شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
11 September 2016
دایره‌ی شکسته

«جامعه‌های جنس‌گرا»

۱۳۹۲ تیر ۱۸

 

مهشب­تاجیک/رادیو کوچه

بحث جنبش لزبین، گی، دوجنس‌گرایی، فراجنسیت­گرایی و جنسیت­های چالش­برانگیز و در واقع ال‌ جی بی‌ تی مخفف واژگان (Lesbian ،Gay ، Bisexual، Transgender، Questioning)، مرتبط به جنبش­های متفاوت و ژرفی است که حاصل هم‌سویی و هم‌گرایی تفاوت­های مطرح در باب مساله­ی تنوعات جنسیتی و تمایلات جنسی است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

همجنس‌گرایی و دوجنس‌گرایی به جهت­گیری جنسی افراد مرتبطند در حالی­که فراجنسیت­گرایی درباره­ی تعاریف مربوط به جنسیت است. این تفاوت­ها برخی اوقات به شکل دیگری مطرح  می­شوند. در طول مدت­های مدیدی این جنبش­ها برای آگاهی و آزادی بارها به یکدیگر پیوند خورده­اند و عمومن تحت عناوین جنبش­­های لزبین، گی، فراجنسیت­گرایی و جنسیت‌های چالش برانگیز شناخته شده­اند. اصطلاح دیگری که در میان جوانان عمومیت یافته است «کوییر» نام دارد. واژه­ی «کوییر» به خصوص به پیشرفت و هدایت هویت جامعه و گروهی اشاره می­کند که زندگی جنسی و هویت­های اجتماعی جسمانی خود را به تمامی از مسیر اصلی دگرجنسگرایی سوا کرده­اند.

در نقطه­ی تقابل این جنبش­ها همجنس‌گراستیزی یا هموفوبیاست که سال­هاست افراد جامعه­ی «کوییر» را تحت ستم خود قرار داده است. در واقع حضور جنبش­هایی که تحت عناوین بالا نام برده شد، ما را به این آگاهی می­رساند، دگرجنس‌گرایی مطلق و یا همجنس‌گراترسی یا هموفوبیا نه تنها افراد «کوییر» را تحت ستم قرار می­­هد بل­که هر دو بخش اصلی از بافت حاکم بر مردم در نظامی هستند که به سلسله‌ای از روابط، کنش­ها، نهادها و گفتمان­های یکسان اجتماعی معتقدند. هم‌چنین در این فرآیند با تعاریفی تحت عنوانHeterosexism ، دگرجنسگرایی، متعارف بودن و روابط طبیعی به طور پیوسته تاکید می­کند که دگرجنس‌گرایی به مثابه یگانه روشی در میان انسان­هایی که می­توانند با یکدیگر روابط جنسی داشته باشند. این روابط تنها روابط بر حق است و روابط جنسی افراد تنها باید بر اساس این مرزها بنا نهاده شود.

2013079-kooche-Mahshab2 (2)

در سوی دیگر ماجرا با استفاده­ی مکرر از واژه­های نامشروع، ناپسند، غیرطبیعی و  غیرعادی این روابط را به حاشیه رانده و آن را به صورت نامریی درآورده­اند. استفاده از واژه­هایی هم‌چون بیماری، گناه، غیراخلاقی بودن در واقع همان هموفوبیای جاری است. زیرا این مساله سال­هاست که توسط جامعه­ی پزشکان و روانشناسان از لیست بیماری­ها خارج شده است. با این حال افراد جامعه­ی ال جی بی تی  که سراسر مرزهای نژادی، طبقاتی، قومی و دینی متفاوت را در بر می­گیرند، در سراسر جهان به شدت مورد آزار قرار گرفته­اند و هنوز کماکان زندانی و یا حتا اعدام می­شوند.

نیازی به گفتن نیست که دگرجنس‌گرایی و همجنس‌گراترسی به طور ریشه­ای و عمیق با پدرشاهی پیوند می­خورد. تصادفی نیست که خشونت بر علیه افراد گی و لزبین در زمانی رخ می­دهد که خشونت بر علیه زنان نیز افزایش می­یابد. کتک زدن علت اصلی آسیب، تجاوزات و تصادفات ساختگی است که زنان سال­هاست متحمل می­شوند و با جامعه­ی ال جی بی تی نیز به دلیل همان شکستن مرزهای پدرشاهی همان برخوردها می­شود. سواستفاده­های روانی و جسمانی از زنان عالم‌گیر است. تعریف زنان و مردان به عنوان افرادی در تضاد با یکدیگر نیز جزو همین اقدامات است. پدرسالاری از طریق پدرشاهی و با توسعه دگرجنس‌گرایی مدعی سلطه و برتری خود بر زنان، افراد گی و لزبین و به طور کلی­تر جامعه­ی ال جی بی تی و افرادی است که هنجارهای او را زیر سوال می­برند. افرادی که از نظر یک جامعه­ی پدرسالار افرادی  با خصوصیات مادون هستند که آن­را منتسب به افرادی مانند زنان و جامعه‌ی ال جی بی تی می­نماید. روابط نظام پدرشاهی دچار ایستایی و صلبی بودن هستند و با سلطه و انقیاد توصیف می­شوند. بنابراین پدرشاهی از بنیاد درباره­ی مساله روابط اجتماعی است که به طور اجتماعی و تاریخی ساخته می شوند.

2013079-kooche-Mahshab2

گرچه انسان‌ها زن و مرد به دنیا می آیند، اما تنها یک راه برای زن و مرد بودن بیشتر وجود ندارد و نیز تنها یک راه برای ارتباط زنان و مردان با یکدیگر وجود دارد. روابط پدرشاهی با مصرف زنان به مردان امتیازات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی فراوانی می­بخشد. بدون پرداختن به جزییات یکی از نتایج این امر تفکر و رفتاری است که مردان را نه تنها از زنان متفاوت بل­که برتر می­گرداند. از این برتری نظام تقسیم کاری بر می­خیزد که طی آن مردان جهت توسعه قدرت­های عقلانی و وظایف مرتبط با این واقعیت پرورش می­یابند .در حالی­که زنان برای توسعه حساسیت عاطفی جهت حمایت و پرورش کودک و باروری اجتماعی می­گردند و این تقسیم کار به طور دایم توسط فرهنگ مسلطی که ما را احاطه نموده، تقویت می­گردد.

دسته­بندی مردهای واقعی  و  زن­های واقعی دگرجنس‌گرا، همجنس‌گرا، لزبین و دوجنس‌گرا دسته­بندی هایی هستند که به طور ذاتی تنها می­توانستند از جامعه پدرشاهی جنس­گرا برخیزند. جامعه­ای که از یک طرف با انسانیت­زدایی از زنان آن­ها را در روابط با مردان مادون مطیع و تسلیم تعریف نمود و از طرف دیگر با بیگانه نمودن مردان از بدن­های خود جهت اجرای کارکردهای نظامی، سیاسی و  اقتصادی­شان آن‌ها را از لحاظ عاطفی عاجز نمود. در جامعه­ای که مردان بر زنان ستم روا ندارند و بیان جنسی از احساسات پیروی نماید، دسته­بندی­های دگرجنس‌گرایی و همجنس‌گرایی نابود خواهند شد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,