Saturday, 18 July 2015
22 January 2021

«چراغ نفتی بیاورای مهربان»

2010 February 09

رادیوکوچه

«مسعود سالاری» در وبلاگ خویش ، نامه های پارسی، یکی از سروده‌هایش را آورده‌است. او که نویسنده، شاعر و مترجم است خود را دوستدار دوستی و اندیشه‌ورزی و نسبی‌نگری و تاب‌آوری نقد و رعایت ادب و احترام و رفتارهای متمدنانه و روی خوش و شعر دلکش‌ معرفی کرده‌است.

از آثار چاپ شده او می‌توان به ترجمه‌ی نامه‌ها و مقاله‌های سن ژون پرس، شاعر فرانسوی، در کتاب آناباز  و نخستین ترجمه‌ی فارسی نمایشنامه‌ی فدر، اثر ژان راسین فرانسوی، اشاره کرد.

تمام آثار ژان راسین واشعار ژاک پره‌ور، شاعر فرانسوی نیز از او در دست چاپ یا ترجمه است:

Wanted

تعارف که نداریم

ما مرده‌ایم

به دستِ شکم سفره‌کنان نفتی

(می‌دانید آخر

چون دور نمی‌شدیم

کور نمی‌شدیم

دست آخر هم نفتی شدیم

] چراغ نفتی بیاور ای مهربان[ )

پول‌مان شاد

گیرم کم

(روح‌مان را که بالا کشیدند!)

باشد بازماندگان‌مان …

آب‌مان نبود

نان‌مان نبود

که می‌جستیم

در سفره‌های نفتی

بعد هم آن قدر مُردیم که نگو!

یادمان به خیر …

– راستی چه خبر از خودمان؟

مگر مرده هم حرف می‌زند!

پشت سر خودمان که می‌توانیم

گیرم که مرده …

با این همه خیالی نیست

خیالاتی بود

فدای سرمان سبز که زنده‌تریم لا اقل از دیوان سیاه و سفید نه؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,