Saturday, 18 July 2015
01 December 2020
مثل‌ها و متل‌ها

«چوب توی آستین کردن»

2013 July 14

مهشید / رادیو کوچه

هرگاه‌ کسی در مقام معارضه و مبارزه بالاتر و قوی‌تر از خود برآید از باب هشدار و تهدید به او گفته می‌شود:  با او درنیفت، چوب توی آستینت می‌کند. یا به شکل دیگر می‌گویند: طرف قوی است. حریفش نیستی و چوب توی آستینت می‌کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

به طوری که در کتب تاریخی نوشته شده در زمان‌های قدیم که حکومت استبدادی و خودکامی و خودکامگی همه‌جا حکم‌فرما بود، محکومان وگناه‌کاران را به انواع و اقسام مختلفه تنبیه و مجازات می‌کردند تا درس عبرتی برای سایرین باشد و خیال طغیان و سرکشی و تجاوز به حقوق دیگران را در سر نپرورانند.

تنبیه و مجازات به تناسب شدت و ضعف جرم گناه‌کاران به سه شکل انجام می‌گرفت. مجازات مرگ، مجازات قطع و نقص عضو، مجازاتی که موجب درد و ناراحتی می‌شد.

اگرچه درعصرحاضر محکومان به اعدام را به وسیله چوبه‌دار یا تیرباران یا در اطاق گاز و یا روی صندلی الکتریکی اعدام می‌کنند، ولی انواع و اقسام مجازاتی که در ادوار گذشته منتهی به مرگ محکوم می‌شد عبارت بود از: سربریدن، شکم دریدن، طناب در گلو انداختن و خفه کردن، شقه کردن، از کمر دو نیمه کردن، زنده پوست کردن و…

مجازات قطع و نقص عضو که درباره محکومان درجه دوم به کار می‌رفت عبارت بود: چشم ازحدقه درآوردن، آهن آتش جلوی چشم عبوردادن که نور روشنایی چشم را از دست می‌دادن ، دست و پا و گوش و بینی بریدن، دندان شکستن، لب دوختن و… که منتهی به مرگ نمی‌شد ولی محکوم بی‌چاره دچار نقص عضو می‌گردید.

timthumb2013

مجازات محکومان درجه سوم عبارت بود از: چوب‌ و تازیانه بر کف‌پای محکوم زدن، وارونه از درخت آویزان کردن، وارونه روی دو دست ایستادن، روی یک‌پای ایستادن و بالاخره چوب توی آستین محکوم کردن و مدتی او را به آن شکل برپای نگه می‌داشتن.

طرز و ترتیب کار این بود که دو دست محکوم را به شکل افقی نگاه می داشتند و آن‌گاه چوب محکم و غیر قابل انحنایی را به موازات دست‌های محکوم از آستین لباسش عبور می‌دادند و از آستین دیگر خارج می‌کردند. سپس مچ دست‌ها و انتهای آستین محکوم را با طنابی محکم به آن چوب می‌بستند به قسمتی که دست‌ها به حالت افقی باقی بماند و نتواند آن را به چپ و راست و بالا و پایین حرکت دهد.

محکوم را با توجه به کیفیت و اهمیت خلافی که از او سرزده باشد مدتی به این شکل و در فضای باز نگاه می‌داشتند تا پشه و مگس و سایر حشرات مزاحم و چندش آور، بر سر و صورتش بنشینند و او نتواند آن‌ها را از خود دفع کند.

مجازات چوب توی آستین کردن اگر چه مرگ‌آور نبود و موجب نقص عضو نمی‌شد ولی پیداست که دست‌های محکوم بر اثر سکون و بی‌حرکت بودن رفته‌رفته کرخت و بی‌حس می‌شد و مخصوصن هجوم و حملات پشه‌ها و مگس‌ها برسر و صورتش چنان ناراحت کننده و چندش آور بود که دیر زمانی نمی‌گذشت که فریادش به آسمان بلند می‌شد و از عمل خلافش اظهار ندامت و پشیمانی کرده طلب عفو و بخشش می‌کرد .

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۲ Comments


  1. usef
    1

    برنامه ی جالبی بود، درود بر شما. من رو یاد واژه ی “فلکه” که در برخی شهر های ایران به جای میدان استفاده میشود می اندازم . شنیدم که این واژه با تنبیه چوب و فلک در قدیم ارتباطی دارد. اگر ممکن است برنامه ای در این باب هم تهیه کنید.اگر پرسشی در این رابطه دارید خواهش میکنم با ای میلم تماس بگیرید. بادام نمی آید در این باره ی این موضوع تحقیقی کنم باز هم سپاس.


    1. Hooman
      2

      man ham in ro jaayi khoondam. zaaheran falake haa dar ghadim makaane mojaazaat boodeh