شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
07 October 2016
نامه به رییس جمهوری منتخب

«من یک خر هستم»

۱۳۹۲ خرداد ۳۱

مطلبی که در پی می‌آید، نوشته‌ای برای انتشار در تارنمای کوچه است که از سوی نویسنده در اختیار «رادیو کوچه» قرار گرفته است. انتشار این نوشته در راستای تعامل و نقد و بررسی دیدگاه‌ها و ایده‌ها است و به الزام، رادیو کوچه آن را تایید و یا رد نمی‌کند. در صورتی که در مورد این نوشته نقد و یا نظری دارید، این رسانه خود را موظف به انتشار پاسخ شما می‌داند.

مقاله وارده / رضا طالبی

با سلام به مقام رهبری و حضرتعالی رییس جمهور محترم و منتخب مردم

جناب آقای روحانی، ببخشید؛ جناب دکتر! بنده یک خر هستم! نمی‌دانم در این مرزو بوم یک خر چقدر حق دارد؟ آیا حق دارد همانند دیگران برای شما نامه بنویسد یا نه؟ داشته باشد یا نداشته باشد من خر هستم و از حق و حقوق چیزی حالی نیستم!

جناب رییس جمهور، من بچه اورمیه هستم؛ جایی خیلی دور از سرخه شما. جایی که روزی آب داشت، باغ‌هایش سبز بودند و انگورهایش بنفش! مابین تبریز و اورمیه را پدرانمان با قایق طی می‌کردند و ما خیار به چشم، شوری نمک دریاچه را می‌چشیدیم! ما اهل جایی هستم که مردمش بو می‌دهند. بویی که شماهای پایتخت‌نشین بعضا به مزاج‌تان خوش نمی‌آید. مدارسش همانند کمپ‌های کار اجباری تو را از مادرت جدا می‌کنند و به مرور مادرت دورتر و دورتر می‌شود.

صدایم خاموش شد. من مرگ را وقتی که امامی که شما امامش کردید، امام‌مان شد، درک کردم

من بچه جایی هستم که از کودکی خر نامیدندم! تعجب می‌کنید؟ تا حالا این کلمه را نشنیده‌اید؟ من به این کلمه عادت کرده‌ام، با این واژه بزرگ شده‌ام، با این واژه گریسته‌ام جناب رییس جمهور!

سال‌های گذشته به علت مهاجرت از اورمیه به تهران که اپیدمی مردم بی‌کار آذربایجان است، مجبور به تحصیل در تهران شدم. تمامی نگاه‌ها، تمامی قهقهه‌ها من را از مادرم جدا می‌کرد. تمام نیشخندهای کودکان مدرسه به یک طرف، بگذر بگذر ناظم مدرسه، مادرم را از من می‌گرفت!

جناب رییس جمهور منتخب،

من سال‌ها بود که رنگ نداشتم. رنگ زدیدم. سبز و بنفش و سیاه و سفید. از این که به من رنگ دادید ممنونم. آقای رییس جمهور این بی‌رنگ‌ها سال ۸۵ به خیابان‌ها ریختند و گفتند که سوسک نیستیم! گفتند که ما حق‌مان را می‌خواهیم. شماها گفتید نه! غلط کرده‌اید! شورای عالی امنیت ملی مصوبه تصویب کرده است این چه برنامه‌ای‌ست! من خر هم با تمام آن‌هایی که سوسک‌شان می‌خواندید روانه خیابان‌ها شدم. هیچ کدام زبان هم را نمی‌فهمیدیم, زبان مشترک رسمی‌تان را! همه ما مادران‌مان دور می‌شدند. تنم می‌سوزد از تازیانه‌های دور و نزدیک!

 چه دیر گفتید، زمانی که اسب‌ها دیگر مست‌تر شده‌اند و من خر هنوز خر هستم، رفیقم سوسمارخور، آن یکی سنگ‌انداز و دیگری شلوار گشاد

جناب رییس جمهور؛

 یک خر به شما می‌نویسد. خری که آب برای خوردن ندارد، زبان برای حرف زدن، غذا برای سیر شدن، مردم شهرش همه مهاجرت کرده‌اند، روستاها خالی است آقای رییس جمهور منتخب!

قرن‌هاست که به من باوراندید که خرم. صداوسیمای محترم‌تان، خودتان، یاران‌تان، رقیبان انتخاباتی‌تان!

صدایم خاموش شد. من مرگ را وقتی که امامی که شما امامش کردید، امام‌مان شد، درک کردم!

در بوی سوخته دانشسرا، در سر به دار آویخته در باغ گلستان، در ته سیگارهای صمد!

آقای رییس جمهور؛ هنگامی که تیر ۸۸ دانشگاه تبریز مثله شد، شما عضو شورای امنیت ملی بودید! و من خر بودم!

آقای رییس جمهور هنگامی که مردم شهر برای ناله‌های دریاچه به خیابان آمدند، بریدید و دوختید و مارک‌های مختلف بهشان زدید و من خر بودم!

هنگامی که کارناول شادی برای ریش‌های جوگندمی به حرکت درمی‌آمد، من خری بودم که اشکم برای اشک‌های فلامینگوها می‌سوخت و آتش می‌گرفت

آقای رییس جمهور منتخب! هنگامی که طرفداران شما برای خرنبودن‌شان، برای برتر بودن‌شان جشن میگرفتند, من هنوز خر بودم!

هنگامی که کارناول شادی برای ریش‌های جوگندمی به حرکت درمی‌آمد، من خری بودم که اشکم برای اشک‌های فلامینگوها می‌سوخت و آتش می‌گرفت!

هنگامی که روزنامه‌ها و سایت‌های حامی شما برای زندان‌های غیر خرانه سینه می‌زدند، من خرانه میله‌های ۱۰۰ ساله روبروی خودم را می‌شمردم، کنار دیوار زندانی که رویش نوشته بود یادگار زندانی… عباس میرزا!

آقای رییس جمهور! مگر ما چه می‌خواستیم؟ مگر ما چه داشتیم؟ هنوز بوی لگدهای اسبان به روی تاریخم، دماغم را اذیت می‌کند. خسته‌ام از این همه بار کتاب‌های خاموش و نگاه‌های تبعیض و درد و رنج مادرانی که دور می‌شوند به روی دوشم. از پاچه‌خوارانی که به دور تسسل رسیده‌اند،  از گلدان خار بالای بالای دیوار که مرا خر و خود را گل می‌خواند!

آقای رییس جمهور، هنگامی که شما مذاکره اتمی می‌کردید و فریدون بودید، مادر و پدر من مذاکره برای شکم خالی ما می‌کردند و فریدون‌ها می‌مردند!

می‌دانم خیلی‌ها به خاطر این که من قبول کرده‌ام که خر بوده‌ام و هستم خوشحالند و عده‌ای نیز فحش نثارم خواهند کرد. آری من واقعا خر بودم که ندانستم تمامی این وعده‌های حسن صباحی شماها سرابی بیش نبود

آقای رییس جمهور جواب دادن به یک خر راحت نیست؟ می‌دانم خیلی‌ها به خاطر این که من قبول کرده‌ام که خر بوده‌ام و هستم خوشحالند و عده‌ای نیز فحش نثارم خواهند کرد. آری من واقعا خر بودم که ندانستم تمامی این وعده‌های حسن صباحی شماها سرابی بیش نبود. من واقعا خر بودم وقتی که باور کردم خرم و به نقش‌های نارنجی‌پوش خودم در رسانه‌ها لبخند زدم! به فریب‌های بازاری تهران آلوده شدم!

آقای رییس جمهور گفتید فرهنگستان زبان برای ما ایجاد می‌کنید، گفتید کلید دارم و جعلتهم السقایه الحاج خواندید. گفتید همه برابر خواهند بود، گفتید دیگر به کسی خر، به دیگری سوسمارخور به آن یکی سنگ انداز و شلوارگشاد نخواهیم گفت! آقای رییس جمهور گفتید دیگر مادران‌تان از شما دور نخواهند شد، دیگر به شما مارک‌های امنیتی نخواهیم زد، دیگر کودکان هفت سین باز حسرت کوچه‌های تبریز را نخواهند خورد، دیگر کارون برای اورمیه گریه نخواهد کرد، گفتید نفت و نمک را به سر سفره‌های مردم خواهیم آورد، اما چه دیر گفتید، زمانی که اسب‌ها دیگر مست‌تر شده‌اند و من خر هنوز خر هستم، رفیقم سوسمارخور، آن یکی سنگ‌انداز و دیگری شلوار گشاد…

آقای ربیس جمهور من انسان بودم، حق آزادی و حق مادر داشتن و حق حرف زدن و حق آنا گفتن و حق نفس کشیدن داشتم، سال‌هاست که گفتید تو خری و من استخوان در گلو صبر کردم… برای روزی که ثابت کنم سلیس و روان تهرانی صحبت کردن، اصلی که ناخوانا در قانون اساسی قرار دادید و من را خر خواندید… هنر آخوندی نیست… رمل و جفر انقلابی‌ست! هم اکنون این خر مستطاب… برایتان نامه نوشته است، چشم‌هایتان را بشویید… جوردیگر باید خواند!

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۷ Comments


  1. saeed
    1

    دوست عزیزم، این واژه رو لطفا به کار نبرید. شما روی چشم فارس‌ها هستید و اگر کسی‌ به دلیل نادان یا حماقت، صحبت بدی کرد، شما دلتان به حال وحدتی که از بین رفته است بسوزد. آدم احمق و نادان همه جا هست، همه جا. باور کنید همه جا. دردتان را هم به کسی‌ که هیچ اهمیتی برایت قائل نیستند نگوئید.
    نمیدونم چی‌ بگم، فقط بدون که نمیشناسمت، اما با این حرفات اشکامو دارو وردی. به جای تموم اون نادان‌های که بهت حرف مفت زدن ازت معذرت می‌خوام و دست قشنگتو می‌بوسم.
    هموطن فارس تو از کانادا.


  2. اولدوز - اورمیه
    2

    مشکل ملل ساکن ایران فقط با آزادی کامل و استفاده از رفراندوم برای تعیین حق سرنوشت قابل حل است. متاسفانه عده ای فقط بلدند با صحبت از گل و بلبل و شمع و پروانه و هندونه زیر بغل دادن بخواهند از صد سال جنایت بر علیه ملت ترک آزربایجان جنوبی بگذرند. هر چه زمان میگذرد و شرایط عوض نمیشود، دیوارهای بی اعتمادی و دشمنی بین ملت فارس و غیر فارس بالاتر میرود. تمامیت خواهان باید بدانند با سیاستهای پان ایرانیستی نمیتوانند برای همیشه در قدرت بمانند و این استعمارگری را ادامه دهند.


  3. سولماز
    3

    ما تورکها اصلا نباید شکایتمان را به اینها ببریم. ما باید چاره کارمان را خودمان به دنبالش باشیم. جناب هموطن فارس از کانادا شما به جای این حرفهای احساساتی باید به دنبال یک عمل جدی تر باشی و نژادپرستی در ایران و ممنوعیت زبان ترکی و دیگر زبانهای غیر فارس را محکوم بکنی.با قربونت برم، فدات شوم و آزربایجان سر ایران گفتن کارها درست نمی شود


  4. کسرا
    4

    ببخشید آقای خر من هم همشهری شما هستم. بچه ارومیه.. یه سوال دارم. لطف کنید پاسخ بدید. فرق بین شما و اون تهرانی (نه همه شون) که به من و شما خر میگه چیه؟ شما از اون طرف و اینها از این طرف دارید به تکه پاره شدن ایران کمک میکنید.شماها همکار همید. اگه نتونستی اقرار کنی که همکارید با اون جوان نادان تهرانی، پس واقعاً خرید. همشهری آدم شما


  5. سهیل
    5

    بساط مظلوم نمایی تجزیه طلبان گرم است
    هزار سال همزبانان شما بر این کشور و این مرزوبوم تاختند و حاکم بودند و زبان رسمی حکومتشان هم فارسی بود آیا آن موقع هم شوونیسم فارس بود؟ آیا شاعران آذربایجان فارسی شعر می سرودند آنهم در زمانه ای که قدرت در دست ترکان بود شوونیسم فارس بود؟ آیا همین الان شما در قدرت و حاکمیت حضور پر رنگ ندارید؟ آیا سید علی خامنه ای و صدها عضو کابینه و ارگانهای حکومتی که آذری هستند به چشمتان نمی آید. در آذربایجان شما چه چیزی کم دارید؟ رادیو و تلویریون و هم چیز به ترکی است. در تبریز حتی چواب فارس زبانها را هم بزور می دهید. اینهمه مظلوم نمایی می کنید خودتان تحمل یک غیر ترک زبان در شهرتان را ندارید دیدیم که هم زبانان شما در جمهوری من درآوردی باکو و ترکیه چه بر سر غیر ترک زبان آوردند. اینهمه ارمنی و تالشی و کردی که در باکو وترکیه کشتید خوب نشان میدهد که چکاره هستید. نه عزیزم نه شما نماینده مردم آذربایجان هستید. نه با آذربایجان را آزربایجان ساختن برای شما گرگ سفید پرستان هویت درست می شود.
    رسم الخط فارسی مثل بعضی زبانهای تازه به دوران رسیده نیست که هر کس و ناکسی آنرا هرروز به ذلخواه خودش عوض کند.

  6. 6

    ۶۰درصد ارومیه کردن اما همش درحقشون ظلم میکنید


  7. Farzad
    7

    من یک ایرانى فارس زبان میباشم، و هیچ مخالفتى با جدایى اذربایجان یا هر قوم وملتى از ایران کنونیى را ندارم اما چندین سوال دارم که هیچ وقت جوابى واسه اون نداشتهام:
    ١- چرا شما این همه بدبختى و مصیبت را به گردن قوم أقلیت فاشیسم فارس میکزارید، أیا این قوم فاشیست فارس خودسون با این بدبختیها در گیر نیستند، أیا فارس زبانها فقط در تهران زندگى میکنند.
    ٢- در راس امور دولت بیشتر فارس زبان است یا ترک یا اذرى زبان و ، که زبان انها بیانگر اصالتشان میباشد.
    ٣-دریاچه ارومیه را بقیه مردمان دیگر نقاط ایران خشک کردند، زمینهاى کشاورزى انها در جوار بستر دریاچه ارومیه مطعلق به کیست ، أیا در ایران فقط دریاچه ارومیه خشک شد، أیا شما اذرى میدونید دریاچهاى هامون ، بختگان و زاینده رود باطلاق گاو خونى و… غیره خشک شدهاند.
    ۴- تا به حال گاهى شده که از خودتان بپرسید چرا تبریز و دیگر شهرهاى اذربایجان از تمامى دیگر شهرهاى مرزى ایران سرتر و زیبا تَر میباشند.
    ۵- من به عنوان یک فارس زبان اعتراض دارم که چرا شما اذریها راحت به زبان مادرى من صحبت میکنید، و راحت به تمامى نقاط ایران میتوانید مهاجرت کنید، و راحت سکونت میکنید ولى چرا من قربانى فارس شدنم شدهام، در تبریز جواب من را به فارسى نمیدهند، تمامى املاک به نام اذریها میباشد.٠، و من از خودم میپرسم پس چرا گاز و نفت من جنوبى به اذربایجان برود، چرا اذریها راحت در جنوب در منزل من به زبان مادرى من و به زبان اذرى صحبت میکنند، .
    ۶- تبعیضى که به کردها و سیستان وبلوچستان سده به هیج جاى دیگر ایران نشده.
    ٧-من فارس جنوبى فاشیست، به قول اذریها البته، در زیر ظلم ستم حکومتى هستم که عامل اصلى ان تبریز وبازار تبریز میباشه..
    ٨- شما هم از هم اکنون تفنگهاتون به طرف مردمى گرفتهاید که خودتشان در زیر چکمهاى استبداد دینى در حال له شدن هستند، منظورم فارس ،کرد و ارامنه میباشد، هنوز به استقلال نرسیده جبهه جنگ را به سوى سه ملت دارید باز میکنید.
    ٩-هموطنان کنونى من به عنوان یک نفر وداراى یک راى نه تنها موافق استقلال اذربایجان میباشم، بلکه امیدوارم که تمامى اقوام ایران بتوانند به صورت مستقل ولى با ارامش و بدون تنش در مرزهاى سوا از یکدیگر زندگى کنند.