Saturday, 18 July 2015
25 October 2020
گفت گو با یک دگرباش ایرانی

«تجاوز و خشونت؛ سهم دگرباشان در ایران»

2010 February 16

اردوان روزبه / رادیو کوچه

سخن در این جا در مورد یکی از اقلیت های جنسی یعنی دگر باشان است. افرادی که علی رغم نظر رئیس جمهوری ایران در این کشور وجود دارند و به دلیل عدم توافق در برداشت‌های روابط شخصی مورد آزار و اذیت بسیاری قرار می‌گیرند.

گفت‌و‌گوی امروز اردوان روزبه با علی رضا نعیمیان یکی از این افراد است. این دگر باش جنسی توسط نیروهای بسیج دستگیر شده است و پس از این که چند بار توسط چند تن از این افراد مورد تجاوز قرار گرفته است، بدلیل این که عوامل قضایی نیز به دلیل فشارهای وارده از سوی این عوامل خود‌سر نتوانسته اند اثبات جرم کنند، از کشور متواری شده است. تهیه این گفت و گو از حیث حقوق انسانی و تجاوز به یک انسان قابل بررسی و تامل است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آقای نعیمیان شما مجبور شدید که کشور را ترک کنید و پیش از این هم دیگر افرادی که به صورت خیلی عادی مایل بودند در ایران زندگی کنند، به دلایل مختلفی ایران را ترک کردند.   توضیح دهید که دلیل ترک کشور شما چه بوده است؟

من حدود دو سال و نیم پیش توسط نیروهای بسیج رودهن که در آنجا رستوران و کافی‌شاپ داشتم مورد بازجویی قرار گرفتم و در شهرکی که خودشان به عنوان یک مقر مخفی درست کرده بودند، به من تجاوز شد و من را مورد ضرب‌و‌شتم قرار دادند.

وقتی به مساله تجاوز اشاره می‌کنید خیلی اهمیت دارد بدانیم که این کار در خفا و بدون اطلاع از مسوولین رده بالاتر آن‌ها انجام شده و در برخوردهایی که مواجه شدید احساس می کنید که اینها این اجازه را داشتند یا یک حرکت خود سرانه بوده است؟

برای من جالب است که نیروی انتظامی به هیچ عنوان از وجود چنین مقری خبر نداشت و وقتی که من اظهار کردم که در مقر بسیج مورد تجاوز قرار گرفتم نیروی انتظامی از وجود چنین مقری اظهار بی‌اطلاعی می‌کرد. من را به صورت چشم بسته بردند نمی‌دانستم که کجا بودم  اما وقتی چشم‌های من باز شد دیدم که شهر رودهن زیر پایم بود . نیروی انتظامی متوجه شد که قبلن بسیج مقر متروکه‌ای داشته و از آن به عنوان بازداشت‌گاه و به قول خودشان محل پذیرایی از ما استفاده می‌کرده است.

پس اگرچه که مسوولین نیروی انتظامی از این قضیه مطلع نبودند ولی شما فکر می‌کنید که این مکان قبلن توسط بسیج برای این کار یا کارهای مشابه بهره برده می شده است؟

توسط بسیج بله ولی خود نیروی انتظامی خبر نداشت.از زمانی که من دستگیر شدم حدود دو ماه طول کشید تا من ثابت کردم که افراد بسیج من را دستگیر کردند. رییس کلانتری رودهن اظهار می‌کرد که اگر بسیج سر نیروی انتظامی را هم ببرد آب از آب تکان نمی‌خورد. من این کلام را به فرمانده نیروی انتظامی رودهن که در دماوند مستقر هستند اظهار کردم و ایشان فرمانده رودهن را مورد عتاب قرار دادند که شما به چه حقی این حرف را زدید. مملکتی که نیروی انتظامی آن توسط بسیج مورد ضرب‌و‌شتم قرار بگیرد  و نتواند کاری کند، باید در آن مملکت را گل گرفت.

من به دادسرای رودهن مراجعه کردم و تشکیل پرونده دادم ولی متاسفانه افراد بسیج به پرونده دسترسی داشتند و آدرس جدید من را پیدا کردند و مزاحم من و خانواده‌ام می‌شدند و می‌گفتند رضایت دهید وگرنه روزگارتان را سیاه می‌کنم

آیا پس از آنکه توسط نیروهای بسیج مورد تجاوز قرار گرفتید، در این زمینه طرح شکایت یا دعوی مستقیمی کردید؟

یکی از دوستان من وکیل است و گفت که اینها حق ورود به منزل تو را نداشتند. در ابتدا من نمی‌دانستم که اینها بسیجی هستند یا نیستند چون از هیچ آرمی استفاده نکرده بودند و با لباس شخصی من را گرفتند. من پیگیری کردم و متوجه شدم که حق ورود به منزل من را نداشتند. حتا افسر کشیک هم به من این را گفت و دوباره از من اظهار نامه گرفتند و من به زور امضا کردم.

من به دادسرای رودهن مراجعه کردم و تشکیل پرونده دادم ولی متاسفانه افراد بسیج به پرونده دسترسی داشتند و آدرس جدید من را پیدا کردند و مزاحم من و خانواده‌ام می‌شدند و می‌گفتند رضایت دهید وگرنه روزگارتان را سیاه می‌کنم که من مجبور شدم که مملکت خودم را ترک کنم.

آیا با کسانی که در شرایط مشابه شما هستند در تماس بودید و آیا آنها هم مورد تعرض، تعدی و تجاوز قرار گرفتند؟

بله. دوستی می‌خواست به خانه من بیاید و نیامد . زمانی که دو روز بعد با من تماس گرفت و گفت که من را گرفتند و کادویی که برایت گرفتم را زیر ماشین له کردند و من را به مقرشان بردند و از من سو استفاده کردند.  این اتفاق در داخل تهران بوده است.

اگر در صورتی که شما و یا افرادی نظیر شما در ایران به خاطر مشکلی که برایشان پیش می‌آید، به یک مرکزی برای این طور موارد مراجعه کنید نگاه دستگاه قضایی و جامعه نسبت به افرادی که گرایشات متفاوت جنسی دارند و یا دگر‌باش‌ هستند چیست؟

یکی از دلایلی که در مملکت ما این اتفاقات می‌افتد و صدایش در نمی‌آید و آقای احمدی‌نژاد اظهار می‌کند که ما همجنس‌گرا نداریم ، ایشان چنان سرپوش روی کارهای مملکت می‌گذارند و ما را زیر چکمه‌های خودشان له می‌کنند که کسی جرات ندارد حرفی بزند.

من مصاحبه های تلویزیونی هم خواهم کرد که مردم پی ببرند که هستند کسانی که در ایران زندگی متفاوتی دارند و مورد سو استفاده دولت قرار می گیرند. تمام افرادی که از این دست پرونده‌ها در دادسرا دارند به خاطر اینکه خود افراد دادسرا و نیروهای بسیج آلوده هستند به صورت قانونی برخورد نمی‌کنند.

اتفاقن چند روز پیش با یکی از همکاران شما صحبت می‌کردم. او به من گفت که شما که بدتان نمی‌آید .گفتم شما در رستوران نایب در تهران غذا بخورید خوب است یا اینکه در رستوران یک آقایی با پس گردنی چلوکباب را در حلقوم شما بگذارد. دیگران متاسفانه فرق احساس‌ها را نمی‌فهمند. من از فردی که همکار شما را معرفی کرده بود گله کردم .ما اگر بخواهیم در ایران یک دموکراسی حقیقی برگزار شود هنوز جای کار داریم. متاسفانه ژورنالیست ما این احساس را دارد و می‌گوید دوست دارید بهتان تعدی شود اما هیچ کس دوست ندارد. خانمی دوست دارد ازدواج کند و با شوهرش هم‌بستر شود یا اینکه در خیابان آدم ناشایستی به او تعرض کند؟!

یکی به من گفت که شما که بدتان نمی‌آید .گفتم شما در رستوران نایب در تهران غذا بخورید خوب است یا اینکه در رستوران یک آقایی با پس گردنی چلوکباب را در حلقوم شما بگذارد.

آیا در شرایطی که قرار دارید امنیتی برای شما وجود دارد و دولت ترکیه در حال حاضر این حمایت را از شما می‌کند؟

من حدود هفده ماه است که در ترکیه هستم و از طرف سازان ملل و یا دفاتر مربوط به آن نزدیک به پنج نفر از پناهنده‌های کشور خودمان را به من معرفی کردند که به اینها اسکان بدهیم تا آنها کارشان را درست کنند و برایشان خانه تهیه کنند. من علی‌رغم مشکلات مالی تنها زندگی می‌کنم و هر کسی را که آوردم  سر من کلاه گذاشته و رفته و در این مدت دو نفر از مامورین جمهوری اسلامی را به خانه من فرستادند و بعدها من متوجه شدم که این آقایان دارای اسلحه و دست‌بند هستند. این وضعیت پناهنده‌های داخل ترکیه است .

به خصوص از زمانی که ژورنالیست‌ها به ترکیه پناهنده شدند وضعیت ما واقعن اسف‌ناک شده است. من یازده ماه است که جواب ندارم و این دفعه که سایت آپ‌دیت شده بود به هیچ عنوان هیچ‌کدام از بچه‌ها جوابی نگرفتند و مورد تعرض افراد مختلف قرار می‌گیریم. وقتی ژورنالیست‌ها و افراد سیاسی وارد ترکیه می‌شوند به تبع جمهوری اسلامی افرادی برای خنثی کردن آنها می‌فرستد و جان ما در خطر است.

کار مطبوعاتی شما در مورد قشر ما کم است. کار شما مانند مرده‌شور است که افراد سیاه، مریض، زیبا و زشت شسته می‌شود. وقتی همکاران شما با من صحبت می‌کنند و لفظ و دیدشان عوض می‌شود، من به چنین قشری که از لحاظ سواد باید آنقدر بالا باشند که مردم را در یک سطح ببینند تاسف می‌خورم. و من با همان معضلاتی که در ایران با آن مواجه بودم با اینها هم مواجه هستم. کار مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی نسبت به این افراد کم بوده است.

تنها ماموران انتظامی ایران نیست  بلکه ماموران یو‌ ان(UN (هم با ما اینگونه رفتار می‌کنند. زمانی که می‌خواهند با ما مصاحبه کنند و تشکیل پرونده دهند تمام جزییات را از ما می‌خواهند. به سبکی که اگر سوالات یو‌ ان(UN ) را برای شما بگویم احساس می‌کنید که یک فیلم پورنوگرافی نگاه می‌کنید. بعضی مواقع من می‌گفتم که خجالت می‌کشم به این سوال شما جواب دهم اما می‌گفت من باید بدانم. من متاسفم یک سازمان بین الملی این طور از ما سو استفاده می‌کند  و خوششان می‌آید این سوالات را بکنند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , 

۵ Comments


  1. Ali
    1

    برایتان شدید متاسفم. شمایی که ادعای دفاع از این مردم را دارید یا بخاطر ترس از شهرتشان یا بخاطر نفرت از آنها، مدام اسمشان را عوض می‌کنید. همجنس‌باز، همجنس‌گرا، دوجنسی و غیره تاریخ مصرفشان تمام شده و نویت رسیده به دگرباش؟؟؟
    کمکتان را برای خودتان نگه دارید


  2. Gay
    2

    بنده همجنسگرا هستم و معتقدم استفاده از این کلمه دگرباش بزرگترین اشتباه هستش! تمام تلاش ما این هستش که بگوییم هیچ فرقی با دیگر انسانها نداریم! جز گرایش جنسی! آنوقت یک فرد که شایستگی این را ندارد این کلمه را مترادف کلمه روشن و واضح همجنسگرا به دهن ژورنالیستها می اندازد! و از آنجاییکه ما وقتی یک کلمه گنگ تر باشد بیشتر دوست دارم مرتب تکرار میشود.
    دگرباش یعنی چی؟ یعنی ما چیز دیگری هستیم؟ تمام میلیونها مشخصه جسمی و روانی مشابه بشری را کنار گذاشتید و به شاخص نوع سکس به کل دگرباش شدیم؟


  3. sina
    3

    واقعن گزارش تکان دهنده ای بود. من میونه خوبی با دگرباش ها ندارم اما واقعن گزارش عجیبی واسم بود