شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
06 October 2016
مثل‌ها و متل‌ها

«شتر دیدی، ندیدی»

۱۳۹۲ تیر ۰۹

مهشید / رادیوکوچه

مردی در صحرا به‌دنبال شترش می‌گشت تا این‌که به پسر با هوشی برخورد، سراغ شتر را از او گرفت. پسر گفت: شترت یک چشمش کور بود؟ مرد گفت: بله. پسر پرسید: آیا یک طرف بار شیرین و طرف دیگرش ترش بود؟ مرد گفت: بله. حالا بگو شتر کجاست؟‌ پسر گفت: من شتری ندیدم .

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

مرد ناراحت شد و فکر کرد که شاید این پسر بلایی سر شتر او آورده و پسرک را نزد قاضی برد و ماجرا را برای قاضی تعریف کرد .

قاضی از پسر پرسید. اگر تو شتر را ندیدی چطور مشخصات او را درست داده‌ای؟

پسرک گفت: در راه، روی خاک اثر پای شتری دیدم که فقط سبزه‌های یک طرف را خورده بود . فهمیدم که شاید شتر یک چشمش کور بود .

shotor

بعد دیدم در یک طرف راه مگس بیش‌تر است و یک طرف دیگر پشه بیش‌تر است. و چون مگس شیرینی دوست دارد و پشه ترشی را نتیجه گرفتم که شاید یک لنگه بار شتر شیرینی و یک لنگه دیگر  ترشی بوده است .

قاضی از هوش پسرک خوشش آمد و گفت: درست است که تو بی‌گناهی ولی زبانت باعث دردسرت شد. پس از این به بعد شتر دیدی، ندیدی .

 این مثل هنگامی کاربرد دارد  که پرحرفی باعث دردسر می‌شود. آسودگی در کم گفتن است و چکار داری که دخالت کنی، پس شتر دیدی ندیدی و خلاص .

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,