Saturday, 18 July 2015
09 July 2020
مرتضی کاظمیان در گفت‌وگو با رادیو کوچه

«روحانی به دور دوم می‌رود، البته اگر اتفاق ویژه‌ای نیفتد»

2013 June 15

گفت‌وگو / رادیو کوچه

با توجه به فضای خاص انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، «مرتضی کاظمیان» فعال ملی مذهبی میهمان «رادیو کوچه» بود و به برخی از سوال‌ها در این‌باره، پاسخ گفت. آن‌چه می‌خوانید و می‌شنوید، مصاحبه «بهروز کاظمی» است با «مرتضی کاظمیان»:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آقای کاظمیان سلام عرض می‌کنم و تشکر می‌کنم که دعوت ما را پذیرفتید.

مرتضی کاظمیان: سلامت باشید. در خدمت شما هستم.

آقای کاظمیان فضای انتخابات را طی دو هفته گذشته تا امروز را چطور می‌بینید؟ به هر حال خصوصن بعد از رد صلاحیت آقای هاشمی تا  ائتلاف فراگیر حول آقای روحانی اتفاقات زیادی افتاد. شما این پروسه را چگونه می‌بینید؟

مرتضی کاظمیان: همانطور که اشاره کردید یک روندی طی شد که البته از رد صلاحیت آقای هاشمی شروع نشد و به گمان من از آن‌جایی شروع شد که آقای خاتمی امکان ورود به انتخابات پیدا نکرد و در مرحله بعد آقای هاشمی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام رد صلاحیت شد.

موج اجتماعی که شکل گرفته بود و امیدی که برای تغییر ایجاد شده بود با رد صلاحیت آقای رفسنجانی خیلی آسیب دید. ولی به تدریج و به ویژه با افزایش امید به پیروزی دو نامزد اصلاح طلب و سفرهای استانی آن‌ها و تکان خوردن شهروندانی که نسبت به بحث انتخابات مردد بودند و در مرحله نهایی هم طی این چند روز گذشته کناره‌گیری آقای عارف، حمایت آقای هاشمی و آقای خاتمی از آقای روحانی و آخرین فشارهای نیروهای حامی مشارکت یک روند صعودی به نفع آقای روحانی و طبیعتن به ضرر آقای قالیباف که نامزدی متفاوتی در این انتخابات هست و بخشی از طبقه متوسط شهری را جذب خود کرده بود؛ ایجاد کرد.

kazemian

به نظر می‌رسد این روند در یک وجه معمول باید دست‌کم به راه‌یابی آقای روحانی در کنار آقای قالیباف به مرحله دوم منجر شود البته اگر اتفاق فوق‌العاده‌ای رخ ندهد.  در وجه دیگر شاید بتوان امید داشت به پیروزی آقای روحانی البته باید صبر کرد تا نتیجه نهایی اعلام بشود.

با توجه به این که به هر حال روند صعودی آرای آقای روحانی وجود داشت و خیلی از افراد جریان اصول‌گرا یا منتسب به این جریان مثل آقای شریعتمداری تاکید بر ائتلاف اصولگرایان می‌کردند تصورتان از عدم ائتلاف نهایی در جبهه اصول‌گرایی چیست؟

به نظر من اساسن یک مقداری تاخیر در ائتلاف اصلاح طلبان و کناره‌‌گیری آقای عارف زمان را از جریان مقابل و اصول‌گرایان گرفت. چون بالاخره آن‌ها باید به توافق می‌رسیدند و در نهایت می‌توانستند بر روی این توافق مانور بدهند. وابستگی نامزدهای اصول‌گرا به باندهای قدرت دست‌یابی به یک چنین ائتلافی را مشکل‌تر کرده بود. به هر حال آقای رضایی برای خودش جایگاهی قائل است و چندان وابستگی به این گروه های سیاسی ندارد و آقای رضایی به معنایی در این انتخابات به ویژه با مستندهایش به شکل یک پدیده ظاهر شده است. آقای قالیباف در نظرسنجی‌ها جلوتر بود و مشخص بود که مقبولیت اجتماعی بیشتری دارد. آقای جلیلی بخش مهمی از راست افراطی را نمایندگی می‌کند که بالطبع کناره‌گیری‌اش سخت بود و همین‌طور آقای ولایتی به نظر من برای کناره‌گیری دچار این تردید بود که مبادا بخشی از حامیان ایشان به طرف آقای روحانی بروند. چون آقای ولایتی بخشی از راست میانه و راست سنتی را نمایندگی می‌کند. فراموش نکنیم که آقای روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز هست. ایشان نماینده رهبر ایران در شورای عالی امنیت ملی است و بخش مهمی از راست های میانه یا عقل‌گرا یا واقع‌بین مثل آقای ناطق نوری حامی آقای روحانی هستند و طبیعتن کناره‌گیری آقای ولایتی می‌توانست این کفه را سنگین‌تر کند. به این معنا به دلایل مختلف اجماع نامزدهای راست ممکن نشد و طبیعتن چند‌پاره‌گی در آرای آن‌ها بدون شک به نفع آقای روحانی تمام خواهد شد.

الان ساعت حوالی هفت بعد از ظهر جمعه به وقت ایران است. تا این لحظه فضای انتخابات را چگونه  ارزیابی می‌کنید؟

خب واقعن خیلی کار دشواری است که از فاصله چند هزار کیلومتری از کشور بخواهیم در مورد وضعیت در داخل داوری کنیم. به خاطر همین من مجموع ارزیابی‌ام بر اساس گزارش‌هایی که از دوستان و کنش‌گران مدنی و روزنامه‌نگاران در داخل کشور و افرادی که میدانی نگاه می‌کنند و همچنین شنیده‌های سیاسی است. به نظر می‌رسد آن‌چنان که قابل پیش‌بینی بود موج حمایت از آقای روحانی خیلی معنی‌دار در انتخابات ظاهر شده است. هم‌چنان که گفتم جمع‌بندی من این است که ایشان دست‌کم باید به دور دوم انتخابات راه پیدا کند. اما این‌که در دور اول بتواند پیروز انتخابات بشود یک مقدار مشکل است. به ویژه اینکه آقای رضایی و آقای جلیلی مخاطبان خودشان را دارند. بخشی از بدنه اجتماعی حامی حکومت که به طور سنتی در انتخابات شرکت می کنند قطعن در پشتیبانی آقای جلیلی فعال خواهند شد.

بخشی از طبقه متوسط شهری مدیریت و کاراکتر و توان اجرایی-عملیاتی قالیباف را بیشتر ترجیح می‌دهد. یک مقدار به نظر بعید می‌رسد آقای روحانی بتواند پیروز دور اول باشد. البته همه این‌ها منوط به این است که جریان اقتدارگرا دست به یک خبط بزرگ نزند و آن اشتباهی را که در سال ۸۸ مرتکب شد دوباره جامعه را با شوک غریبی روبه‌رو نکند. من امیدوارم این حد از عقلانیت و تدبیر وجود داشته باشد. البته به دلایل مختلف می توان امیدوار بود که تقلب معنی داری صورت نگیرد. از جمله سخنان امروز رهبر جمهوری اسلامی و همچنین اینکه بخش مهمی از حامیان آقای روحانی پایی در قدرت دارند و خودشان بخشی از راست و محافظه کاران میانه محسوب می‌شوند.

من احساس کردم در صحبت‌های آقای خامنه‌ای دو نکته محوری وجود داشت. یکی این‌که ایشان اشاره مستقیمی به لیست‌های انتخابات شوراها کردند و گفتند من به یک لیست مشخصی رای دادم. و نکته دوم توصیه‌ای بود که به برگزار کنندگان انتخابات کردند و رای مردم را “حق الناس” شمردند. تحلیل‌تان از سخنان آقای خامنه‌ای چیست؟

من البته گمان می‌کنم نکته سومی هم وجود داشت. اما در مورد اینکه اعلام کردند به یک فهرست مشخص رای دادند این اظهار نظر مهمی بود. به نوعی رهبر جمهوری اسلامی که همیشه تلاش می‌کرد به نوعی خودش را از منازعات و جهت‌گیری‌ها و طیف‌بندی‌ها دور نگه دارد یا این‌گونه معرفی کند؛ نشان داد که ایشان به یک سمت گرایش دارد. این البته در یک مرحله دیگر یعنی در سال ۸۸ با علام اینکه دیدگاه‌های احمدی‌نژاد به من نزدیک‌تر است آشکار شده بود. اما من فکر می‌کنم این یک مقدار حاشیه‌ای‌تر بود. یعنی مهم‌ترین صحبت ایشان همین بود که در اولین دقایق رای‌گیری پای صندوق رای حاضر شد و در مورد “حق الناس” به مسوولین صندوق‌ها و مسوولین شمارش آرا تذکر داد. این می‌تواند اتفاق مهمی باشد و به نظر می‌رسد که ایشان و جریان امنیتی و نظامی همراه‌شان ارزیابی دقیقی در مورد نیرویی که پشت آقای روحانی بسیج شده است دارد.

شاید این امید به مصالحه را میان حاکمیت و جامعه مدنی افزایش بدهد و این بن بستی که بعد از ۸۸ شکل گرفته را به نوعی ترمیم و رفع کند. نکته سومی که اضافه بر ملاحظه شما مهم بود اشاره‌ای بود که ایشان کرد وگفتند خانواده من و حتی فرزندانم از رای من خبر ندارند. به نظر می‌رسد که بر خلاف سال ۷۶ که در دو قطبی خاتمی-ناطق نوری که نگاه آقای خامنه‌ای مشخص بود یا در سال ۸۸ که بالاخره مشخص بود ایشان به احمدی‌نژاد گرایش دارد؛ به هر علت و دلیلی آقای خامنه‌ای ترجیح داده که خودش را از این رقابت دور نگاه دارد.

به هر حال همان‌گونه که گفتم آقای روحانی نماینده ایشان در شورای عالی امنیت ملی است و پیروزی آقای روحانی چندان به آقای خامنه‌ای برخورنده نیست به ویژه که ایشان از معتمدین نظام بوده و بخشی از جریان راست هم ایشان را به دیگر رقبا ترجیح می‌دهند. البته علاوه بر این صحبت‌ها آقای خامنه‌ای واکنش تندی نسبت به یکی از اعضای شورای عالی امنیت ملی آمریکا داشت که در جای خودش معنی‌دار است.

به تعبیری ایشان نتوانست ادبیات دیپلماتیک خودش را کنترل کند. این صحبت ملایمی را که امروز شروع کرد با یک واکنش خشم آلود پایان داد و حداقل این‌که شان نفر اول جمهوری اسلامی را در حد اینکه به یک عضو شورای امینت ملی آمریکا پاسخ بدهد پایین آورد.

به عنوان آخرین سوال خیلی از کارشناسان سیاسی اعتقادشان این است که در دسته‌بندی‌های کلی دو دسته اصول‌گرا و اصلاح طلبی که داشتیم بعد از این انتخابات ما شاهد ظهور یک دسته جدیدی هستیم که معتدلین یا میانه‌روهای این دو جریان هستند که اطراف آقای روحانی جمع شده‌اند. از آقای ناطق نوری تا آقای عارف و از آقای مطهری تا آقای خاتمی. شما دسته بندی جریان های سیاسی را در بعد از انتخابات متاثر از این فضا می بینید یا خیر؟

خب این واقعیتی که شما به آن اشاره کردید در فضای سیاسی ایران بوده و محسوس هم بوده است. به هر حال اصلاح طلبان یا رقبای آن‌ها لایه‌بندی‌های مختلفی داشتند. در هر دو طیف بخش‌های رادیکالی بوده است، بخش‌های میانه‌ای بوده است. جاهایی اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان دایره‌های هم‌پوشان پیدا می‌کردند اما در یک مقاطعی این دو قطبی‌ها اعضای وابستگان هر دو طیف را به سمت‌گیری‌های مشخص وادار کرده است. مثلن در سال ۸۸ آقای توکلی منطقن باید در پشتیبانی از آقای موسوی قرار می گرفت اما به احمدی‌نژاد رای داد و بعد هم اعلام کرد که انتخاب آقای موسوی می‌توانست یک روندی را شروع کند که برای نظام زیان‌بار باشد و من به همین دلیل به احمدی‌نژاد رای دادم.

اما اینجا در مورد آقای روحانی به نظر می‌رسد که بعد از عدم امکان نامزدی آقای خاتمی و بعد از رد صلاحیت آقای هاشمی، آقای روحانی به هر حال کف خواسته‌های تغییر خواهان ایران را نمایندگی می‌کند و از طرف دیگر یک چهره معتمد نظام سیاسی هست. در مناصب نظامی، سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک ایشان حضور داشته است و به هر حال می‌توانست یک حلقه مفقوده‌ای بین طرفین باشد و طبیعتن چنان که شما اشاره کردید این بخش میانه اصلاح‌طلبان و بخش میانه اصول‌گرایان را به نوعی پیوند داد. حتی بخش‌هایی از اصلاح طلبان تحول‌خواه و سبزها را هم توانست جلب خودش بکند. یعنی تغییرخواهان ایران هم دیدند که آقای روحانی در شرایط موجود برای تغییر این وضعیت یک گزینه واقعی است.

به نوعی برای گذار به دموکراسی از طریق مصالحه، مذاکره، مراوده… و شاید این دموکراتیزاسیون با حضور آقای روحانی اگر در نهایت پیروز انتخابات باشد مجالی برای عمق یافتن پیدا کند. البته این منوط به دو حوزه است. دو مولفه مهم نیاز دارد. ابتدا واقع بینی و در پیش گرفتن تدبیر و عقلانیت از طرف اپوزوسیون و منتقدان وضع موجود و در نقطه مقابل هم پیدا شدن یک رگه بارز از عقل گرایی و واقع‌بینی سیاسی در حاکمیت. به نظر می‌رسد که اتفاق در حال رخ دادن است مگر این‌که شاهد یک وضع فوق‌العاده‌ای باشیم و اگر آقای روحانی به مرحله دوم برود باید ببینیم که رقیب ایشان کیست و در نهایت این انتخابات مهم ۹۲ که از زوایای جدیدی اهمیت پیدا کرده است در نهایت چه فرجامی پیدا می‌کند.

آقای کاظمیان خیلی متشکرم از وقتی که به ما دادید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,