Saturday, 18 July 2015
01 November 2020

«بازخوانی مصاحبه با پیمان ابدی»

2010 February 07

کافه مکس / رادیو کوچه

چند سال پیش نمایش یک سریال آلمانی از تلویزیون آغاز شد، که صحنه های اکشن آن هیجان زیادی را برای بینندگان ایجاد می کرد .
برای بسیاری در ایران ساخت چنین فیلمی البته با صحنه های اکشن محدودتر ، در آن زمان بیشتر شبیه به خواب و رویا بود و بدون شک کمتر بیننده ای در آن زمان این تصور را داشت که کارگردان همه این صحنه های جذاب اکشن یک ایرانی ست.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید


دانستن این موضوع که پیمان ابدی یکی از موفق ترین کارگردانان جلوه های ویژه و حرکات اکشن در آلمان و اروپاست برای هر ایرانی بسیار جذاب و شنیدنی بود.او در سال ۱۳۵۱ در محله‌ی یوسف‌آبادتهران به دنیا آمد. در رشته روانشناسی ورزشی تا مقطع دکترا تحصیل کرد و همچنین تحصیلات تخصصی در رشته‌ی سینما به ویژه کارگردانی داشت. پیمان ابدی اعلام کرد که می خواهد کارش را در ایران ادامه دهد و به پیشرفت سینمای ایران کمک کند. اما  در 16 اردیبهشت 88 در اثر حادثه‌ای در سر فیلم برداری  فیلم «چشمان نامحسوس» جانش را از دست داد. کافه مکس امروز بازخوانی مصاحبه با پیمان ابدی است

به عنوان اولین سوال چه ضرورتی باعث شدکه پس از سالئها زندگی در آلمان و موفقیت چشمگیر در این کشور به ایران بازگردید؟

هیچ ضرورتی! در واقع هیچ دلیلی وجود نداشت که من از کشوری که در آن زندگی بسیار خوبی داشتم و شغلی داشتم ، که کاملن در آن موفق بودم و همه من را می‌شناختند و از همه مهمتر به من احتیاج داشتند به ایران بازگردم . چون در آن کشور من به هیچ وجه نه احساس زیادی بودن می‌کردم و نه در حیطه کار و شغل با من بد‌رفتاری می‌شد و آنها کار من را می‌خواستند.

پس برای چه به ایران بازگشتید ؟

مساله بازگشت من مساله‌ای کاملن شخصی بود. ظرف 20 سال گذشته من چند فیلم از سینمای ایران را مشاهده کردم، که با کمترین مبلغ که قابل گفتن نیست به تلویزیون آلمان و آن هم به  شبکه‌های نه چندان خوب فروخته شده بود.
تنها خواهش کارگردان و تهیه کننده این بود که این فیلم از تلویزیون آلمان پخش شود و او در ایران بگوید که فیلمش از شبکه های خارجی پخش شده است! از آن بدتر این بود که فیلم‌هایی که به عنوان نمایندگان ایران در آلمان به نمایش درمی‌آمد از بدترین نقاط ایران تصویر گرفته بود و از آدم‌هایی با حداقل زندگی. البته من نمی‌گویم که آدم‌هایی که در این فیلم‌ها نشان می‌دهند، بدبخت و فقیر هستند به هر حال آنها به آن زندگی با آن شرایط حداقل قانع هستند، اما تاثیر این فیلم‌ها از لحاظ قضاوت خارجی‌ها بر روی مردم ایران بسیار منفی است.
راهی که سینمای ما پی گرفته است دقیقن عکس سینمای هندوستان است هر چه آنها در فیلم‌هایشان هندی‌ها و هندوستان را خوب جلوه می‌دهند و با فروش همین فیلم‌ها به کشورهای اروپایی به ویژه آلمان طی این سال‌ها کلی درآمد داشته‌اند
مثلن چه چیزهایی می‌گفتند که از همه برجسته تر بود؟
به من می‌گفتند شما هنوز شتر سوار هستید! زنهایتان را با شتر می‌خرید! اگر به آنها می‌گفتیم در ایران می توان اسکی کرد به من می‌خندیدند . من 23 سال در آلمان تمام تلاش و سعی‌ام این بود که این دیدگاه اشتباه و طرز تلقی اشتباه آلمانی‌ها را درباره مردم کشورم تغییر دهم. می‌خواستم به آنها نشان دهم، که کشور من تاریخ و تمدنی بسیار قدیمی دارد.
جالب اینجاست که در آلمان هنوز فرق بین ایران و عراق را نمی دانند! در کل من طی این 23 سال دلم از این مسایل خون است و هر چه در این باره درد دل کنم کم است.

بنابراین برای فرار از این حرف‌ها به ایران برگشتید و یا هدف دیگری هم داشتید؟

من هم می‌توانستم مثل بسیاری دیگر از این گوش حرفی را بگیرم و از گوش دیگر بیرون دهم، اما این کار را نکردم ، چون نمی‌توانستم نسبت به این مسایل رفتاری بی‌تفاوت داشته باشم. در واقع برگشتم تا در ایران فرهنگ‌سازی کنم و می‌خواستم که تاثیر مثبتی روی سینمای ایران داشته باشم.

آیا این بازگشت برای شما درآمد زا هم بوده است؟

اگر من با هدف درآمدزایی به ایران بازگشته‌ام کاری اشتباه است. به هیچ وجه درآمد برای من اهمیت نداشت، چون درآمد من در ایران با آلمان قابل مقایسه نیست. تنها چیزی که برای من مهم است این است که قدر من را بدانند و ارزش کار من در ایران درک شود.

آیا می توان به تخصص و حرفه شما جلوه‌های ویژه گفت؟

گروه من نامش اکشن یونیت است و اگر بگویم که نامی درست برای حرفه من در ایران وجود ندارد، سخنی به گزافه نیست. گروه من یک گروه تعریف شده و سازماندهی شده است و هر کس در این گروه کار خاصی دارد و سر صحنه نیز تنها به وظیفه خود عمل می‌کند.

می‌توانید درباره جلوه ‌های ویژه بیشتر توضیح دهید و نام پیشنهادی خود را بگویید؟

جلوه‌های ویژه شامل چند بخش است . اسپشال افکت و ویوژال افکت . اسپشال افکت یعنی اینکه یک گروه برود و با سیم بوکسل تصادف یک اتومبیل را درست کند که به هوا می پرد و ویوژال افکت یعنی اینکه سیم بوکسل را در تصویر محو کنند. وظیفه ویوژال افکت به سر صحنه مربوط نمی‌شود و گروهی جدا از اسپشال افکت است و کار آنها تنها با کامپیوتر است و نباید سر صحنه حضور داشته باشند. همین مسایل تا بخواهد جا بیافتد و در سینمای ما تعریف شود نیاز به زمان زیادی دارد و احتیاج به فرهنگسازی دارد.
در واقع اسپشال افکت زیر مجموعه‌ای از کارهای من است و از همین روی من نمی‌توانم عضو خانه سینما شوم که تنها انجمن اسپشال افکت دارد. مهمترین مشکل من با عضویت در خانه سینما نیز همین است.
درباه تشکیل گروه اکشن یونیت و فعالیت آن طی این مدت توضیح دهید؟

برخی در ایران هستند که اگر تخصصی دارند حاضر نیستند آن را به طور کامل در اختیار شاگردشان قرار دهند. من کلاس بازیگری می‌شناسم که فرد معروف و سرشناسی هم در آن مشغول به فعالیت است، اما حاضر نیست، همه چیز را به شاگردانش آموزش دهد چون از این می‌ترسد، که دو روز دیگر همین شاگردانش از او بالا بزنند.
اما من رویه‌ای عکس چنین افرادی در پیش گرفتم و همه آنچه طی این سال‌ها آموخته‌ام و تجربه کرده‌ام سعی می‌کنم، در اختیار اعضای گروهم قرار دهم. طی این مدت نیز شاگردان زیادی را تربیت کرده‌ام. اولین چیزی هم که به آنها آموختم این بود که به قوانین و مقررات احترام بگذارند و هر چه که در جمهوری اسلامی خلاف است از آن پرهیز کنند. من همه آنچه در آلمان به عنوان آداب و رسوم حرفه‌ای و کاری آموخته‌ام به شاگردانم منتقل می کنم. این موضوع را می توانید در یک سر فیلمبرداری که گروه اکشن یونیت حضور دارند به خوبی احساس کنید که چه طور همه چیز طبق برنامه‌ریزی انجام می‌شود و چه طور همه محترمانه و با اخلاق رفتار می‌کنند.

چگونه اعضای گروه را انتخاب می‌کنید؟

هر کس به این کار علاقه داشته باشد، وارد گروه می شود. من به راه رفتن افراد نگاه می کنم و بر اساس آن برای آنها تمرین طراحی می‌کنم و یا به او می‌گویم که جلوی دوربین به چه شکل رفتار کند. الان یک گروه کامل شده‌اند و در بسیاری از پروژه‌ها اگر احساس کنم که به من احتیاجی نیست، من فقط صحنه اکشن را طراحی می‌کنم و بقیه کارها را گروه انجام می‌دهند. مگر اینکه پروژه مشکلی باشد ، که من خودم سر صحنه حضور پیدا می‌کنم.

آیا از شاگردان ممتاز شما که الان مربی شده‌اند رقیب هم دارید؟

بعضی از من جدا شده‌اند و به تنهایی و با گروه خودشان کار می‌کنند. من با این موضوع مشکلی ندارم . البته گاهی نیز سوء استفاده می‌کنند. ولی موضوعی که من را نگران می‌کند، این است که خدای نکرده سر یک پروژه نتوانند کار را به شکل مطلوب انجام دهند و حادثه ناگواری پیش بیاید که این با توجه به اینکه از نام من استفاده می‌کنند برای من نیز بد خواهد بود.

طی این مدتی که به ایران آمده‌اید فکر می‌کنید تا چه اندازه بر سینمای ایران تاثیر داشته‌اید و آیا راضی هستید؟

از لحاظ تاثیر بر سینما که صددرصد تاثیر‌ات مثبتی داشته‌ام. من این را نمی‌گویم همین که گروه من چندین بار در تلویزیون معرفی شده و در نشریات مختلف با من مصاحبه شده است ثابت می کند که من تاثیر خود را داشته‌ام. اگر من فراموش شده بودم و کسی من را جدی نمی‌گرفت شما با من مصاحبه نمی کردید.

سر هر پروژه به چه نحو فعالیت می‌کنید و چند تن از اعضای گروهتان را با خود می‌برید؟

همه می‌دانند که من هیچگاه به تنهایی سر پرژه‌ها نمی‌روم . همیشه با تمام افراد گروه و با تمام تجهیزات می‌روم. حال ممکن است پروژه‌ای از لحاظ بودجه مالی ضعیف باشد و من با عده محدودتری سر آن کار بروم که این بیشتر مربوط به درک من از کار و فضای آن است. البته یک چنین چیزی نباید باشد ولی من مراعات حال آنها را می‌کنم. در قبال هر بدلکار یک زاپاس یا جانشین با خودم می‌برم . مثلن برای چهار بدلکار حتمن با خودم چهار بدلکار جانشین می‌برم و این رویه کار من است.
به هر حال به هر دلیل ممکن است ، حادثه‌ای برای یکی از بدلکاران پیش بیاید و لازم باشد که کسی را جانشین او بگذارم. این اقدام نیز به این دلیل است که نمی‌خواهم به خاطر یک حادثه که مربوط به گروه من است یک پروژه فیلمبرداری مختل شود و زمان از دست برود.

از بعد جذب بیننده به چه شکل بوده است؟ آیا مردم از کار شما راضی هستند؟

حتمن. فکر می‌کنم جلوه‌های ویژه همواره برای تماشاگران جذابیت‌های خود را دارد و این را در برخورد با مردم نیز احساس می‌کنم.

چه مشکلاتی معمولن هنگام فیلمبرداری برایتان پیش آمده است؟

در سینمای ما همه چیز وجود دارد، وقت، خلاقیت ایده‌های خوب اما هنگام انجام کار که می رسد به مشکلات فراوانی بر می‌خوریم. به طور مثال من اصلن دوست نداشتم که صحنه چپ شدن پراید در میوه ممنوعه به آن شکل باشد و من اصلن از آن صحنه راضی نیستم.

آیا مشکل هزینه بود؟

نه مساله هزینه نبود من با 100 هزار تومان بیشتر می توانستم، آن کار را به نحو احسنت انجام دهم . اما زمانی که من به محل فیلمبرداری می‌روم و می‌بینم که هیچ یک از چیزهایی که از آنها خواسته ام برایم آماده نیست ، من چه کار می‌توانم بکنم . اگر یک پرایدی که تصادف کرده بود و سالم نبود هم برای من می‌آوردند من آن صحنه را برایشان درست می‌کردم.
حتی گفته‌های من به کارگردان درام منتقل نشده است و هیچ هماهنگی سر صحنه انجام نشده بود. در واقع مهمترین مشکل ما نه تنها در سینما بلکه در تمامی زمینه‌ها همین عدم هماهنگی و عدم برنامه‌ریزی صحیح است و این باعث می‌شود که ما از همین منابع و امکاناتی هم که داریم نتوانیم به شکل مطلوب استفاده کنیم.

در فیلم‌هایی که در آلمان به عنون کارگردان اکشن حضور داشتید ظاهرن دستتان باز بوده و فیلم‌ها صحنه‌های اکشن زیاد دارد؟ در ایران به چه شکل است آیا در اینجا هم می‌توانید چنین فیلم‌هایی کار کنید؟

در ایران مشکل این است که زمانی که درباره کار و شرایطش توضیح می‌دهیم، می‌گویند بی جهت از کار تعریف می‌کنی یا با اصطلاح عامیانه می‌خواهی کلاس بگذاری . مثلن در ایران حتی برای ایجاد یک صحنه تصادف ما مشکل داریم. اگر یک پراید یک سمند را چپ کند، نسبت به این کار ایراد می‌گیرند و متوجه نیستند که در فیلم هر اتفاقی امکان پذیر است.

سر صحنه فیلمبرداری تا چه اندازه برای شما امکانات انجام کار ایجاد می‌شود؟

چندی پیش برای فیلمبرداری یک صحنه اکشن رفته بودم. از من خواستند که یک کامیون ماک را روی یک پل هشت متری با سرعت 60 الی 70 کیلومتر در ساعت این طرف و آنطرف کنم و به کنار پل برخورد کند و کج بایستد. روز فیلمبرداری به من گفتند که بلایی سر کامیون نیاید و اگر به کناره پل برخورد کند، راه و ترابری 50 میلیون تومان خسارت می گیرد. من مجبور شدم که این صحنه را به همان شکل که خواستد 4 بار تکرار کنم و جالب اینجا بود که هر بار اتفاقی می‌افتاد، یکبار کارگردان مشکل داشت یکبار فیلمبردار و یک بار هم منشی صحنه. به هر حال من هم بشر هستم و بعد از چهار بار ممکن است اتفاقی برای من بیافتد و کار را درست انجام ندهم چند بار می‌توانم این صحنه را تکرار کنم.
راننده کامیون هم مرتبن اعتراض داشت. از او خواستم که خودش پشت فرمان بنشیند ولی حاضر نبود ، چون می دانست که چه کار سختی است. این را گفتم تا میزان همکاری با من را سر صحنه متوجه شوید و ببینید که با کار من چگونه برخورد می‌شود.

آیا عامل دیگری هم به نظر شما وجود دارد که در کار مشکل ایجاد می کند؟

بحث جایگاه هر فرد نیز مطرح است. باید مردم ما جایگاه خود را در هر کاری که هستند بدانند و توجیه باشند. این امری است که از خانواده آغاز می‌شود. تا 30 سال پیش حتی یک مرد 60 ساله هم جلوی پدرش سیگار نمی‌کشید و احترام بسیار زیادی برای پدر و مادرش قایل بود، اما الان رفتار جوان‌ها با گذشته بسیار تغییر کرده است. پس حتا در خانواده‌های ما هم جایگاه هر فرد تغییر کرده است و این‌ها همه به فرهنگ و جامعه ما مربوط است. وظیفه کسانی که فیلم تولید می‌کنند نیز فرهنگسازی است.

فکر می‌کنید فیلم‌های ما فرهنگسازی را به شکل مناسب در جامعه انجام می‌دهند؟

هدف فرهنگ سازی وجود دارد، اما نمی‌دانند چگونه باید انجام دهند. مثلن در برنامه کنترل نامحسوس که از شبکه سه پخش می‌شود. من با سازندگان آن برنامه صحبت کردم که به صورت مجانی آن برنامه را برایشان بسازم تا به فرهنگسازی در کشورمان کمک کرده باشم.
درباره اسپانسر و تعریف آن در سینمای جهان بیشتر توضیح دهید؟

مهمترین موضوع در زمینه تبلیغ ، شیوه تبلیغ است. اگر بتوان در ایران شیوه تبلیغ ساده را به وجود آورد کار خیلی بزرگی انجام داده‌ایم.

منظور از تبلیغ ساده چیست؟ در این مورد بیشتر توضیح دهید؟
باید اسپانسرهای ما درک کنند بهترین شیوه تبلیغ این است که در روال فیلم محصول آنها دیده شود. مثلن برای تبلیغ یک مدل موبایل حتمن لازم نیست که آن موبایل را به شکلی واضح و مشخص مرتبن جلوی لنز بگیریم. اگر این موبایل در فیلم در دست قهرمان باشد و گه گاهی نیز دیده شود. همین کافیست و اسپانسر ما باید این را قبول کند.
مثلن من اگر در یک فیلم نشان دهم که چند نفر آدم لات و بی شخصیت کت و شلوار شیکی را می‌پوشند و همین باعث می‌شود که آنها شیک شوند همین برای تبلیغ محصول تولید کننده کت و شلوار کافیست و حتمن لازم نیست که مارک این کت و شوار روی آستین آن چسبیده باشد و آن را هم جلوی لنز بگیریم.

به عنوان آخرین صحبت چه دوست دارید بگویید؟

دوست دارم دیدگاه و لقبی که برای من وجود دارد تغییر کند. مثلن به من نگویند بدلکار کبری 11 ! چون این پروژه ظاهرن سکوی پرتاب من بود، اما یکی از کارهای معمولی در کارنامه کاری من به شمار می رود. بعد ازاین کار، فیلم‌های بسیار بهتری را کار کرده‌ام که دوست دارم ، مردم بیشتر با آنها آشنا شوند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: ,