شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
27 September 2016
دایره‌ی شکسته

«حقوق برابر، بخش نخست»

۱۳۹۲ تیر ۱۳

 

مهشب­تاجیک/رادیو کوچه

وقتی افراد یک جامعه به طور طبیعی در پی به دست آوردن حقوقی هستند که متعلق به خود می­دانند و این حقوق بدیهی و اولیه به دلیل تضاد با قراردادهای اجتماعی و برساخت­ها حاصل نمی­شود، بدون شک این سوال برایشان پیش می­آید که چه تدابیری باید اندیشیده شود تا آن­چه که خواست یک عده انسان گرچه در اقلیت هم هستند، به دست آید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

مساله­ی مهم­تر از اندیشیدن تدابیر، یافتن راه‌هایی است که در این میان باید پیموده شود تا این مهم حاصل آید. درک اهمیت سلامت جنسی یکی از مسایلی است که به روان سالم انسان پیوند خورده است و دیرینگی این موضوع شاید به قدمت حضور انسان در کره­ی زمین برسد. در بستر جامعه­ای که در آن قضاوت­ها عجولانه و بدون نگاه انتقادی است و روش­های متکی بر عقل و منطق وجود ندارد به مرور زمان باورهایی رشد می‌یابند که  به وسیله‌ی افراد درگیر با این باورها بازتولید نیز می­شود. در حوزه­ی مسایل مربوط به جنسیت، زنان، برابری­های جنسی و احترام به گرایش‌های جنسی در اقلیت، به این دلیل ­که به طور مستقیم بسیاری از باورهای عرفی و اعتقادی اکثریت جامعه را نشانه می‌گیرند، بیشتر مورد قضاوت‌های عجولانه و واپس­زدگی قرار می­گیرند. یکی از این اقلیت­ها که در کشور ما همیشه و به ویژه در سی ساله­ی اخیر عمر حکومت اسلامی، رنج مضاعفی راتحمل کرده و می­کنند، هم‌جنس‌گرایان هستند. البته در سال­های اخیر به مدد گسترش و در دسترس قرار گرفتن اطلاعات و تلاش­هایی که به موازات این آگاهی­سازی انجام گرفته است ذهنیت­های منفی کمی تعدیل شده و  سبب شده است ­که بخشی از این اقلیت جرات این را بیابند که نقاب خود را کنار زده و دست به آشکارسازی بزنند و همین موضوع توانسته است تا وضعیت را کمی بهبود ببخشد.

2013074-Kooche-Mahshab1

البته نباید از یاد برد که شرط لازم و مقدماتی برای آشکارسازی رسیدن به حداقلی از شناخت خود است که این موضوع در بسیاری از همجنسگرایان در زیر لایه­هایی از باورها و اعتقاداتشان مدفون مانده و سبب می‌شود که با فرض اینکه به شناخت کافی از خود برسند نتوانند با تسلط و بی­پروا خود را معرفی کرده و موافقت عمومی را به سمت خود جلب نماید. برای نمونه در جامعه­ی سنتی و بسته­ای مثل ایران هر پدر و مادری داشتن یک فرزند هترو را حق طبیعی خود می­دانند.

در کشور ما زمانی که یک کودک پا به مدرسه می­گذارد با خطر از دست رفتگی روبه­رو می­شود. زیرا واقعی­ها برایش به­گونه­ای کالامحور بازگو می­شود و بازدهی او زیر بار اعمال قدرت سرکوب می­شود و بسته­های آماده­ی کالا را برای هضم به آن­ها می­دهد و انگاره­های پوسیده را برای فرمانبرداری از آن­ها به ذهن و روانشان سر ریز کرده و آن­ها را آماده­ی فرمانبرداری می­کنند. هسته­ی اولیه خانواده متشکل از یک پدر و مادر است که واقعیت مطلوب جلوه می­کند و این مساله با ساختار سلسله مراتبی به سرکوب نیازهای ابتدایی کودکان می­پردازد که تا سالیان، فاز دیگری را هم متصور نشوند تا از آن طریق به شناخت و آگاهی درباره­ی بدن خود، نیازهایشان و گرایش­هایشان دست پیدا کنند و این تاثیر تعصب و اینرسی به تسلط قدرت بر افراد منجر می­شود و این استیلا باعث می­شود افراد در مقابل آن رام شوند و تا سالیان و یا حتا تمام عمر خود به فراموشی و ذوب در کثرت موجود سپرده شوند.

2013074-Kooche-Mahshab2

مرجان یک‌بار ازدواج کرده و جدا شده است. خودش معتقد است که شوهرش مرد خوبی برای یک زندگی استریتی بوده است. اما او که از ازل هم‌جنسگرا بوده نتوانسته این استایل از زندگی را بپذیرد. او می­گوید از وقتی خودش را شناخته به زنان علاقه بیشتری را حس می­کرده است و همیشه و هر ساله در مدرسه عاشق یکی از دوستانش یا معلمانش بوده است و برای آن­ها شعرها و نثرهای عاشقانه می‌نوشته است. وقتی به سال سوم دبیرستان می­رسد، با یک‌نفر که هم‌گرایش خودش بوده است دوست می­شود و اولین رابطه­های جنسی خود را تجربه می­کند. مرجان در طی این سال­ها با پسران نیز ارتباط داشته است ولی هیچ‌گاه با این­که آن­ها خوب بودند، نتوانسته است ارتباط عمیقی با هیچ­کدامشان برقرار کند. او معتقد است از وقتی خود را می­شناسیم، مفهوم خانواده را برای ما در قالب یک زن و مرد تعریف می­شود. در واقع آموزش مانند یک امر خطیر است با وسواسی مسلط با بهره­گیری­های از تکنیک‌های تربیتی به یک سرمایه­گذاری مطمئن دست می­زند برای این­که بتواند افراد مختلف را سری دوزی تحویل اجتماع دهد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,