Saturday, 18 July 2015
02 December 2020
در ولایت بلخ

«آرامگاه ملا محمد جان، عارف مشهور افغانستان عمارت شد»

2013 July 13

 

احمد نوید پویان/ رادیو کوچه / بخش افغانستان

آرامگاه «ملا محمد جان» که نام او در گوش چندین نسل افغانستان، منطقه و جهان آشناست و آهنگ «ملا محمد جان» شکوه بلخ و نوروز را معرفی کرده، پس از سال‌ها در نتیجه تحقیق جوان بلخی بنام «بشیر شیوا» شناسایی شد و پس از تلاش‌های پی‌گیر او و مسوولان محلی ولایت بلخ آرامگاه این عارف به هزینه  ١٠٠.٠٠٠  هزار دالر آمریکایی به کمک مالی «عطا محمد نور» والی بلخ اعمار و افتتاح شد.

 «ملا محمد جان بلخی» در دهه ۹۷ رهسپار هرات شده و در آن‌جا با دختری بنام «عایشه» ازدواج کرده و با سپری کردن یک زمان، راهی بلخ شده و در این‌جا دنیا را وداع گفته و از دیر زمان بود که از این مرد عارف کدام نشانی نبود.

از سوی هم «صالح محمد خلیق» رییس اطلاعات فرهنگ ولایت بلخ می‌گوید: «بلخ با توجه به زادگاه ده‌ها شاعر و عارف نام‌دار جهان یکی از مناطق پرافتخار، کهن و معنوی افغانستان است. اما متاسفانه درطول دوره‌های تاریخی نه تنها که در بخش حفظ آبدات تاریخی آن کار چشم‌گیر نشده بل در برخی از برهه‌های تاریخی افراد متعصب دست به ویرانی قصدی آبده‌های تاریخی زده‌اند.»

رییس اطلاعات فرهنگ ولایت بلخ با بیان این‌که در ولایت بلخ بیش از ۵۰ اثر باستانی-کهن وجود دارد، افزود برخی از آبدات باستانی در این ولایت در حالت نابودی قرار دارند.

آقای «خلیق» از نهادهای کمک کننده داخلی و خارجی و هم‌چنین از بازرگانان افغانستان می‌خواهد که برای بازسازی اثر‌ها و بناهای تاریخی سرمایه گذاری کرده و نگذارند آفات طبیعی و هم قاچاق‌بران دست به تخریب این آبدات بزنند.

1

حتمن ترانه به یاد ماندنی «ملا ممد جان» رو شنیده‌اید، اما بد نیست داستانی که درباره آن نقل شده را نیز بخوانید.

در عصر «امیرعلی شیر نوایی» مدارس متعددی در هرات تاسیس شد و دانش‌آموزان در این مدارس به تحصیل علم می‌پرداختند. گفته می‌شود در شمال هرات مدرسه‌ای بود و یکی از دانش‌آموزان مدرسه به نام «ملا ممد جان» هر روز از آن‌جا تا چشمه قلمفور می‌آمد و درس صرف حفظ می‌کرد و با رسیدن به چشمه وضو می‌گرفت و نمازش را می‌خواند.

یکی از روز‌ها «عایشه» دختر یکی از نظامیان دربار «تیموریان» به همراه دوستانش برای بردن آب به نزدیکی چشمه آمد که از قضا «ملا ممد جان» هم آن‌جا بود و آن‌دو یکدیگر را دیدند و عاشق شدند.

 «ملا ممد جان» از پدر «عایشه» او را خواستگاری کرد ولی چون بضاعت مالی مناسبی نداشت، پدر دختر راضی نشد. سرانجام «ملا محمد جان» همراه با معشوقه‌اش نذری بر عهده گرفتند در صورتی‌که ازدواج آنان صورت گیرد، مدتی را در مزار حضرت علی باشند و آن‌جا خدمت کنند.

هر روز عایشه در کنار چشمه قلمفور می‌رفت و این ترانه را زمزمه می‌کرد:

بیا که بریم به مزار ملامحمد جان

سیل گل لاله زار واه واه دلبرجان

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,