Saturday, 18 July 2015
17 January 2020
خاطرات و سنت‌های بهاری

«دید و بازدیدی از جنس ایرانی»

2013 June 12

شهرزاد / رادیو کوچه

 

«نوروز» سنتی باستانی است که مهم‌ترین ویژگی آن دید و بازدیدهای فامیلی است.‌ رسم این است که کوچک‌ترها به دیدن بزرگ‌ترها می‌روند.

این روزها این رسم و رسوم‌ها هنوز وجود دارد، ولی شاید فقط تفاوت در این است که سخت‌گیری‌ها مثل گذشته نیست. آن روزها نرفتن به خانه بزرگ‌ترها به نوعی تابو محسوب می شد. حتی تا همین یکی دو دهه پیش هم این رسم با دقت انجام می‌گرفت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اما فقط این نبود. بزرگ‌ترها هم موظف بودند به منزل تک‌تک افراد خانواده و فامیل و هر کسی که به بازدید آن‌ها رفته بود سر بزنند. این موضوع گاهی بسیار پیچیده می‌شد. فرض کنید یک زن و شوهر خودشان ۵ فرزند داشتند، که هر کدام از آن‌ها به طور متوسط ۳ فرزند داشتند. در ضمن، هر کدام از این زن و شوهر ۵ یا ۶ خواهر و برادر داشتند که همه آن‌ها دارای فرزندان متاهل بودند. حالا عمو زاده‌ها و عمه زاده‌ها و همسایه‌ها و فامیل‌های وابسته‌ای که با آن‌ها در رفت و آمد بودند را هم به این لیست بلند بالا اضافه کنید. اگر فرض را بر این بگذاریم که این زن و شوهر به شکلی بزرگ یک فامیل محسوب می‌شدند، می‌توان تصور کرد که در روزهای اول سال منزل آن‌ها چه خبر می‌شده.

20130611-Kooche-Shahrzad1

حالا اگر این دو نفر تصمیم داشتند پاسخ همه محبت‌ها را داده و به بازدید بروند، قطعن روزهای اول سال تحت هیچ شرایطی پاسخ‌گو نبودند. بنابراین بعد از اتمام بازدیدکنندگان یا لااقل محدود‌تر شدن تعداد آن‌ها آرام آرام شروع به بازدید می‌کردند. روزها از پی هم می‌گذشت و این زوج هنوز نتوانسته بودند خانه‌هایی که باید سر بزنند، تمام کنند.

البته کسی دلواپسی بابت این موضوع نداشت. چرا که همه می‌دانستند بالاخره بازدید صورت خواهد گرفت. اولن کوچک‌ترهای فامیل به این روال عادت داشتند و موقعیت آن‌ها را می‌دانستند و بزرگ‌تر هم عجله نمی‌کرد و با حوصله بازدید‌ها تبدیل می‌شد به شب نشینی‌های دل‌چسب و خوبی که باعث وقت‌گذرانی بود.

این روند گاهی طولانی می‌شد. مثلن نوبت بعضی می‌رسید به اواخر بهار. ولی معمولن بیشتر از بهار طول نمی‌کشید. این بود که بهار یکی به همین دلیل و یکی هم به دلیل این که هوا خوب بود وقت و موسم دید و بازدید و مهمانی بود.

در این میهمانی‌ها‌، میوه‌های بهاری مثل چاقاله و آلوچه و گیلاس‌های تازه رسیده و یا گاهی نارس در کنار نوشیدنی‌های خنک و گرم قرار می گرفت.

20130611-Kooche-Shahrzad2

فامیل دور هم نشسته و از خوشی و ناخوشی و کمی و زیادی و محصول و دام و کاسبی می‌گفتند و تبادل نظر می‌کردند و گاهی هم این وسط، در میان همین گفتگوها، مشکلی از کسی حل می‌شد. چون یا کسی راه حل می‌داد و یا قولی برای کمک.

تنها چیزی که می‌توانست بازدیدهای نوروز را دچار اختلال کند سفر بود. جالب این‌جاست که این روزها بسیاری برای فرار از بازدیدهای عید به سفر می‌روند. ولی در گذشته این موضوع خیلی به ندرت و به ناچار اتفاق می‌افتاد. البته اصلی‌ترین دلیل آن مشکلات اقتصادی است. در گذشته، سفر کردن هزینه بیشتری داشت تا در خانه ماندن و مهمانی رفتن و مهمان پذیرفتن. این روزها ولی گویا، یر به یر شده. پس بسیاری ترجیح را به سفر کردن می‌دهند که سیاحتی هم هست. ولی در هر صورت، بازدیدهای بین اقوام خیلی نزدیک تقریبن با همان قدرت گذشته پایدار است.

بهار فصل دوست داشتنی ایرانیان بوده و هست. تا بوده همین بوده. بزرگ‌ترها به خاطر خاطرات جوانی عاشق بهار هستند و جوان‌ترها به خاطر خاطرات کودکی.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,