شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
10 September 2016
دایره‌ی شکسته

«ذهن دسیسه‌گر»

۱۳۹۲ تیر ۰۴

 

مهشب­تاجیک/رادیو کوچه

یکی از مجلل­ترین و در عین حال پیچیده­ترین نمایشنامه­های شکسپیر «مکبث» است. شاید به جرات بتوان گفت که این نمایشنامه یکی از نمایشنامه­هایی است که بار هنری آن بر دوش دو کاراکتر اصلی یعنی خود مکبث و لیدی مکبث به یک اندازه است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در این نمایش‌نامه نقش لیدی مکبث با این­که از لحاظ بار دراماتیکی و عملکردی کمتر از شوهرش و در واقع در جایگاه دومی است، اما در متن با اجرای خصلت‌ها و خوی­ها و روابط مختلف با قدرت مسلطی نقش خود را به نمایش می­گذارد. در زمان نگاشتن مکبث توسط شکسپیر به‌طور مسلم نگرش­ها و عملکردهای سنتی و مردسالارانه­ای دخیل بوده است که باعث شده نام نمایشنامه­های او به اسم زنی نباشد اما به طور حتم قدرت عملکرد لیدی مکبث و فیگورهای زنانه­ی او با توجه به اعمال فیزیکی و زبان و فکر نیرومندش نقش او را برابر با خود مکبث می‌نمایاند. اگر بر این باور باشیم که شکسپیر، نمایش‌نامه­ی مکبث را با الهام از شرایط و اوضاع زمانه­اش و اندکی توجه به تغییر و تحولات سیاسی، اثر خود را به رشته تحریر در آورده است، حضور زنی مانند لیدی مکبث وجودش را بر ما آشکارتر خواهد نمود.

20130625-Kooche-Mahshab1

با توجه به این­که زنی که به نام لیدی مکبث از او نام برده می­شود، متعلق به طبقه­ی خاصی از اجتماع است که القاب و عناوین را با خود به یدک می­کشند با توجه به حوزه­ی مشروعیت­بخشی و فهم­پذیری اجتماع در واقع فهم­پذیری فرهنگی اجتماع از آنان از لیدی مکبث خوانشی ارایه می­دهد که در ساحت خیالی و شخصیت واقعی ارایه شده از این زن و خصوصیات روح و روانی تصویر شده از او با خود مکبث که انسانی متوسط، با خلقیات و درک و درایت میانه است و حتا سقوط و هنجارشکنی­های او نیز در حد توان ذهنی او در تطابق با یک اجتماع متوسط است تفاوت­های بنیادین دارد. شخصیت ارایه شده از لیدی مکبث به اصطلاح به عنوان امری نمادین با اجتماع هم‌خوانی دقیق ندارد. لیدی مکبث همانگونه که آنتیگونه درتعریف مفهوم خویشاوندی و ایده­آلیزه شدن این مفهوم تعریف شده است، به عنوان جنایتکاری تئوریزه شده معرفی شده که برای تمام عملکردهایش در این حوزه­ می­ایستد و توجیه می­آورد و در گامی فراتر حتا این خطوط را تعریف می­کند. لیدی مکبث از مدرن­ترین کاراکترهایی است که شکسپیر خلق نموده و می­توان همیشه از او خوانشی همسو با آرا فیلسوفان معاصر هم داشت. به این دلیل که این دو کاراکتر در ابتدا لیدی مکبث و سپس خود او در زمانی که سقوط­ها در امور اجتماعی شده طبقه­بندی نمی­شود به این وادی گام می­گذارند. در واقع تعریف شخصیت او یک شورشگر با خصوصیات جسمانی و گرافیکی کاملن انتزاعی بیان شده است که او بدان­ها دست می­یازد.

 

20130625-Kooche-Mahshab2

خویشاوندی لیدی مکبث و مکبث از این­جا که به خون دلالت ندارد، یک رابطه­ی نسبی را تعریف می­کند که به پسماندهای این رابطه دلالت دارد و امر زنانه­ی او را به مازادی در کنار مکبث برنمی­گرداند در صورتی­که شخصیت خشونت­خواه و اقتدار نمادین او را در مقابل مردی که شوهرش نامیده می­شود به نمایش می­گذارد و تاثیر او بر مکبث مسلم است. در واقع به نظر می­رسد عملی که در لیدی مکبث به شدت نمود دارد و در دیگران در مرحله­ای پایین­تر و در سطوح متوسط  جاه­طلبی­اش است که بارها خود را از مخاطرات به طور مستقیم کنار می­کشد و دیگران را برای اجرای نقشه­هایش به جلو می­راند. گاهی این رفتارها چنان او را از فاعلیت عقب می­راند که تفاوت­های بین عمل و فکر و انجامش با شکاف معلوم می­شوند. حتا در جایی در مجلس چهارم شبح بانکو ظاهر می­شود و مکبث را دچار یک دگرگونی درونی و عذاب وجدان می­نماید، لیدی او را به سرزنش می­گیرد و به ضعف متهم می­نماید. اما گاهی رفتار غالب او چنان در پرده­ها ظاهر می­شود که به مثابه یک ابهام در متن و در کنار شخصیت اصلی باقی می­ماند و در نهایت تصویری که از مرگ در این نمایشنامه ارایه می­شود مرگ و نیستی و در انتها رفتن به خواب‌زدگی با خصلت­های عملکردی.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,