شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
30 August 2016
دایره‌ی شکسته

«هنرمند خودانگیخته»

۱۳۹۲ تیر ۱۶

 

 

مهشب­تاجیک/ رادیو کوچه

«ادگار دگاس» هنرمند معروف فرانسوی است که نقاش، مجسمه­ساز و طراح بود. وی به عنوان یکی از بنیان­گذاران امپرسیونیسم شناخته شده است با این­که خودش این نکته را تکذیب می­کند و ترجیح می‌دهد به عنوان یک رئالیست شناخته شود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

وی هم‌چنین به عنوان یک طراح بسیار عالی در زمینه­ی طراحی رقص نیز شناخته شده است. این موضوع نشان­دهنده­ی میزان سلطه وی بر نمایش حرکت در سوژه­هایش است .نقاشی­های پرتره­ی وی به عنوان اثری زیبا در هنر محسوب می­شود. «ادگار دگاس» آرزو داشت به عنوان یک نقاش تاریخی شناخته شود به خصوص که در زمینه­ی هنر کلاسیک آموزش فراوانی دیده بود و تحصیلات آکادمیک داشت .زمانی که در سن سی سالگی بود روش خود را در زمینه­ی کارهای سنتی از دیدگاه نقاشی تغییر داد و این تبدیل دگاس به طور سنتی مابانه­ای­ با امپرسیونیست­ها هم‌بسته و هم پیوند شد و از راه­های جدید برای ثبت زندگی مدرن طرفداری کرد . مانند بسیاری از هنرمندان روزگار خود به زندگی آسوده و تن­پروری طبقه بورژوای فرانسه توجه کرد و موضوع مورد علاقه­ی وی از رقص و مسابقه اسب­سواری تا کافه و کارگاه­های آموزشی گسترده شده است .کلاس­های رقص باله یک موقعیت ممتاز و وسیع را برای دگاس فراهم کرد تا بتواند «بدن انسان» را از نظر موقعیت­هایش در فعالیت و استراحت مورد بررسی و آموزش قرار دهد .وی هم‌چنین یک عکاس بسیار مشتاق است که از لحظات آنی و ناگهانی و موقعیت­های د‌ل‌خواه خود عکاسی می­کر­د . دگاس به مجسمه­سازی نیز روی آورد تا میزان اشتیاق خود را به فرم و حالت­های بدن انسان نشان دهد.

2013077-Kooche-Mahshab1

«ادگار دگاس» در پاریس به دنیا آمد و بزرگترین فرزند از پنج فرزند بانک‌دار بود که خانواده ثروتمندی را تشکیل می­دادند. در سن یازده سالگی مدرسه­ی خود آغاز کرد و در سال ١٨۵٣ با مدرک ادبیات فارغ‌التحصیل شد. مبادرت جدی وی به نقاشی در سنین جوانی در او شکل گرفت. در سن ١٨سالگی اتاق خود را به یک استودیو نقاشی تبدیل کرد و شروع به کپی کاری در «لوور» نمود در حالی که پدرش اصرار داشت که وی حقوق بخواند. برحسب وظیفه در رشته­ی حقوق دانشگاه پارس در نوامبر ١٨۵٣ ثبت‌نام کرد ولی در این زمینه تلاشی از خود نشان نداد. در ١٨۵۵ با «ژان­اگوست­دومینیک­انگر» ملاقاتی داشت و توسط او به کشیدن خط­های متعدد در نقاشی­اش تشویق شد. دگاس در جولای ١٨۵۶ به ایتالیا سفر کرد و به مدت سه سال در آن‌جا اقامت گزید. آن‌جا بود که شروع به کپی نقاشی­های نقاش­های رنسانس کرد. در همین دوران بود که وی شروع به بررسی در زمینه­ی هنر آکادمیک نمود و سپس در سال ١٨٧٣ به پاریس بازگشت.

در سن ١٨سالگی اتاق خود را به یک استودیو نقاشی تبدیل کرد و شروع به کپی کاری در «لوور» نمود در حالی که پدرش اصرار داشت که وی حقوق بخواند

  در همان سال پدرش درگذشت و در بررسی دارایی­ها و املاک مشخص شد که برادرش رنه در امر تجارت­های متعددی که داشت بدهی سنگینی بالا آورده است. برای حفظ نام و آبروی خانواده او مجبور به فروش خانه و تمام کارهای هنری شد که به وی به ارث رسیده بود تا حدی که مجبور به فروش آثار هنری خودش برای کسب درآمد شد. بعد از آن به گروهی از هنرمندان جوان پیوست که به دنبال نمایش­های اجتماعی آزاد بودند. اولین نمایش‌گاه آن­ها که به عنوان نمایش‌گاه امپرسیونیسم شناخته شد، در سال ١٨٧۴ بنا شد. بعد از آن تا سال ١٨٨۶ هفت نمایش‌گاه دیگر از طرف آن­ها برگزار شد که او در این نمایش‌گاه­­ها نقش تنظیم­کننده را به عهده داشت و آثارش را در تمامی آن­ها به جز یکی به معرض نمایش گذاشت. وی از نظر سبک نزدیکی زیادی به سبک مونه و سایر نقاشانی که منظره را به تصویر می­کشند داشت .به علت رفتار اجتماعی محافظه­کارانه­ای که داشت، از رسوایی و بدگویی­های حاصل از نمایش‌گاه­ها نفرت داشت و همیشه برچسب امپرسیونیست بودن را رد می­کرد .امپرسیونیسم بین سال­های ١٨۶٠ تا ١٨٧٠ شکل گرفت و رشد یافت. امپرسیونیست­ها واقعیت­های زندگی و دنیای اطراف خود را به وسیله رنگ­هایی با روشنایی خیره کننده به تصویر می­کشیدند  و به طور اصولی تمرکزشان بر تاثیر نور بود و امیدوار بودند که نقاشی­هایشان بی­درنگ تاثیرگذار و القا کننده باشد.

2013077-Kooche-Mahshab2

در محدوده دهه­ی ١٨۶٠ «ادگار دگاس» نقاشی­هایش را از حالت ابتدایی به حالت تاریخی تغییر داد که بر اساس مشاهدات عینی وی از همان دوره زندگی خودش بود. مسابقات اسب­سواری موقعیتی را برای وی فراهم کرد تا بتواند اسب­ها و اسب­سوارها را در حالت­های مدرن و جدید به تصویر بکشد. وی هم‌چنین شروع به کشیدن زن­ها در حالت کار کردن، کلاه فروشی یا شست و شو کرد. نمایش‌گاهی از وی در سال ١٨۶٨ برپا شد و اولین کار بزرگ وی برای معرفی سبک ویژه و جدیدی که برگزیده بود، محسوب می­شد. در بسیاری از نقاشی­های مربوط به رقصنده­­­ها که نشان­دهنده­ی پشت صحنه یا جلسات تمرین بود دگاس آن­ها را به تصویر کشیده بود. او در اواخر عمرش به عنوان یک هنرمند مهم شناخته شد و یکی از بنیان­گذاران امپرسیونیسم محسوب می­شد. اگر چه کارهای وی در بسیاری از موارد مرزها را می­شکست، درگیری وی با سایر ویژگی­هایی که امپرسیونیست­ها داشتند و نمایش‌گاه‌های آن­ها، نقاشی­های زنده و پویای وی و طرح­هایی که از زندگی روزمره و فعالیت‌های روزانه می­کشید، و تجربیات رنگی وی، نهایتن وی را در مسیر امپرسیونیست­ها قرار می­داد و او را تبدیل به یکی از بزرگترین هنرمندان آن دوره کرد .نقاشی­ها، طرح­ها، مجسمه­ها و کارهای هنری دگاس که در بسیاری از موارد حتا در نمایش‌گاه­ها نیز آن‌ها را شرکت نمی­داد، بعد از مرگ وی کشف شدند و در حال حاضر در بسیاری از موزه­های جهان در معرض دید عموم هستند .با این­که دگاس از نظر بینایی دچار مشکل بود، ولی نقاشی­های بسیار زیبا و خارق­العاده­ای کشیده است که مورد تحسین و توجه قرار گرفته است.

منبع: مجله­ی آرت کالت

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , ,