شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
02 September 2016
میز انتخابات

«چند نمای الکی از یک فضای الکی»

۱۳۹۲ فروردین ۱۸

رضا حقیقت‌نژاد / رادیو کوچه

به عنوان مقدمه: «بر آستانه ی در، گرد مرگ می‌بارید»، این شش کلمه و اندیِ «حمید مصدق»، حال و روز این روزهای انتخابات ریاست جمهوری ایران است، در واقع حرجی نیست وقتی چهره‌های یک رویداد می‌شوند سیاسی‌های نچسبی چون «محمدحسن ابوترابی»، «منوچهر متکی»، «علیرضا زاکانی» و یا حتی «غلام‌علی حدادعادل» ولی فعلا همین است که هست، به قول «محسن نامجو»: «یک فضای الکی، یک هوای الکی.»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

1)     گزارش این هفته را با یکی از همین نچسب‌ها شروع می‌کنیم، «محمدحسن ابوترابی» که اول عیدی اعلام کاندیداتوری کرد، سفر انتخاباتی هم رفت، شعار زیبایش را هم «پاک باش و خدمتگذار» اعلام کرد، از حضور سه کاندیدای اصول‌گرا در انتخابات خبر داد و شایعه شد که پناهیان، منبری تندروی مشهور، رییس ستادش می‌شود ولی نه کسی خودش را جدی‌اش گرفت و نه این شایعه را. «از آمدنم هیچ معلوم نشد / یک نمای الکی، یک نمای الکی.»

2)     دومین تحمیلی‌های این انتخابات، یک جبهه است، جریانی متشکل از پادوهای «محمدتقی مصباح یزدی» که پایداری می‌کنند یک طوری خودشان را در منافذ فضای سیاسی ایران جا بدهند. در هفته‌ای که گذشت، شاگردان مصباح چند نشست انتخاباتی داشتند ولی خروجی مشخصی نداشت. فعلا مرتب از برنامه حرف می‌زنند و می‌گویند نه تنها برای سیاست، اجتماع و اقتصاد برنامه نوشتند که برای ورزش چهار سال آینده هم برنامه نوشته اند. «خر از سر شحنه، یک نمد ساخت ولی / یک کلاه الکی، یک کلاه الکی.»

ballotbox-vote-election-koocheh

3)     اما علاوه بر سی، چهل نفر اصول‌گرایی که قبلا برای حضور در انتخابات احساس تکلیف کرده بودند، این هفته یکی دو چهره دیگر افزوده شدند که جالب‌ترین‌شان، «سید محمد بیاتیان»، نماینده بیجار و حسن آباد بود که با شعار «انقلاب در مدیریت با حضور نخبگان نسل سوم» وارد میدان شد. بیاتیان متولد ١٣۵٢ است ولی از او جوان‌تر هم وارد میدان شده است، «روح‌اله احمدزاده کرمانی»، متولد ١٣۵٧، معاون سابق میراث فرهنگی دولت احمدی‌نژاد که از نوچه‌های مشایی محسوب می‌شد. در زمانی که استاندار فارس بود، پاچه‌خواری‌هایش برای مشایی بس حاشیه ساز شد ولی ره ترقی یک شبه پیمود و به جای بقایی، معاون رییس جمهوری شد. صندلی‌ای که برایش خوش یمن نبود  و در کمتر از یک سال، مغضوب واقع و برکنار شد. بعید است که او کاندیدای دولت باشد، «کلا احمدزاده کرمانی»، از دانشکده خبر تا میراث فرهنگی نشان داده که اهل لاف و هیاهوست، احتمالا از در حاشیه بودن خسته شده، یک طوری می‌خواهد جلب توجه کند دوباره. علاوه بر این بچه‌های دهه شصت، نهضت حضور پیرمردهای دهه سی هم ادامه دارد و مهدی چمران که دارد ٧٢ ساله می شود، گفت می‌خواهد وارد میدان شود. آش احساس تکلیف اصول‌گرایان اینقدر شور شده است این روزها که داد «علی اکبر ولایتی» درآمد و گفت حالا هر کسی احساس تکلیف کرد، لازم نیست بیاید رییس جمهوری شود که. «سرتاسر صحنه آش نذری بود، نیتای الکی، نیتای الکی».

4)     «محمدرضا باهنر» که همراه چهار نفر دیگر (ابوترابی، پورمحمدی، آل اسحاق و متکی) تیم پنج نفره‌ای تشکیل داده‌اند به اسم «ائتلاف اکثریت اصول‌گرایان»، در هفته‌ای که گذشت باز هم مفصل درباره انتخابات حرف زد. باهنر قبلا گفته بود قصدی برای ورود ندارد، به خاطر مسائل اخلاقی و رودربایستی کاندیدا شده و احساس تکلیف نمی‌کند ولی این روزها، تقریبا فعال‌ترین کاندیدای این تیم پنج نفره است و علاوه بر خودشان، همه را هم نصیحت می‌کند. به تیم سه نفره حدادعادل، قالیباف و ولایتی گفت که در ائتلاف را باز کنند، کماکان پایداری‌ها را نصحیت می‌کند که بیشتر آب بندی شوند، علاوه بر نصیحت‌های تکراری‌اش درباره مشایی و هاشمی، برای اصلاح‌طلبان هم نسخه پیچید و گفت این‌ها اگر در صحنه باشند، برای نظام خوب است، برای خودشان هم خوب است و از صحنه سیاست ایران، حذف نمی‌شوند. «من هرچی می‌گم واسه خودته دختر، ادعای الکی، ادعای الکی.»

5)     از حرف‌های این جمع پنج نفره، مصاحبه مفصل «مصطفی پورمحمدی» با سایت خبرآنلاین هم خواندنی بود. رییس سازمان بازرسی کل کشور که نامش با وزارت اطلاعات و پرونده‌هایی چون اعدام‌های ۶٧، قتل‌های زنجیره‌ای و حتی اختلاس سه‌هزار میلیارد تومانی گره خورده، با تاکید بر اینکه رییس جمهوری آینده، باید مقبولیت اجتماعی و جذابیت داشته باشد و «جامعه حس خوبی نسبت به او پیدا بکند»، درباره سوابق امنیتی‌اش گفت بوش در سازمان سیا بود، رییس‌جمهورهای آمریکا نظامی بودند یا افسر ارشد نظامی بودند. من فعالیت اطلاعاتی‌ام کمتر بود، در حوزه خارجی کار کردم و فعالیت‌های دیپلماسی مردمی و پنهان را اداره می‌کردم. «تا حالا ضرب روشنفکرا، تقسیم روشنفکرا رفتی؟، ماس مالیای الکی، ماس مالیای الکی.»

6)     قصه محمود و اسفندیار هم در متن و حاشیه انتخابات ادامه دارد. احمدی‌نژاد هر جا که می‌رود، او را همراه خود می‌برد، بر صدر می‌نشاند و دو نفری لبخند می‌زنند، بهار، بهار گفتن از دهن‌شان نمی‌افتد، در تدارک مانور یک‌صد هزار نفری در ورزشگاه آزادی هم هستند، ولی از چپ و راست اصول‌گرایان توصیه و تشر می‌شنوند که امکان ندارد مشایی مجوز ورود به انتخابات بگیرد. در چنین فضایی، فعلا مشایی از جمله صدرنشین‌های خبرهای انتخاباتی است، بی‌آنکه سابقه سیاسی، کارنامه‌ای اقتصادی و حتی سابقه فعالیت فرهنگی و اجتماعی به دردبخوری داشته باشد، او از این نظر هم شبیه محمود سال ٨۴ است که چون چهره‌اش محبوب دل جنتی شد و ظاهرسازی‌هایش، نوای خوش خدمت را به بیت آقا رساند، بی‌توجه به کارنامه و سابقه‌اش، راهی پاستور شد، هشت سال ماند، با این‌که ثروتمندترین رییس جمهوری بود، دارد بدهکارترین دولت را تحویل می‌دهد و نه تنها اعتبار «علی خامنه‌ای» که هویت سیاسی اش خویش را بر باد می دهد . «از آمدن و رفتن ما سودی کو، یک هبوط الکی، یک سقوط الکی.»

7)     اول گزارش از رنگ مرگ نوشتیم، چهره‌های نچسب و هوای الکی انتخابات ٩٢، داستانی که به نظر می رسد کماکان ادامه داشته باشد، حتی به وقت روز واقعه، چرا که به نوشته سایت تابناک بر خلاف انتخابات ٨٨، امسال از مناظره‌های زنده خبری نیست و مناظره‌های انتخاباتی بین کاندیداها با حضور نمایندگانی از دادستانی، وزارت کشور و مجلس به صورت کنترل شده برگزار و پس از ضبط و بازبینی در اختیار مردم گذاشته می‌شود. «وای دهه‌ی چهل خیلی باحال بود، نوستا…. لژیای الکی، تالژیای الکی.»

بیشتر بخوانید:

«هفت میز و بیست کارت»

«چشمک مصباح، ناز هاشمی و بهار محمود»

«فلاحیان مردمی، کامران نحیف و حبیب‌اله آشپز»

«آقا محسن فیروزه‌ای، باقر خنزر پنزری و اسفندیار دو نبش»

«از خاتمی چهل تیکه تا موتلفه‌ای‌های پیر و پاتال»

«از خشم جنتیِ ثانی تا کشف خس و خاشاک انحرافی»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,