شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
صدای ممنوع

«این‌جا سردشت، تنفس یعنی مرگ»

۱۳۹۲ تیر ۰۷

علی اصغر فریدی/ رادیو کوچه

سردشت شاید نقطه‌ای کوچک باشد بر اطلس جغرافیا اما ننگی بزرگ است بر پیشانی بشریت مدرن. از روزی که دنیا چشمانش را بر یکی از سبعانه‌ترین حملات به غیرنظامیان در سردشت بست، ٢۶ سال می‌گذرد، و تا حالا کسی گوشش بدهکار سرفه‌های هفت‌هزار انسان بی‌دفاع سردشتی نیست. هفت‌هزار کودک، مرد و زنی که هیچ نقشی در یک جنگ خانمان‌سوز میان دو حکومت خودکامه نداشتند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

می‌گویند خشونت مرز بین انسان و حیوان را ترسیم می‌کند، اما به‌راستی گاهی اوقات دردناک است که بتوان گفت کدام‌یک از این دو موجود، در دو سوی خط خشونت نشسته‌اند.

قوانین بین‌المللی می‌گویند: در جریان جنگ غیرنظامیان در آن دخالتی ندارند و بنابراین آثار جنگ هم نباید دامن‌گیر آنان شود. طبق مقررات وضع شده در سال ۱۸۷۴ درکنفرانس بروکسل و سالهای ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ درکنفرانس لاهه کشورهای متخاصم ملزم شده‌اند که از سرایت جنگ به افراد غیر نظامی خودداری کرده و افراد غیر نظامی را از صحنه‌ی درگیری خارج نمایند. علاوه برآن از گسترش جبهه‌های جنگ به مناطق مسکونی منع شده‌اند.

sardasht5

اما روز یکشنبه هفتم تیرماه ١٣۶۶ شمسی برابر با ٢٨ ژوئن ١٩٨٧ میلادی هنگامی که عقربه‌های ساعت ١۶:٣٠ دقیقه به وقت تهران را نشان می‌دادند، سفیران مرگ و نیستی زوزه کشان برآسمان سردشت ظاهر شدند و چهار بمب شیمیایی در شهر و سه بمب در روستاهای اطراف فرو ریختند. استفاده از گاز خردل در سردشت یکی از فجیع‌ترین و وحشیانه‌ترین حملات از نوع شیمیایی در جهان بود که بر اثر این حمله غیر انسانی، ١٢٠ تن از مردم بی گناه سردشت جان‌شان را از دست دادند و بیش از هفت هزار نفر مصدوم شدند که بخش قابل توجهی از آن‌ها زنان و کودکان بودند. مصدومینی که بنا به گفته پزشکان و متخصصان باید تا آخر عمر درد و رنج ناشی از عوارض شیمیایی را به دوش بکشند.

کسانی که از این فاجعه انسانی نجات پیدا کردند در حقیقت ماندند تا با چشم‌ها و پوست‌های سوخته و تاول‌زده خاطره سوختن هم‌نوعان‌شان و خاطرات تلخ این جنایت ضد بشری را به نسل‌های آینده منتقل کنند. جنایتی که پشت سر آن، برخی مدعیان حمایت از حقوق بشر قرار داشتند، دولت‌ها و کمپانی‌هایی که تامین کننده سلاح‌های شیمیایی صدام بودند و سهم عمده‌ای در این جنایت بشری داشتند. این فاجعه از رسانه‌های جمعی داخلی و خارجی، نه آن روز و نه حتی سال‌هایی چند پس از آن، بازتاب آن‌چنانی نداشت و لذا فاجعه و خصوصن مصدومین، فراموش شده و به حال خود رها شدند،  این در حالی است که دانش بشری می گوید عوارض ناشی از گاز خردل تا سال‌های متمادی روی انسان‌ها و محیط ماندگار است.

sardasht6

نمی‌توان گفت سهل‌انگاری، اما سکوت شائبه برانگیز جامعه جهانی و سازمان‌های بین‌المللی در قبال بمباران شیمیایی سردشت باعث شد تا درست هشت ماه پس از فاجعه‌ی سردشت، جنایت دلخراش حلبچه روی دهد. وقتی که از سردشت ١٢٠٠٠ نفری بیش از ٧٠٠٠ نفر مصدوم می‌شود و دنیای به‌ ظاهر متمدن سکوت می‌کند، هیچ جای تعجب نیست که این بار جانی و جنایتکار با آرامش خاطر بیشتری در مقابل دیدگان کور دیده‌بانان حقوق بشر، در کم‌تر از یک ساعت پنج‌هزار غیرنظامی دیگر را کمی آن‌سوتر از سردشت، در حلبچه، این بار نه به وقت تهران بلکه به وقت بغداد، به کام مرگ بفرستد و نزدیک به هفت‌هزار تا ده‌هزار نفر را آلوده کند.

اگر در حلبجه به علت گاز سیانور در مدت زمان کمتر از چند ساعت ۵٠٠٠ نفر جان‌شان را از دست دادند، در سردشت اما گاز خردل در طول ٢۶ سال گذشته هنوز قربانی می‌گیرد.

sardasht2

هم جنایت سردشت و هم جنایت حلبچه ادامه سیاست حکومت بعث بود در راستای نسل‌کشی کردها به نام «انفال» که در میان کردها به «انفال بدنام» معروف شده است. انفال نام سوره‌ای از قرآن است که صدام با استناد به آن و با فتوای مفتی‌های عربستان سعودی مال و جان کردها را حلال و کشتن آن‌ها را در سرلوحه‌ی برنامه‌های حکومتش قرار داده بود و پیرو همین برنامه علاوه بر بمباران شیمیایی سردشت و حلبجه، ١٨٠٠٠٠ نفر از بارزانی‌ها و دیگر کردها را زندە در گورهای دسته جمعی در زیر خروارها خاک قتل عام کرد.

جنگ هشت ساله‌ی دو حکومت دیکتاتور اسلامی ایران و حزب بعث عراق که بیش از یکی میلیون نفر کشته و میلیاردها دلار خسارت مالی به بار آورد، فرصت خوبی بود تا هر دو طرف ضرر و زیان و خسارات فراوان و غیر قابل جبرانی به مردم کرد در هر دو سوی مرزهای ایران و عراق وارد بیاورند. جنگی که جدا از خسارات جانی و مالی فراوان بر مردم کرد، سایه‌ی سیاهش را بر مبارزات حق‌طلبانه‌ی آن‌ها نیز انداخت.

sardasht4

سردشت تنها بخشی از تاریخ پر درد و رنج کردهاست، ملتی که بر روی خاک خود غریب و بیگانه به حساب می‌آید و از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم است، و سالیان درازی است که فقط به جرم حق‌خواهی و به دست آوردن حق تعین سرنوشت خود آماج بی‌رحمانه‌ترین حملات قرار گرفتە، خاکش چپاول شده، کوه، مزارع، باغ‌ها و تاکستان‌هایش را به آتش کشانده‌اند، روستاهایش ویران شده، شهرهایش مورد اصابت بمب و ناپالم قرار گرفته تا صدای آزادیخواهی‌اش خفه شده‌اش به گوش نرسد و شنیده نشود.

اگر سران حکومت سرنگون‌شده‌ی بعث با انجام جنایت ضد بشری بمباران شیمیایی سردشت لکه‌ی سیاهی دیگر بر کارنامه‌ی ننگین جنایت‌های خود افزودند، مسوولین ایرانی نیز با بدون کمترین حس مسوولیتی در قبال قربانیان و مصدومین این حادثه باعث شدند که تعداد قربانیان و مصدومین افزایش یابد و شدت این جنایت به حداکثر ممکن برسد.

sardasht1

صد البته نمی‌توان گله‌ای از جمهوری اسلامی و مسوولینش داشت، چون شهروندان درجه دو و یا شاید هم درجه سوم چه اهمیتی می‌تواند برایش داشته باشد، عملکرد ٣۴ سال حکومت اسلامی در کردستان گواه این ادعا است که کردها در ایران از ابتدای‌ترین حقوق خود محرومند.

در همان روزهای اول فاجعه سردشت، جمهوری اسلامی در رسانه‌های جمعی‌اش آمار کشته شدگان را حدود ١٢٠ نفر و آمار مصدومین را «هزاران نفر» اعلام می‌کند و اسامی چندین هزار نفر را به عنوان مصدومین بمباران شیمیایی سردشت به مجامع بین‌المللی می‌دهد، اما تا چند سال پیش خود جمهوری اسلامی با علم به تعداد مصدومین این جنایت فقط ١٩٠ نفر را تحت حمایت اندک مالی و پزشکی قرار داده بود و تا امروز هم پس از سال‌ها دوندگی طی دو سه سال اخیر تعداد افرادی که تحت حمایت پزشکی قرار گرفته‌اند به حدود ٢٨٠٠ نفر رسیده است.

کسی اگر فقط یک ساعت به خاطرات تلخ و درددل‌های بازماندگان و آسیب‌دیدگان آن تراژدی و هق هق گریه‌هایشان گوش بدهد، یاد این جمله‌ی معروف کردها می‌افتد که «کردها دوستی به جز کوهستان‌هایشان ندارند».

برنامه صدای ممنوع با علی اصغر فریدی:

«از پیشمرگایتی تا مجسمه‌سازی»«از پیشمرگایتی تا مجسمه‌سازی»

«بوسه‌ای بر یک کفش»«بوسه‌ای بر یک کفش»

«توسل به مرگ برای رهایی از اهانت»«توسل به مرگ برای رهایی از اهانت»

« جدال مرگ و زندگی برای لقمەای نان»« جدال مرگ و زندگی برای لقمەای نان»

«نگرانی تهران از صلح در کردستان ترکیە»«نگرانی تهران از صلح در کردستان ترکیە»

«ب مثل بیگانه»«ب مثل بیگانه»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. اولدوز - اورمیه
    1

    زنده باد مردم عزیز سردشت، یکی از زیباترین شهرهای غرب آذربایجان