Saturday, 18 July 2015
08 August 2020
اندیشه‌گار

«نگذارید از مغزتان کود شیمیایی درست کنند»

2013 April 10

سینا رهنما / رادیو کوچه

sina@koochehmail.com

حتمن شما هم مثل خیلی‌های دیگر در محاصره انواع و اقسام تحلیل‌ها هستید که در رادیو و تلویزیون و وب‌سایت و وبلاگ و پادکست و دیگر رسانه‌ها هر روز مانند سیل جاری است. خیلی راحت می توانیم بگوییم و  البته چرایش را هم در ادامه، که این تحلیل‌ها همگی در خدمت تبدیل محتویات مغز شما به کود طبیعی و شیمیایی است و فقط شما را به باقالی‌زار هدایت می‌کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

صحنه را این طور تجسم کنید. یک شخص روی صندلی نشسته و هیچ چیزی نمی‌گوید. یکصد و پنجاه نفر هم در اتاق حضور دارند. هیچ‌کدام نه به طرف نزدیک می شود، نه از او سوال می‌پرسد، نه حرارت بدنش را اندازه می‌گیرد، نه می‌داند چه خورده است، نه می‌داند از کجا آمده است نه می‌داند چه شرایطی داشته نه می‌داند. کافی است شخصی که روی صندلی نشسته، سرفه کند. همه نسخه می‌نویسند و هرکسی به تفصیل می‌گوید این سرفه نشانه‌اش چیست، از کجا آمده و به کجا خواهد رفت.

04042013_Sina_free from hokum_pic01

پرواضح است که تمامی این تحلیل‌ها مزخرف است چون نیم ساعت دیگر ممکن است طرف آروغ بزند. بعد تمامی تحلیل‌ها به سمت دیگر می‌رود. نیم ساعت دیگر همه به طرف نگاه می‌کنند و نه صدایی از او درمی‌آید و نه حرکتی می‌کند. بعد همه به هم حمله می‌کنند که چرا این تحلیل را داده و چرا قبلن این طور گفته بوده و چرا حرفش از آب درست درنیامده است و اگر حرفش درست آمده شانسی بوده یا این که از فلانی پول گرفته بوده است.

در همین میانه، شخص از روی صندلی می‌افتد و از حال می‌رود. همه شروع می‌کنند به نوشتن از این که مرد و دیگر تمام کرد و رفت به درک، تا این که این‌ها همه‌اش ادا و بازی است تا این که همه این‌ها امری حساب شده است. طرف می‌گوید قندم پایین بود، غش کردم. می‌نشیند سرجایش و درخواست آب می‌کند چون تشنه است. هیچ‌کس به او آب نمی‌دهد، همه سعی می‌کنند بگویند این جسم بیمار در پی مواد مخدر است و این تن‌پرور هیچ غلطی در زندگی نکرده و دیگر تحلیل‌ها.

در واقع اکثریت و بیشتر تحلیل‌هایی که در در و دیوار و روزنامه و وبلاگ و سایت و رادیو و تلویزیون و شبکه فلان می‌بینید، همه این طوری است. یک نفر نشسته از روی یک خبر یا یک سرفه یا یک وبلاگ یا یک جمله، تاریخی سیصد ساله را تحلیل می‌کند و همین طور می‌بافد. فرد دیگری جور دیگر می‌بافد، بقیه هم می‌سرایند و همه دور هم به قولی سر هم را اصلاح می‌کنند.

هرکاری، نه فقط نخبه و کارشناس می‌خواهد، که دستیابی به وقایع و حقایق هم می‌خواهد. اگر می‌گویید که این طور می‌شود، باید دلیلش را هم بگویید، سند و آمار و مدرکش را هم بدهید. صد در صد که هیچ‌کدام‌شان به هیچ وجه چنین چیزی در اختیار ندارند ولی همه مدعی هستند که بهترین تحلیل و نگاه مال آن‌هاست. در واقع شارلاتان‌هایی که هرقدر سر هم را بدتر بزنند، برای همدیگر کار بیشتری دست و پا می‌کنند.

حالا خواننده و یا شنونده و یا بیننده عزیز، به حقایق و مستندات نگاه کنید و بخش تحلیلی که به شما ارائه می شود را از زندگی‌تان حذف کنید. باور کنید به تدریج دنیای شما معنای بسیار بیشتری خواهد یافت چون همه این‌هایی که تحلیل ارائه می‌دهند، شارلاتان‌هایی هستند که فقط می‌بافند و می‌سرایند و فقط با استفاده از واژه‌ها و حوادث شما را دچار درگیری‌های احساسی می‌کنند که به هیچ کار شما در زندگی نمی‌آید ولی برای یکی دیگر حسابی تنور داغ می‌کند.

این دایره محدود به رسانه‌های نظام و دولت و حاکمیت نیست. نظام آن را سازمان یافته و با بودجه دولتی دنبال می‌کند، غیر از نظام سعی می‌کنند همان کار را دنبال کند و فقط فکر می‌کند از آن طرف که باشد، یعنی جواب داده است.

یک قدم عقب تر بگذارید، این یک چرخه انگلی بزرگ است که همه دارند از هم تغذیه می‌کنند و این خواننده و مخاطب است که بدبخت این همه کود شیمیایی و طبیعی شده که در مغزش در حال شکل‌گیری است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,