شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
30 August 2016
قصه‌های ما، از رویا تا واقعیت

«گلوله‌ای در مغز»

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۸
 

شهره شعشعانی / رادیو کوچه

داستان گلوله‌ای در مغز نوشته «توبیاس وولف» (‌Tobias Wolff ) نویسنده آمریکایی متولد ١٩ ژوئن ١٩۴۵، درباره یک سرقت بانکی مسلحانه است. موضوعی که بر اساس آن قصه‌ها و فیلم‌های زیادی با صحنه‌های قراردادی وحشت مشتری‌ها و غافل‌گیری و دستپاچگی کارکنان بانک انباشته می‌شود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«توبیاس وولف» اما در چالش با این موضوع قصه خود را به جایی می‌برد که در نوع خود حرف تازه و تأمل برانگیزی دارد. شخصیت اصلی داستان در عین ناباوری اولیه، در پایان خواننده را متقاعد می‌کند، و این شگردی‌ست که «وولف» در اغلب داستان‌های کوتاهش با چیره‌دستی از آن استفاده می‌کند.

«اندرس»، یک منتقد ادبی، در صف طویل مشتریان بانک لحظاتی پیش از بسته شدن باجه‌ها پشت سر دو زن ایستاده است.

2013518-Kooche-Shohre1

او شخصیتی‌ست که به مدد ویژگی‌های اخلاقی‌اش می‌تواند داستان را به یک نقطه غیر‌قابل پیش‌بینی برساند: مردی غرق در کتاب‌ها با ذهنیتی انباشته از بینش انتقادی. زندگی‌ این مرد تا مرز اعتیاد در نقد و بررسی آثار خلاصه شده و به نظر می‌رسد ارتباط با واقعیت‌های بیرونی را که گاهی می‌توانند بسیار خطرناک هم باشند از دست داده است. زمانی که یکی از سارقان لوله تفنگ را زیر گلوی او می‌گذارد تا بهای نافرمانی از دستوراتش را به او بفهماند، «اندرس» تنها مسحور زبان عامیانه‌ی او و ریزه‌کاری‌های معماری سقف بانک می‌شود که از مدت‌ها پیش به آن توجهی نداشته است. به این ترتیب و به احمقانه‌ترین شکل ممکن یک موقعیت دراماتیک باورنکردنی در برابر چشم‌های وحشت‌زده مشتریان بانک، و خواننده داستان خلق می‌شود، بی‌آن‌که بازیگر صحنه، خالق ناخواسته وحشتی که وحشت اصلی( سرفت بانک) را تحت شعاع قرار داده، کم‌ترین اعتنایی به آنچه در شرف وقوع است داشته باشد.

داستان گلوله‌ای در مغز توسط شهره شعشعانی به فارسی ترجمه شده است.

برای آشنایی بیشتر با این نویسنده می‌توانید به سایت رادیو کوچه و داستان «آن میلر دیگر» مراجعه کنید:

«آن میلر دیگر»

موسیقی متن:

Jean Michel Jarre, Ethnicolor

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,