Saturday, 18 July 2015
01 December 2020
پس‌نشینی تند

«کهنه دلق آتش گرفته»

2013 July 15

 

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

بالاخره و پس از مدت‌ها انتظار رای دادگاه دروایش و وکلای آن‌ها از سوی دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی یکی از بدنام‌ترین قضات چند سال اخیر، اعلام شد و همانطور که انتظار می‌رفت همگی این افراد به اتهام جرایم واهی هم‌چون تشکیل گروه غیر‌قانونی به قصد برهم زدن امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری و معاونت در اخلال در نظم عمومی، با سنگین‌ترین مجازات‌های ممکن روبرو شده‌اند. ریشه‌ی این همه برخوردهای تند و تیز و بی‌رحمانه جمهوری اسلامی با اهل تصوف و عدم تحمل نظام در چیست.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

مشکل جمهوری اسلامی با تصوف مشکلی دیرینه است که ریشه در دو نوع نگاه متفاوت به دین اسلام دارد. فقها و عرفا از دیرباز بر سر برداشت خود از دین، با هم در ستیزی پنهانی بوده‌اند و اقبال عمومی به تصوف هیچ‌گاه از سوی فقهای متشرع مورد پذیرش واقع نشده و هرگاه توانسته‌اند زهر خود را به دراویش ریخته‌اند. با برقراری جمهوری اسلامی و حاکمیت نظریه‌ی ولایت فقیه بر کشور، این رقابت به نوعی جدی‌تر هم شد چرا که اگر بخواهیم از جنبه‌ی ارادت و مرید و مرادی بنگریم شباهت‌هایی هر چند ظاهری اما فراوانی میان تصوف و ولایت فقیه دیده می‌شود که شاید مهم‌ترین آن سرسپردگی و اطاعت محض و بی‌چون و چرا از ولی در نظریه‌ی ولایت فقیه، و از پیر و مراد و قطب در تصوف است.

a1

از همین روست که از همان دوران رهبری «روح‌اله‌ خمینی» او و طرفدارانش بنای ناسازگاری را با دراویش گذاشتند چرا که نمی‌توانستند بپذیرند که در میان مسلمین نه یک ولی فقیه که ده‌ها ولی و پیر و مراد وجود داشته باشد. «روح‌اله خمینی» البته با درایت خود و آگاهی از قدرت و گسترش فرق متصوفه در ایران به خوبی دریافته بود که ستیز آشکار با این طریقت و حامیانش راه به جایی نخواهد برد. پس شیوه کج‌دار و مریض را با آنان در پیش گرفت.

«سید علی خامنه‌ای» اما از نظر شخصیتی کسی نبود که به هیچ عنوان بتواند فردی را در حد و اندازه‌هایی که خود را باور داشت بپذیرد. او که به سبب تجارب شخصی خود از رفت و آمد و نشست و برخواست با بزرگان تصوف در مشهد و پیش از انقلاب اسلامی از میزان ارادت دراویش نسبت به بزرگان خود به خوبی آگاه بود به هیچ وجهی نمی‌توانست محبوبیت قطب و پیر این فرق را بربتابد از همین رو بود که برخورد با متصوفه در دوران رهبری او در جمهوری اسلامی شتاب و شدت بیشتری گرفت. یکی دیگر از علل برخوردهای تند با اهل تصوف در ایران در تصویری بود که آنان از اسلام ارایه می‌دهند.

a2

این نگرش با سخت‌گیری کمتری که در شرعیات، فقهیات و دخالت در امور فردی و شخصی افراد می‌کرد و مدارای بیشتری که نسبت به مقوله‌هایی چون هنر و به ویژه موسیقی داشت، توانسته بود پس از انقلاب بسیاری از جوانانی را که از برخوردهای خشن و غیرقابل انعطاف فقها خسته و سرخورده شده بودند به سمت و سوی خود جذب کند و این به معنای رقابت با نهاد رسمی دین یعنی روحانیت و مراجع بود.

مشکل بزرگ دیگر جمهوری اسلامی با تصوف به قرائت سیاسی از اسلام باز می‌گردد. روحانیون سنتی سال‌ها تلاش کرده‌ بودند تا جامعه‌ی مطلوب را در غالب نظریه‌ی اسلام سیاسی که توانایی حکومت بر مردم را داشته و آن‌ها را به سعادت دنیوی و اخروی برسانند، معرفی کنند. اما با توجه به شکست عینی و عملی این تفکر در شکل نظریه‌ی ولایت فقیه، نظام سعی کرده است تا بر هر قرائت دیگری از اسلام که با برداشت اسلام سیاسی در تضاد و تناقض باشد و دین و ایمان را امری فردی و شخصی نمایش دهد، ستیز کند چون در حقیقت با شکست خود، این نگاه را پیروز ماجرا خواهد دید و این چیزی نیست که مورد قبول نظام باشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,