Saturday, 18 July 2015
27 November 2020
جاده‌ی یک طرفه،قسمت اول

«کوچ اجباری»

2013 July 14

شادیار عمرانی / رادیو کوچه

مصاحبه ای با پناهجویان ترکیه

در این برنامه مهدی آمیزش، فرشته ناجی حبیب زاده، جمشید بابایی، حمید شاهسیاه

از این پس روزهای شنبه، مجموعه مصاحبه‌هایی را با پناهجویان، در برنامه‌ی «جاده‌ی یک طرفه» به میزبانی «شادیار عمرانی» خواهید شنید. مصاحبه‌شونده‌ها از پناهندگان و پناهجویانی هستند که در شرایط نامساعدی زندگی می‌کنند و بدون در نظر گرفتن نوع و علت پناهندگی و یا گرایش سیاسی‌شان انتخاب شده و خواهند شد. بدیهی است، مسوولیت صحت و سقم ادعاهای مطرح شده توسط طرف‌های مصاحبه، بر عهده ایشان است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

ماده ۱۴ اعلامیه حقوق بشر: هر انسانی سزاوار و محق به پناهجویی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای پناه دهنده در برابر پیگرد قضایی است.

ماده ۱۵ اعلامیه حقوق بشر: هیچ احدی را نمی بایست خودسرانه از تابعیت [ملیت] خویش محروم کرد، و یا حق تغییر تابعیت [ملیت] را از وی دریغ نمود.

آنها به میل خود نیامده‌اند. بسیاری از آن‌ها با طی مسیر جاده‌ای سی و چند ساعته و عبور از چندین بازرسی امنیتی پیش و پس از مرز، خود را به اولین نقطه‌ی امن رسانده‌اند: کشور ترکیه.

فرشته ناجی : «بیشترین سختی خانم‌ها معاش است»

از پس از انقلاب ۵۷ و روی کار آمدن حکومت اسلامی در ایران بسیاری از ایرانیان مجبور به کوچ به دیگر نقاط دنیا شده‌اند. در روزهای آغازین انقلاب و به خصوص پس از فروردین ۵۸ که اسلام‌گرایان با شعار «حزب فقط حزب‌اله، رهبر فقط روح اله» حکومت تمامیت‌خواه اسلامی را در ایران پایه‌گذاردند، این کوچ اجباری آغاز شد. در ابتدا، این خانواده‌های عمدتا اشراف و نزدیک به سلطنت پهلوی، مرفهین، نظامیان و ارتشیان، و هنرمندانی که حالا دیگر پیشینه‌ی هنری آن‌ها از سوی حکومت اسلامی به معاندت با اسلام و تبلیغ فحشا تعبیر می‌شد بودند که از ترس جان به کشور‌های غربی گریختند. با آغاز جنگ و بعد از کشتار دهه‌ی شصت، که با هدف تک حزبی کردن ایران و سرکوب احزاب عمدتا چپ صورت گرفت، این کوچ اجباری با شرایطی سخت‌تر ادامه یافت. خروج از مرزها دیگر به آسانی سابق نبود و کسانی که مجبور به ترک ایران می‌شدند با کمترین پول و امکانات راهی مسیری بی بازگشت می‌شدند. صحبت مرگ و زندگی بود.

 از بالا، سمت راست: آقایان بابایی، شاهسیاه، آمیزش و خانم ناجی حبیب‌زاده

از بالا، سمت راست: آقایان بابایی، شاهسیاه، آمیزش و خانم ناجی حبیب‌زاده

با گذشت چهار دهه از روی کار آمدن حکومت اسلامی در ایران اوضاع برای فعالان سیاسی روز به روز سخت‌تر شده است. حالا حتا نویسندگان، روزنامه‌نگاران، دانشجویان، هنرمندان، و یا حتا مردم عادی معترض نیز در معرض اتهام اقدام علیه امنیت ملی و معاندت با رهبری قرار می‌گیرند. فعالان مدنی و اجتماعی، اقلیت‌های دینی و قومی، نوکیشان و دگرباشان علاوه بر فشارهای اجتماعی در خطر محاکمه در دستگاه‌های قضایی اسلامی قرار دارند. اینکه منتظر صدور چه حکمی باشند دور از ذهن است. حکم‌های سنگین برای اتهاماتی که گاهی جز ادعای مدعی العموم و پرونده سازی‌ها بر اساس گزارش بازجویانی که با اعمال فشارهای جسمی و روحی اعتراف می‌گیرند سند معتبر دیگری ندارند. این روزها کسی در ایران در امان نیست.

مهدی آمیزش: «ما هیچ‌گونه حقی در ترکیه نداریم»

به تبع سخت‌تر شدن شرایط در ایران، شمار پناهجویان ایرانی به کشورهای دیگر بیشتر و بیشتر شده است. ترکیه به عنوان نزدیک‌ترین کشور همسایه‌ی ایران، با توجه به این‌که ورود به آن نیازی به اخذ روادید ندارد، برای شمار بسیاری از این پناهجویان اولین مقصد ممکن برای پناه‌خواهی از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل است. اما ترکیه، برای این پناهجویان سواحل آنتالیا، کلوپ‌های شبانه‌ی بدروم، طبیعت بی بدیل‌مارماریس، لنگرگاه رومانتیک ازمیر، و یا حتا تفرجگاه‌های استانبول نیست. آن‌ها به شهرهای کوچک و عمدتا دور از مراکز توریستی ترکیه فرستاده‌ می‌شوند؛ جایی که مردم بومی آن‌جا هم خود با پایین‌ترین استاندارد زندگی، وضع و حال چندان مرفهی ندارند. این پناهجویان از هیچ حقی در این کشور برخوردار نیستند بعلاوه که اجازه‌ی خروج از این شهرها را نیز ندارند. بسیاری از این پناهجویان گذشته از شرایط سخت و طولانی گذراندن روند پذیرفته شدن به عنوان پناهنده و تعیین کشور سوم برای اسکان آن‌ها، با شرایط سخت معیشتی نیز دست و پنجه نرم می‌کنند.

حمید شاهسیاه : «ما می‌خواهیم که نماینده‌ای از سازمانی بیاید و با ما گفت‌وگو کند»

از این رو بر آن شدیم که طی چند سری برنامه به مشکلات پناهجویان ایرانی در ترکیه و کشورهای نظیر بپردازیم تا صدای ناشنیده‌ی آن‌ها شویم. باشد که سازمان‌ها و نهاد‌های حقوق بشری، فعالان این حوزه و وکیلان مهاجرت و پناهندگی نظر دقیق‌تری به شرایط این پناهجویان داشته باشند و در جهت رفع مشکلات آن‌ها قدمی بردارند. در سری اول این برنامه به ترتیب با «مهدی آمیزش (سلیمی والا)» فعال حقوق کودک، «فرشته ناجی حبیب‌زاده» روزنامه‌نگار، «حمید شاهسیاه» فعال سیاسی، و «جمشید بابایی» فعال سیاسی گفتگو کرده‌ام. آن‌ها از مشکلاتی سخن گفته‌اند که حتا بازگو کردن آن‌ها شأن و کرامت انسانی را زخمی می‌کند.

جمشید بابایی :«چرا بچه‌های سیاسی را این‌جا زمین‌گیر می‌کنید؟»

در برنامه‌ی بعدی با این پناهجویان درباره علت خروجشان از ایران و ورود به خاک ترکیه گفتگو می‌کنم. هر کدام از ایشان از بخشی از جامعه‌ی ایرانی آمده‌اند که مسیری متفاوت را پیموده‌اند؛ مسیری که شاید تنها در ایران شرایط را به گونه‌ای رقم بزند که راهی جز انتخاب مسیر سخت پناهجویی باقی نگذارد.

این تجربه‌ای تلخ است، تجربه‌ای که اگر این پناهجویان امروز آن‌ را به جان می‌کشند شاید روزی هر یک از ما مجبور به تحمل آن باشیم. برای بسیاری دیروز، برای برخی شاید فردا.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , ,