شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
27 August 2016
صدای ممنوع

«از پیشمرگایتی تا مجسمه‌سازی»

۱۳۹۲ تیر ۰۵

علی اصغر فریدی/ رادیو کوچه

ترجمه از سایت «ئاسوی روژهه‌لات»

شاید آزمودن دو نوع زندگی که دارای ویژگی‌های متفاوتی باشند، که شخصیت و کاراکتر متفاوت به انسان بدهد، طبیعی نباشد و انسان نتواند خود را با آن وفق بدهد اما هستند در اطراف ما کسانی که این نوع زندگی را تجربه کرده‌اند و ما کمتر با آن‌ها آشنا هستیم.

«آزاد آخکند» یکی از آن انسان‌هایی است که دو زندگانی متفاوت را تجربه کرده است. یکی زندگی پیشمرگایتی که پر است از سختی و مشقت و دربه‌دری و جان برکف دست نهادن و دیگری زندگی هنری کە برعکس لبریز است از احساس لطیف و رمانتیک و دیدگاه زیبایی شناختی چند بعدی. اما همان‌گونه که خود نیز در این گفت‌وگو از آن سخن می‌گوید، این دو نوع زندگی در یک چیز یعنی عشق به میهن و به کردستان برای او به هم گره خوردە‌اند و با هر دو روش می‌توان به میهن خدمت کرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«آزاد آخکند»، متولد ١٩۶٣ میلادی از روستای آخکند واقع در شهرستان سقز، مدت چهار سال پیشمرگ کومله بوده و بعدها در سال ١٩٨۴ در یک درگیری در روستای تورجان از توابع سقز زخمی می‌شود و برای مداوا او را راهی اروپا می‌کنند. او دارای مدرک لیسانس هنر مجسمه‌سازی از دانشکده هنرهای زیبا در دانمارک است و مدت ٢٣ سال است که مشغول کار مجسمه‌سازی می‌باشد و اکنون ٢٧ سال است که در دانمارک زندگی می‌کند.

تاریخچە مجسمه‌سازی به چه زمانی برمی‌گردد و آیا مجسمه سازی هنری شرقی است یا غربی؟

در واقع مجسمه‌سازی تنها مختص به غرب نیست و در شرق هم نشانه‌هایی از آن را می‌توان یافت. واقعیت این است که اساس انسان بر سه اصل نیازهای اولیه یعنی خوردن، سکس و هنر استوار است. یعنی هنر بخشی از نیازهای انسان است. به ویژه هنر مجسمه‌سازی که بنابر اسناد تاریخی از اولین هنرهایی بوده که انسان به آن پرداخته است. شاید انسان قبل از این‌که سخن گفته باشد، شروع به نقاشی و تراشیدن بعضی اشیا کرده که معانی وته‌ای برایش داشته است. مجسمه‌‌سازی شاید به ٧٠ هزار سال قبل برمی‌گردد، که بی شک تاریخ پیدایش انسان به بیش از یک میلیون سال برمی‌گردد.

مجسمه‌سازی از ابتدا تا اکنون چه مراحلی را طی کردە است؟

حقیقتش را بخواهید کمی سخت است صحبت از شروع و تاریخ مجسمه‌سازی، اما به صورت مختصر می‌توان به دو یا سه مرحله از این هنر صحبت کرد، که تا امروز نیز اختلاف زیادی در مورد آن‌ها وجود نداشته. که این سه مرحله عبارتند از: ١- مرحله ابتدایی ٢-مرحله کلاسیک ٣-مرحلە مدرنیزم

azad-1

مرحله اول یا همان مرحله ابتدایی: در این مرحله کسانی که کار مجسمه‌سازی می‌کردند، با احساسی عمیق و لطیف به این کار می‌پرداختند. و این زمانی بود که انسان از طریق شکار روزگار می‌گذراند. کار در این مرحله زیاد سیستماتیک نبود. در زمان تمدن مصری‌ها. آن‌ها نگاه ویژه‌ای به مجسمه‌سازی داشتند، مصری‌ها برای نشان دادن قدرت و عظمت فرعون‌ها از اشکال شیر عقاب و… استفاده می‌کردند، و هرگاه مجسمه را در مکان‌های عمومی قرار می‌دادند به این معنا بود مردم باید آن‌ها را پرستش کنند، مجسمه‌های بزرگی که هنوز هم در مصر باقی مانده‌اند برای این بوده که مردم آن‌ها را تعظیم کنند و از خدایان‌‌شان بترسند. این را هم اضافه کنم که ضدیت اسلام با مجسمه‌سازی بیشتر به این دلیل و این نوع طرز تفکر یعنی پرستش و تعظیم برای مجسمه‌ها بوده است.مجسمه‌سازی در این مرحله مکمل خدایی فرعون‌ها در مصر می‌شود.

من سبک خاصی ندارم، و هیچوقت هم از خودم نمی‌پرسم که چرا سبک خاصی ندارم. درست است که در دنیای واقعی چیزی به نام سبک وجود دارد، اما من فکر می‌کنم که این فریب‌کاری است

اما نظر و دیدگاه یونانی‌ها از مجسمه با مصری‌ها متفاوت است، یونانی‌ها چندین خدای مختلف دارند و مجسمه‌های‌شان آن حالت خشک را به خود نمی‌گیرد و بیشتر به قالب انسان و خصلت‌های انسانی نزدیک‌تر بودند، یعنی مجسمه‌هایی که یونانی‌ها می‌ساختند ویژگی‌های آدمی را داشت. این شیوه ادامه داشت تا ظهور مسیح که زمانی نزدیک به ١٠٠٠ سال طول می‌کشد، در این مرحله تمام هنر در خدمت دین قرار می‌گیرد. اگر کسی مجسمه‌های آن زمان را ببیند برایش مشخص می‌شود که تمام فیگور مجسمه‌ها یا مسیح است یا مریم مقدس یا بهشت و جنهم رفتن و یا فرشته و… که این سبک تا زمان رنسانس ادامه می‌یابد. از همان اواسط رنسانس که مردم شروع می‌کنند به مطالعه در باره‌ی تاریخ گذشته خود و برای اولین بار آلمانی‌ها این کار را انجام می‌دهند. این مرحله‌بندی نیز از همان زمان است که از آن صحبت به میان می‌آید و این بحثی فلسفی است و در این زمان کوتاه نمی‌شود به آن پرداخت.

مجسمه‌سازی در شرق کردستان در چه جایگاهی قرار دارد؟ آیا به مرحله‌ای از پیشرفت رسیده است؟

به نظر من مجسمه‌سازی در ایران به طور کلی و مخصوصن در کردستان چندان رشد نکرده است. و علت آن نیز این است که در طول ١٠٠٠ سال و شاید بیشتر اگر به تمامی راه را بر این هنر نبسته‌ بوده‌اند، حداقل موانع زیادی بر سر راهش قرار داده‌اند. که متاسفانه بسیار کم توانسته خودی نشان بدهد. و علت آن هم نگاه دین است در مقابل هنر، اسلام آن را شرک به خدا و حرام می‌داند و تا زمانی که این فلسفه بر هنر مجسمه‌سازی غالب باشد بهایی برای آن قایل نیستند، اما به کلی نیز به حاشیه نیز رانده نشده است. هنر معماری مستقیم یا غیر مستقیم با هنر مجسمه‌سازی پیوند می‌خورد و ما می‌بینیم وقتی بنایی یا کاخ و قصری را می‌سازند باید از هنر مجسمه‌سازی برای آراستن آن استفاده کنند.

azad-2

اما غرب به دلایل بسیار زیاد تاریخی در این هنر پیشرو بوده است. و اگر ما خودمان را با غرب مقایسه کنیم در هنر مجسمه سازی ما چندان حرفی برای گفتن نداریم. این واقعیت نیز وجود دارد که در طول ١٢٠ سال گذشته به علت وجود دولت‌های تقریبن مدرن به ویژه در ایران و ترکیه تعدادی آکادمی مجسمه‌سازی دایر شده‌اند. اما این مدت بسیار کوتاه است و شما اگر به کشورهای اسکاندیناوی و دانمارک بنگرید می‌بینید که آکادمی‌های هنری‌شان به پانصد یا چهارصد سال پیش برمی‌گردد. به همین خاطر کشور ما هنوز در این زمینه عقب مانده است. با تمام این‌ها تا جایی که من اطلاع دارم کسانی هستند که مشغول کار و یادگیری هستند که می‌توانم به هنرمند گرامی آقای «هادی ضیاءالدینی» اشاره کنم. این‌ها کسانی خودساخته هستند و با توجه به اینکه تحصیل آکادمیک زیادی نداشته‌اند با تلاش توانسته‌اند پیشرفت‌هایی داشتە باشند. ما مراکز خوب آموزشی نداریم و این خلایی بسیار بزرگ است.

شما به عنوان مجسمه‌ساز تا حالا در چند نمایشگاه شرکت داشته‌اید؟

ابتدا این را بگویم کە من در هنر مجسمه سازی به دنبال تامین معیشت نبوده‌ام و نیازی هم به آن نداشته‌ام. چندین بار پیش آمده که در نمایشگاه‌هایی در سوئد و دانمارک شرکت کرده‌ام. من بیشتر کارهای پروژه‌ای انجام می‌دهم، برای کسانی کار می‌کنم که تقاضا می‌کنند، پروژه‌های داشته‌ام که نزدیک به شش سال من را مشغول کرده است و اکنون در چندین دانشگاه و کتاب‌خانه دانمارک کارهایم موجاد است. اما قصد دارم از این به بعد بیشتر به کارهای نمایشگاهی اهمیت بدهم.

azad-3

کارهای هنری شما بیشتر به چه سبکی نزدیک‌تر است؟

من سبک خاصی ندارم، و هیچوقت هم از خودم نمی‌پرسم که چرا سبک خاصی ندارم. درست است که در دنیای واقعی چیزی به نام سبک وجود دارد، اما من فکر می‌کنم که این فریب‌کاری است. چون همه چیز در هم تنیده است، به صورت خلاصه بگویم که من نه تلاش می‌کنم که سبک خاصی داشته باشم و نه کاری هم به سبک دارم.

به هنر محض اعتقاد داری یا هنر برای هنر؟

من به این تقسیم بندی‌ها باور ندارم و باور هم ندارم کە هنر باید محض باشد و هنرمند هم نمی‌تواند آنچه را که در اطرافش رخ می‌دهد نبیند و نشنود.

برای آینده چه پروژەای دارید و حالا به چه کاری مشغول هستید؟

اگر عمری باقی باشد قصد دارم از این به بعد بیشتر کارهایم را به میهنم و عشق به خاک و وطنم اختصاص بدهم. می‌خواهم کارهایم چشم‌انداز کردی داشته باشد و دستمایه‌ی کارهایم شخصیت‌های کرد و آن روی‌دادهایی باشد که برای ملت کرد اتفاق افتاده. اکنون نیز مشغول کار بر روی ساختن نیمرخ رهبر جان باخته کومله «کاک فواد [مصطفی سلطانی]» هستم و امیدوارم بتوانم این کار بزرگ را به سرانجام برسانم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,