Saturday, 18 July 2015
07 August 2020
دایره‌ی شکسته

«روایت‌های کوچک»

2013 June 27

 

مهشب­تاجیک/رادیو کوچه

داستان کوتاه به مفهوم امروزین آن در کشورهای مختلفی مانند آمریکا، روسیه و فرانسه آغاز به کار نمود. در کشاکش رمان­ها و داستان­های بلندی که نوشته می­شد، داستان کوتاه پا به عرصه گذاشت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

به باور برخی از پژوهشگران «دکامرون» اثر بوکاچیو و هم‌چنین قصه­های «کانتربری» اثر چاسر را می­توان به عنوان منابعی از داستان­های کوتاه به شمار آورد، اما در حقیقت یکی از اولین کسانی که به عنوان پایه­ریز و یا به عبارتی مصطلح­تر پدر داستان کوتاه محسوب می­شود، «ادگار آلن‌پو» است. در حقیقت نسبت دادن پایه­ریزی داستان کوتاه به دلیل ویژگی­هایی است که پو برای این نوع ادبی تعریف نمود که خود آن را منثور می­نامید. پو معتقد بود، داستان کوتاه به نوعی نوشته­ی ادبی اطلاق می­شود که نخست اندازه‌های مشخصی داشته باشد، یعنی خواننده بتواند در مدت زمان معین و البته کوتاهی با برآورد یک یا دو ساعت به موضوعی مشخص جلب شود و تنها به همان موضوع واحد بپردازد. واژه­ی توضیح دهنده و اضافه در داستان موجود نباشد و در نهایت خواننده بتواند پس از خواندن این اثر ادبی آن­را یک اثر کامل بداند. در حقیقت با توجه به خصوصیاتی که «ادگار آلن‌پو» برای داستان کوتاه برشمرد، داستان­هایی که تحت عنوان داستان کوتاه در قرن نوزدهم میلادی نامیده می­شدند، از این تعاریف فاصله­ای عمده داشتند.  در همین زمان که پو مشغول به پرداختن به ساختار یک داستان بود، هم‌زمان دو نویسنده­ی دیگر با او به نام «گوگول» و «گیدو موپاسان» هم شروع به نوشتن این نوع ادبی نمودند.

20130627-Kooche-Mahshab1

 در زمان تلاش این افراد برای نوشتن در واقع ساختار این نوع ادبی که بعدها به داستان کوتاه معروف شد، نوشتاری خام و انشا مانند بود که نویسندگان نوشته­های خود را با پند و اندرز می­آمیختند و ماجراهای احساساتی را روایت می­کردند که خواننده را به هم‌ذات­پنداری با خود جلب کنند. پس از مدت زمانی از شروع این پدیده با باسوادتر شدن و تسلط خوانندگان بر امورد ادبیات، نقش اخلاقی داستان کوتاه هم دگرگون شد. در واقع نویسندگان دیگر تنها به روایت، رویدادهای عاطفی نمی­پرداختند و با طرح­های سنجیده و هوشمندانه و تاثیرات یک‌پارچه و واحدی که می­گذاشتند روایت­های خود را به پایان می­رساندند. بعد از مدتی، خوانندگان طالب داستان‌هایی شدند که در آن­ها وقایع روزمره­ی زندگی روایت می­شد و یا با اتفاقاتی غیرمنتظره به پایان می­رسید. پس از این داستان­های پر از طرح و حادثه داستان کوتاه با نویسنده­ای هم‌چون «شروود اندرسن» به سمت روایت داستان­های کوتاهی از آدم­هایی معمولی پرداختند که در واقع به توصیف دقیق خصوصیات انسانی و پیچیدگی­ روابط انسانی می­پرداختند. پس از اندرسن، «ویلیام فاکنر» و «ارنست همینگوی» نیز داستان­هایی کوتاه و جذاب با استفاده از شگردهایی نو و به نسبت پیچیده پرداختند که توقعات دوست‌داران داستان­های کوتاه را به سمت و سوهای دیگری رهنمون نمود. از ویژگی‌های داستان کوتاه می‌توان به حجم اندک آن در مقابل «رمان»، «داستان بلند» و «داستان نیمه بلند» اشاره کرد. محدوده‌ی معمول داستان کوتاه بین پنج تا پانزده صفحه‌ی کتابی است و به ندرت ممکن است از مرز پنجاه صفحه عدول نماید. در داستان کوتاه کمتر پیش می­آید اتفاقات متعددی روایت شود، عمومن یک پیرنگ اصلی دارد که افراد دخیل در ماجرا حول و حوش همان پیرنگ اصلی چرخ می­خورند و عمل می­نمایند.

20130627-Kooche-Mahshab2

 از قرن نوزده تا هم اینک در قرن بیست و یکم تغییرات، تحولات و به عبارت جامع­تر سیر تکاملی سریعی در داستان کوتاه رخ نموده است که مدیون نویسندگان بزرگ داستان کوتاه است نویسندگانی چون «ایوان تورگینیف، گوستاو فلوبر، لئو تولستوی، آنتوان چخوف، هنری جیمز، جوزف کنراد، او هنری، ماکسیم گورکی، جک لندن، شروود اندرسن، استفن کرین، دی اچ لارنس، فرانتس کافکا، جیمز جویس، کاترین منسفیلد، رینگ لاردنر، ویلیام سامرست موام، ویلیام سارویان، ارنست همینگوی، ویلیام فاکنر، فرانک تو کانر، آلبر کامو، جیمز تربر، جی دی سالینجر» که هر کدام به سهم خود داستان کوتاه را وارد وادی­های متفاوتی نمودند و شکل و شمایل نویی به آن بخشیدند.

 داستان کوتاه هم‌چنین در قرن جدید انواع ادبی دیگری را نیز آزموده است که از آن جمله می­توان به داستان­های کوتاه روان­شناختی مینی­مالیستی و یا فرمالیستی و ذهنی نیز اشاره نمود. این داستان­های کوتاه در عین این­که به صورتی ساده روایت شده­اند اما در عین حال جرقه­ها و جوهره­ها و پیچیدگی­های روابط انسانی را نیز در یک پیکره­ی مستقل دارند و غالبن مصالح کاری خود را از پیکره­ی شخصیت­هایشان بیرون می­کشند. داستان کوتاه در طول عمر خود فراز و فرودهای بسیاری را پشت سر گذاشته است، با اشکال و فرم­های متفاوت ظاهر شده و ابتکارها و ترفندهای گونه­گونی را آزموده است تا این توانایی را به دست آورده است که به جایگاه امروزین خود دست بیابد و تازگی و طراوت نوع متفاوتی از روایت را حفظ نماید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , ,