوبی‌ حس می شود.

شاید بتوان بهترین تعریف از این مکتب را در نامِ آن جستجو کرد. نام «دادا» در حالی‌ انتخاب شده که یک چاقوی نامه باز کن بین یک لغت‌نامه‌ی فرانسوی-‌آلمانی‌ به کلمه ی فرانسوی (Dada) به معنی «اسب چوبی» اشاره میکرده!

در واقع رسالت مکتب دادا را باید طرد کردن منطق و قاعده و اعتبار بخشیدن به ابهام‌گرایی دانست.

«من ری» که به دنبال اعتبار بخشیدن به داداییسم بود، پاریس را برای گذراندن زندگی‌ حرفه‌ای خود انتخاب کرد. این عکاس، نقاش، مجسمه ساز و فیلم سازِ آمریکایی‌، با دل بستگی به تفکر آونگارد، هنر خود را در راه عکاسی‌ ادامه داد. او که پیرو تفکری مستقل و تجربه‌گرا در هنر خود بود، سعی‌ در کشف قابلیت تصویر‌های ثابت و متحرک بود. از این رو به فیلم‌سازی روی آورد و چندین فیلم کوتاه تجربه‌گرا ساخت که با پای بندی به تفکر آونگارد، سرشار از روح داداییسم و سورئالیسم بود.

فیلم‌های من ری را باید به دو دسته ی فیلم‌های «روایی» و فیلم‌های «غیر روایی» تقسیم کرد.

یکی‌ از فیلم‌های روایی برجسته ی من ری ، «ستاره دریایی‌» ساخت سال ۱۹۲۸ است.

در «ستاره دریایی‌»، اشعار راوی جریان فیلم هستند. اشعاری که خط اصلی فیلم را بازگو نمیکنند بلکه تعامل معنایی با موضوع دارند و داستان را در ارایه ی معنا هم راهی میکنند. استفاده از اشعارِ «روبرت دسنس»،(Robert Desnos) در این فیلم نشان از دل بستگی «من ری» به ادبیات مدرن عصر خود دارد.

فیلم‌های رواییِ «من ری» را باید بیش تر در چارچوب آوانگارد و تجربه‌گرایی قرار داد

فیلم‌های رواییِ «من ری» را باید بیش تر در چارچوب آوانگارد و تجربه‌گرایی قرار داد و در کنار آن فضای سورئالیستی که بر فیلم حاکم است. زیرا روایت کردن و پیگیری یک خط داستانی در تعریف داداییسم نمی‌گنجد. داداییسم پیروی از هر گونه منطق را در خود رد می‌کند. ابهامی که در ساختار بصری و معناییِ فیلم‌های من ری وجود دارد، فرار از رئالیسم را نشان میدهد.

او در این فیلم‌ها در عین پیروی نکردن از «سمبلیسم»، از موقعیت‌ها و اشیایی برای خلق نمادها استفاده می‌کند که از خصوصیت سورئالیستیِ فیلم‌هایش است. خلق شناسه هایی‌ که از قبل وجود ندارند اما بیننده- به لطف روایت قابل درک فیلم ساز فیلم ساز- با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند.

در فیلم‌های آونگاردِ من ری، حضور یک «عکاس» به عنوان فیلم ساز به خوبی‌ حس می شود. او، از درون تصاویری که اینک به لطف «سینما» متحرک اند و قادر به نمایاندن موقعیت‌ها هستند، و با تکیه بر طبعِ تجربه گرایی خود، صحنه‌هایی‌ فوق‌العاده تولید می‌کند که روح هنرمندی بیش از یک فیلم ساز در آن جاری‌ست.

فیلم‌های غیر رواییِ «من ری» عموما کوتاه ترند و با روندی سریع تر طی می‌شوند. کلیت فیلم‌ها پیرو معنایی است که بیننده را دچار ابهام در درک آن چه رخ داده است می‌کند.

این فیلم‌ها بیش از هر چیز دیگری بر تفکر داداییسم پای بند مانده‌اند. فیلم‌هایی‌ که مجموعه‌ای از «تصاویر متحرک» در کنار یک دیگر است. مجموعه‌ای که بر اساس منطق در کنار هم چیده نشده اند؛ و در حقیقت حاصلِ احساسات فیلم ساز در لحظه‌اند! داستان، تاثیر خودش را روی بیننده گذاشته ولی‌ شخص از بازگو کردن آن ناتوان است. زیرا درون مایه ی آن از زبانی‌ خارج از قواعد ادبیات یا علمی‌ است. زبانی با بیان احساسات که هنر را خالصانه به بیننده انتقال می دهد. این مجموعه تا جایی‌ که می تواند از دنبال کردن یک موضوع خاص امتناع می‌کند.

او از ترفندی هوشمندانه برای ایجاد تصاویر ذهنی‌ به عنوان پیش زمینه‌ای که ذهن را آماده‌ی دریافت معانی می‌کند استفاده کرده و آن قرار دادن تصاویری لحظه‌ای است که در کسری از ثانیه ظاهر و محو می‌شوند.

او از ترفندی هوشمندانه برای ایجاد تصاویر ذهنی‌ به عنوان پیش زمینه‌ای که ذهن را آماده‌ی دریافت معانی می‌کند استفاده کرده و آن قرار دادن تصاویری لحظه‌ای است که در کسری از ثانیه ظاهر و محو می‌شوند.

 «من ری»، بی‌‌پروایی بی‌‌نظیری در به تصویر کشیدن بدن برهنه‌ی زنان داشت. او از فیگور‌ها و مدل‌ها برای ابراز هنر سورئالیستی‌اش استفاده می‌کرد و پرتره‌ها را به نماد‌هایی‌ برای بیان افکارش تبدیل می‌کرد.

تصاویر و صحنه‌های برهنه در عکاسی‌ و فیلم سازی او جایگاه خاصی‌ داشته اند. تصاویر شاعرانه و رمز آلودی که او از پشت قاب شیشه ای در فیلم «ستاره دریایی‌» از «آلیس پرین» گرفته، در نوع خود بی‌‌نظیر است.

من ری در کارنامه فیلم سازی آوانگارد خود، فیلم‌های «باله ی مکانیکی»، (۱۹۲۴)، «سینمای بی‌ مایه»، (۱۹۲۶)، «بازگشت به خرد»، (۱۹۲۴)، «ماک باکیا»، (۱۹۲۷) و «ستاره دریایی‌»، (۱۹۲۸) را بر جای گذاشته است.

«گالریِ نشنال پرتره» لندن،(National Portrait Gallery) از تاریخ هفتمِ فوریه تا ۲۷ ماه می, نمایش‌گاه بزرگی‌ از عکس‌های او، شامل ۱۵۰ پرتره بر پا کرده است که آثار او را در چهار بخش طبقه بندی می‌کند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , ,