شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
03 September 2016
قاعذه هرم

«صندوق دماوند در پای کوه دماوند»

۱۳۹۲ تیر ۰۶

محمد افرازه/ رادیو کوچه

در این باب که مردم  ایران تصمیمی گرفتند و حرکتی را انجام دادند که بتوانند برای آینده خود اثر‌گذاری خاصی داشته باشند، جای هیچ‌گونه شک و تردیدی نیست.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اما آیا این حرکت از روی اراده بود و یا در مسیری قرار گرفتند و یا قرارشان داده بودند که به جز این راهی نبود، جای سخن و حرف بسیار دارد. وجود مشکلات عظیم اقتصادی، نداشتن امید به آینده، نگرانی برای تحصیل و زندگی فرزندان، عدم امکان ابراز عقیده در فضایی آزاد و بسیاری از موارد دیگر واقعیت‌هایی است که مردم در دایره آن گرفتار هستند. زندگی در چنین فضایی بالاخره و پس از گذر زمان نارضایتی‌هایی را نیز ایجاد می‌کند و هرچند هم که ما مردمی باشیم سر درگریبان خود و به فکر گلیم خویش و خانواده خود، در نهایت به صورت اتفاقی و کاملن خودجوش افرادی تربیت می‌شوند که تحمل این فضا را نخواهند داشت و اعتراض آنان به آرامی، فضای یک دست و سنگین جامعه را به حرکت و بینش رو به جلو دعوت خواهد کرد، که خب البته حاکمیت جمهوری اسلامی برای چنین افرادی هم اندیشه کرده است و دیدیم که «نهضت جنبش‌سبز» و نتیجه آن چگونه ختم به حذف این افراد از سطح جامعه و پر کردن زندان‌ها از اندیشه‎‌های متفاوت جامعه ایرانی شد.

20130626-Kooche-Mohammad1

جامعه در جنبش سبز حرکتی انجام داد که در انتخابات امسال معکوس آن را عمل کرد، آیا پرسیده‌ایم که چرا؟ چرا جامعه‌ای که در سال ٨٨ و اعتراضات آن عملن فریاد عدم اعتماد به نظام را بلند کرده بود و مشخصن ولایت فقیه را نشانه گرفته بود چه شد که در سال ٢٢ رای اعتماد به نظام جمهوری اسلامی داد؟ حال نگویید که این حضور و رای دادن نه بزرگ بود به نظام و ولایت فقیه، دوستان سر را که نباید زیر برف کرد و منکر اصل واقعه شد. موضوع بحث این است مردمی که دیدند چگونه جوان‌هایشان در اعتراضات سال ٨٨ به خاک و خون کشیده شدند چه شد که در سال ٩٢ به همین نظام و در همان نوع انتخابات مجدد رای دادند؟ آیا تاثیر حذف فیزیکی افراد و اندیشه‌ها بود؟ و یا قطع امید از هدایت و تاثیر رهبری حرکت‌های اصلاح‌طلبی و یا بقول معروف اندیشه‌های سبز؟ اما آن‌چه که می‌بینیم در انتخابات امسال مردم اما، به اندیشه اصلاح‌طلبی اقبال نشان داده و نزدیک‌ترین فردی که متصور بودند تمایل به جبهه اصلاحات دارد را انتخاب کردند. این تناقض از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

از یک طرف «مرگ بر اصل ولایت فقیه» و پس از گذر چهار سال لبیک به «دعوت ولایت فقیه» به شرکت در انتخابات؟ باز هم می‌گویم لطفن نگویید که این نه بزرگ به نظام بود

از یک طرف «مرگ بر اصل ولایت فقیه» و پس از گذر چهار سال لبیک به «دعوت ولایت فقیه» به شرکت در انتخابات؟ باز هم می گویم لطفن نگویید که این نه بزرگ به نظام بود. اما موضوع دوم این است عنوان می‌شود خیر این حضور بر مبنای دعوت ولی فقیه نبوده است و شاید هم این نظر درست باشد و به نظر من برنامه ساز رادیو کوچه نیز همین است، و مردم به درخواست ولی فقیه نیامدند، حال بر می‌گردیم به سوال اول پس به چه دلیل آمدند؟ آیا از روی اراده بود یا استیصال؟ ولی فقیه بعد از هشت سال ناکارآمدی دولت باصطلاح «مهرورز» و تولید بخارهای اضافه در دیگ جامعه تا حد نزدیک شدنش به انفجار، طبیعی و معقول است که ناچار از تخلیه این بخارها می‌شود وگرنه که می‌بایست می‌نشست و فروریزش حکومتش را  نظاره می‌کرد، محیا کردن شرایط برای برپایی انتخابات و ایجاد موقعیتی که حضور دوباره مردم را پای صندوق‌ها ایجاب کند، سیاست و رفتار عقلانی بود که این‌بار از سوی جناح انحصار‌طلب حاکم مشاهده شد اما نه به نفع جمهور مردم که به نفع خود او، مردمی که تجربه اعتراض خیابانی را داشتند.

20130626-Kooche-Mohammad2

 حتا بپای اعتقادشان برای رسیدن به آزادی خون نیز دادند در نهایت با چشمان از حدقه در آمده شاهد ریزش رایی بودند در صندوق ولایت مطلقه فقیه در شهرستان «دماوند» و پس از آن هم همه‌گونه توضیح و تفسیر را به جان خریدند که این حرکت می‌بایست انجام می‌شد که اصلاحات زنده بماند، خب عزیز زنده نگه دارنده اصلاحات اگر اختلاف درونی و یا درون خانوادگی بین خودتان دارید چه نیاز بود به کشیدن این مردم زجر کشیده به خیابان‌ها و ریختن خون آن‌ها؟ خون و جان و زندگی و جوانی نداها و سهراب‌ها و ژاله‌ها کم ارزش داشت که می‌بایست وجه المبارزه درونی شما آقایان شود برای جابجایی مناسبات قدرت؟  و اما اینک این مردم خسته و در مانده و گرفتار در چنبره خود‌خواهی و بوی نفت و خون، بی‌امید از هر دست‌گیره‌ای راهی را به جز همان رای دادن ندیدند، و با پای خود و این بار با میل سر صندوق‌های رای رفتند نه این‌که اراده‌ای از خود داشته باشند، راهی به جز این نداشتند، اگر نیک اندیشه کنیم و گوش بخوابانیم  قهقهه خنده قدرت را خواهیم شنید، حکومت مطلقه و تمامیت خواهی که حاکم بر همه وجود ملت شده است و حتا جهت و روش تفکرشان را نیز این بار، در سلطه خود دارد.

 عزیز زنده نگه دارنده اصلاحات اگر اختلاف درونی و یا درون خانوادگی بین خودتان دارید چه نیاز بود به کشیدن این مردم زجر کشیده به خیابان‌ها و ریختن خون آن‌ها؟

مردم مظلوم ایران زمین، هم اینک شادند و خوشحال. امیدوارند، روزها در پیش است جامعه و فضای سیاسی آن آبستن اتفاقات بسیار، آروز می کنم آن‌چه که در ذهن پیش‌بینی می‌کنم غلط از آب در‌بیاید و من اشتباه کنم، سپس با افتخار بیایم و بگویم مردم عزیزم، من اشتباه کردم در تحلیل‌هایم و این‌بار خوشحالم که اشتباه کردم چون حق با شما بود و شما هم اینک در آزادی هستید و رفاه، جای‌گاه و ارزش جهانی‌تان باز‌گشته است و دیگر کشور شما را در دنیا به عنوان کشوری جنگ طلب و به دنبال بمب اتمی نمی‌شناسند، شما را حامی تروریست نمی‌دانند، نشان شما شده است نشان فرهنگی‌تان، مردمی اهل شعر و ادب و طنز و مطایبه و پذیرا و دوست‌دار خارجیان سفر کرده و میهمان، زن‌های ما تکریم می‌شوند، زن جای‌گاه خودش را پیدا کرده و حضوری دائم دارد، کسی نمی‌ترسد که او را به ورزشگاه‌ها را دهد …

های چقدر آرزو در دل دارم … ای کاش من اشتباه کنم و از این کابوس بر خیزم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,