شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
29 September 2016
میز انتخابات

«وضعیت جیگر در جیگر، انتخابات پر از اما و اگر»

۱۳۹۲ فروردین ۲۶

رضا حقیقت‌نژاد / رادیو کوچه

«اگر خاتمی بیاید، قطعن شانس برد بیشتری دارد ولی هاشمی بهتر است. اصول‌گرایان مخالف آمدن این دو و مشایی هستند، مشایی و خاتمی رد صلاحیت می‌شوند، مشایی اگر بیاید، می تواند با دو تا سه برابر اصلی‌ترین کاندیداهای اصول‌گرا رای بیاورد. احمدی‌نژاد می‌خواهد مثل معین تایید صلاحیت مشایی را بگیرد، اگر نتواند بگیرد، خاتمی و هاشمی هم اجازه ورود پیدا نمی‌کنند. اگر مشایی باشد، هاشمی هم باشد، کار به دور دوم کشیده می‌شود و هاشمی پیروز می‌شود، اگر اصول‌گرایان هم حامی مشایی شوند ولی هاشمی و خاتمی نباشند، اصلاح طلبان می توانند با عارف، در دور دوم مشایی را شکست بدهند.» این صد و چند کلمه چکیده گفت و گوی «صادق زیباکلام» است با «خبرگزاری مهر» که چیزی نمی‌شود ازش فهمید و مانند بسیاری از تحلیل‌هایش، جیگر در جیگر است ولی از قضا این بار پیش‌بینی‌های او، درباره فضای سیاسی ایران صادق است و واقعن وضعیت جیگر در جیگر است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

میزهای آشفته، آدم‌های مدعی

اول بگذارید کارت‌های چیده شده روی میز اصول‌گرایان را مرور کنیم، حداقل ١٢ کارت. ۵ نفر اسم خودشان را گذاشته‌اند ائتلاف اکثریت اصول‌گرایان. «پورمحمدی» می‌گوید در نظرسنجی‌ها از همه جلوترم، «باهنر» می‌گوید نفر برگزیده‌ام و «ابوترابی» می‌گوید از همه مسلط ترم. رییس ستاد «متکی» قبلن گفته بود این که خروجی یک نفر باشد، قبول نیست و شاید بیشتر باشد. این نشان می‌دهد که او هم می‌خواهد جزو خروجی‌ها باشد. «آل اسحاق» که کاندیدای موتلفه است هم گفته هیچ‌کس به اندازه من مشکلات را نمی‌فهمد. قبلن این پنج نفر گفته بودند برای تعیین نفر برتر، نظرسنجی می‌کنیم، یک بار گفتند بین خودمان توافق می‌کنیم، الان هم می‌گویند شیوخ جامعتین یعنی «مهدوی کنی»، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز و «محمد یزدی»، رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم باید نظر نهایی را بدهند.

ballotbox-vote-election-koocheh

این وسط «امیر محبیان»، تحلیل‌گر موتلفه‌ای گفته که اصلن «مهدوی کنی»، چشمش دنبال «قالیباف» است. به طور طبیعی هم بعید است «مهدوی کنی» یکی از این‌ها را انتخاب کند، چون احتمالن یکی دو میلیون رای بیشتر نمی‌آورند، بعد «مصباح یزدی» می‌نشیند به ریش رییس مجلس خبرگان رهبری می‌خندد که بیا و تماشا کن اعتبار سیاسی و اجتماعی‌ات را.

در سوی دیگر این میز، ائتلاف سه‌گانه نشسته است. «ولایتی» شده منتقد شماره یک سیاست خارجی دولت، «حدادعادل» از انحلال سازمان برنامه‌ریزی انتقاد می‌کند و «قالیباف» از همه چیز دولت «احمدی نژاد». هر سه هم وعده‌های کلان می‌دهند، به خصوص قالیباف که گفته دو ساله اوضاع را درست می‌کند، پنج میلیون شغل ایجاد می‌کند و … قرار بوده تا بیستم فروردین نفر برتر را معرفی کنند ولی گویا به اواسط اردیبهشت موکول شده است.

نظرسنجی‌ها می‌گویند قالیباف رای بیشتری دارد، حداد گفته ممکن است بین خودمان تصمیم بگیریم، شاید سه نفری ثبت نام کردیم، به گفته ولایتی اما نفر نهایی با توجه به نگرش رهبری انتخاب می‌شود، حالا نظر رهبری به کیست، الله اعلم. خامنه‌ای هم گفته مانند دفعات قبلی، هیچ‌کس مطلع نمی‌شود که او به کی نظر دارد، احتمالن منظورش دوره قبل بوده که به قول ظریف اصلاح طلبی، در سخنرانی ٢٢ اردیبهشت ٨٨ در کردستان، فقط سایز کت و شلوار احمدی‌نژاد را نگفت.

اما دور و بر این میز هم چهره‌هایی چون «محسن رضایی، سعیدی کیا، حسن سبحانی، علی فلاحیان» و … می‌پلکند. این‌ها هم می‌گویند تا ته خط ایستاده‌اند. میز دوم اصول‌گرایان به جبهه پایداری‌ها تعلق دارد که به گفته محصولی قرار است تا دو هفته دیگر از بین «فتاح، جلیلی و لنکرانی»، یک کارت را «آیت‌اله مصباح یزدی» بردارد. در میان دولتی‌ها، همه کارت‌ها به نام مشایی زده شده و اگر او نیاید یا تایید صلاحیت نشود، بعید است دولت کاندیدای مهم دیگری داشته باشد. وضعیت اصلاح طلبان را هم که زیباکلام تقریبا تشریح کرد، همه چیز در اگر و اماست. در این شرایط مشخص است که اغلب تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌ها، آبکی و بادکی می‌شوند.

در پیچ و خم اتحاد

هم‌زمان با طرح مسائلی درباره احتمال حضور «خاتمی یا هاشمی»، این روزها نواهای تازه‌ای از درون اصول‌گرایان شنیده می‌شود. «مصباح یزدی» گفته رقابت خانوادگی است ولی اگر غیرخودی‌ها بیایند، متحد می‌شویم. باهنر هم گفت اگر خاتمی یا هاشمی بیاید، صحنه به هم می‌ریزد و آرایش‌ها عوض می‌شود. قبلن ولایتی گفته بود اگر وضعیت خطرناک شود، باید متحد شویم تا هشت سال مصیبت نکشیم با وجود همه‌ی این اگر و اماها، این سوال مطرح است که در صورت نیامدن هاشمی یا خاتمی، آیا اصول‌گرایان توان برقراری یک انتخابات رقابتی را دارند؟

khatami-hashemi

پاسخ به این سوال، مشروط است. اگر خروجی ائتلاف سه‌گانه «قالیباف»، خروجی ائتلاف اکثریت، «باهنر» و کاندیدای پایداری‌ها، «لنکرانی» شود، در کنار این‌ها، «حسن روحانی» هم فعال باشد، بازار رقابت داغ و اندکی بوی انتخابات می‌آید، حتی اگر مشایی هم تایید نشود ولی اگر به فرض خروجی ائتلاف سه‌گانه، «حدادعادل»، خروجی ائتلاف اکثریت، «ابوترابی» و خروجی پایداری‌ها، «پرویز فتاح» باشد، انتخابات تبدیل به گورستان می‌شود.

تازه‌واردهای خبرساز

«حسن روحانی» مهم‌ترین تازه‌وارد این روزهای انتخابات است. او اشبه الناس است به «هاشمی رفسنجانی»، هاشمی سال ٨٠ به خاتمی توصیه کرده بود روحانی را بگذارد جای عارف، تا سال ٨۴ بشود رییس جمهورش کرد. مشارکتی‌ها به تندی مخالفت کردند و خاتمی هم این کار را نکرد. حالا هم معاون اول مدنظر هاشمی کاندیداست، هم معاون اول خاتمی، و باز مشارکتی‌ها با هر دو مخالف و می‌گویند یا خاتمی یا هیچ‌کس دیگر. اتفاقی که به خیلی‌ها برخورده و تشتت‌ها را در میان اصلاح طلبان افزایش داده و به همین سبب می‌توان انتظار داشت در صورت به نتیجه نرسیدن این روی‌کرد – که احتمالش زیاد است-، سه چهار تا کاندیدای شبه اصلاح‌طلب داشته باشیم که مهم‌ترین‌شان همین «حسن روحانی» خواهد بود. در نشست اعلام کاندیداتوری روحانی، دختر و پسر هاشمی (فاطمه و یاسر) که ضلع محافظه‌کار فرزندان هاشمی را تشکیل می‌دهند، حضور داشتند، همراه با برخی مشاوران و وزرای دولت هاشمی. روحانی با انتقاد از دولت احمدی نژاد شروع کرد، شعار «زنده باد ایران» سر داد و از کارنامه‌‌ی خود در دوران حضورش در راس پرونده هسته‌ای دفاع کرد. هر سه مساله خوشایند دولتی‌ها و پایداری‌ها نیست و واکنش‌هایی هم نشان دادند، واکنش‌هایی که در آینده قوی و جدی‌تر می‌شوند.

 

شباهت‌های مشایی و خاتمی

نکته آخر این هفته به شباهت روی‌کرد حامیان مشایی و خاتمی بازمی‌گردد. اولن هر دو طیف به پیروزی کاندیدای خویش اطمینان دارند، اصرار هم دارند که باید این‌ها به میدان بیایند، اگر تایید صلاحیت شوند که برنده‌اند، اگر نشوند هم قهرمان از میدان خارج شده‌اند و در هر صورت، بازنده نیستند.

جالب اینکه هر دو منفور اصول‌گرایان هستند، دائم تهدید به رد صلاحیت می‌شوند، به خصوص مشایی که این هفته «محمد مومن»، عضو باسابقه شورای نگهبان گفت هر کس بوی انحراف بدهد، رد صلاحیت می‌شود، ترس و دعوا هم نداریم. این مومن، عضو مهمی است در شورای نگبهان. سال ٨٨ وقتی نمایندگان ستادهای انتخاباتی رفتند دیدار رهبری و به عملکرد شورای نگهبان اعتراض کردند، «خامنه‌ای» گفته بود اگر در ایران نتوانید به «جنتی و مومن» اعتماد کنید، به هیچ‌کس نمی توانید اعتماد کنید.

«جنتی» هم که قبلن گفته بود حتی اگر من مرده باشم، شورای نگهبان امثال «مشایی» را تایید نمی‌کند. «خاتمی» هم وضعیتش به قرمزی مشایی نیست ولی در شرایط بحرانی اکنون، بعید نیست که به چنین سرنوشتی دچار شود. البته این واقعیت قابل انکار نیست که اگر خاتمی باشد، مشایی باشد، مثلا «قالیباف و لنکرانی» هم به این مجموعه اضافه شوند، حماسه سیاسی مدنظر خامنه‌ای آفریده خواهد شد، ولی قطعن آقای زخم‌خورده از حماسه هایی چون دوم خرداد ٧۶، منظورش این جنس حماسه‌ها نبوده است، حماسه وقتی حماسه می شود که آقا بپسندد، مثل ٩ دی ٨٨.

……………………………………….

بیشتر بخوانید:

«هفت میز و بیست کارت»

«چشمک مصباح، ناز هاشمی و بهار محمود»

«فلاحیان مردمی، کامران نحیف و حبیب‌اله آشپز»

«آقا محسن فیروزه‌ای، باقر خنزر پنزری و اسفندیار دو نبش»

«از خاتمی چهل تیکه تا موتلفه‌ای‌های پیر و پاتال»

«از خشم جنتیِ ثانی تا کشف خس و خاشاک انحرافی»

«چند نمای الکی از یک فضای الکی»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. تهمورث
    1

    نضر من همان است که قبلا گفته ام و آن هم مشائی است که با قرم قرم شایع بزودی نیجه ساق آنهم معلوم میشود. خامنه ای در حالت همین الان ( چون فردا را خبر ندارم ) هیچ چاره ای جز تمکین از قرارداد نا نوشته بین خود و احمدی نژاد و سپاه ندارد بقیه حرفهای پای منبر است .