Saturday, 18 July 2015
27 November 2020
دایره‌ی شکسته

«حق بیان»

2013 July 18

مهشب ­تاجیک / رادیو کوچه

در چهاردهمین کنگره­ی سکسولوژی که در آگوست سال ۱۹۹۹ در کشور هنگ­کنگ برگزار شد، در مورد جنسیت، ساختار جنسیت، حقوق جنسی و حقوق جهانی بشر بیانیه­ای منتشر شد که مفاد آن را در این برنامه با هم مرور می­کنیم. در ابتدا جنسیت به عنوان یکی از اجزا اساسی شخصیت هر بشری اعلام می­شود که لازمه­ی رشد همه جانبه­ی آن، پاسخگویی به نیازهای بنیادی بشر، همچون میل به ارتباط، نزدیکی، صمیمیت، ابراز احساسات، لذت، مهربانی و عشق می­باشد. اما این مسئله که تنها در کلام و فرم­ها از آن بحث می­شود و این­که به چه میزان این توانایی به وجود بیاید که آن­را به خصوصیات و مرزهای انسانی نزدیک نمود، خود مسئله­ی دیگری است که می­تواند مورد بحث­های مجزا قرار بگیرد. ساختار جنسیت از طریق مراوده­ی بین فرد و ساختارهای اجتماعی قوام می­یابد.­

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

  رشد همه جانبه­ی جنسیت برای تندرستی فرد، رابطه­اش با دیگران و جامعه، حیاتی است. حقوق جنسی، حقوق جهان بشری است که بر بنیان آزادی ذاتی­شان و سربلندی ذاتی و برابری ذاتی برای همه افراد بشر، استوار است. از آن­جا که سلامتی حق بنیادی بشر است، پس سلامتی جنسی هم باید حق بنیادی بشر محسوب شود. برای اطمینان از رشد تندرستی و سلامت جنسی بشر و جوامع، حقوق جنسی بایستی در همه­ی جوامع به رسمیت شناخته شده و با تمام وسایل مورد تبلیغ و ترویج، احترام و دفاع و حمایت قرار گیرند. تندرستی و سلامتی جنسی زاده­ی محیطی است که، همه­ی این حقوق جنسی را به رسمیت شناخته، مورد احترام قرار داده و بدان­ها عمل می­کنند. در ادامه بندهای این بیانیه به ترتیب خواهد آمد.

 ax 1

بند اول: حق آزدای جنسی. آزادی جنسی شامل امکان و فرصت برای افراد جهت بیان کامل توانایی جنسی­شان می­باشد. اما این امکان، اجبار، بهره­کشی، تجاوز و سواستفاده­ی جنسی را در بر نمی­گیرد.

بند دوم: حق خودمختاری جنسی، اعتماد جنسی و امنیت فرد است. این حق شامل توان تصمیم­گیری­های مستقلانه درباره­ی زندگی جنسی فرد در چارچوب اخلاق فردی و اجتماعی می­باشد. این اصل همچنین شامل کنترل و لذت از بدن خود، فارغ از شکنجه، قطع عضو و خشونت می­باشد.

بند سوم: حق خلوت جنسی که شامل حق تصمیمات شخصی و رفتارهای فرد در صمیمیت و نزدیکی، تا جایی که وارد حریم حقوق جنسی دیگران نشود، می­باشد.

بند چهارم: حق برابری جنسی. این حق به فارغ بودن از همه انواع تبعیضات، بدون توجه به جنس، (جنسیت فرهنگی(، جندر (گرایش جنسی)، سن، نژاد، طبقه اجتماعی، مذهب، و معلولیت فیزیکی یا روانی، دلالت دارد.

بند پنجم: حق لذت جنسی  است. لذت جنسی، از جمله خودکامی  (Autoeroticism)که منبعی است برای تندرستی فیزیکی، روانی، معنوی و روحی.

بند ششم: حق بیان احساس جنسی. بیان احساس جنسی فراتر از لذت کامروایانه یا عمل جنسی است. افراد حق دارند جنسیت خود را از راه ارتباط، لمس، عاطفه و عشق بیان کنند.

بند هفتم: حق انتخاب آزاد شریک جنسی. این حق یعنی امکان ازدواج کردن یا نکردن، حق جدا شدن، و برقراری دیگر انواع روابط جنسی مسوولانه.

بند هشتم: حق انتخاب آزادنه و مسوولانه در امور تولید مثل. این حق شامل تصمیم­گیری درباره­ی داشتن یا نداشتن فرزند، تعداد فرزندان، فواصل سنی بین آن­ها و حق دسترسی کامل به تمام امکانات باروری و مقررات مربوط به آن می­باشد.

بند نهم: حق دسترسی به دانش و اطلاعات جنسی کسب شده از طریق بررسی­های علمی.  این بدان معنا است که دانش و اطلاعات جنسی بایستی از طریق پروسه­ی بدون مانع و به طورعینی بر اساس تحقیقات اخلاقی علمی به دست آمده و به روش­های اصولی در همه لایه­های جامعه منتشر شوند.

بند دهم: حق آموزش جنسی کامل و جامع. این یک پروسه­ی مادام العمر، از تولد تا تمام مراحل زندگی بوده و باید همه­ی موسسات اجتماعی را در برگیرد.

بند یازدهم: حق بهداشت جنسی. بهداشت جنسی باید جهت پیشگیری و درمان همه انواع نگرانی­های جنسی، مشکلات و اختلالات، در دسترس باشد.

 ax 2

 تمام موارد ذکر شده حقوق جنسی، حقوق بنیادی و جهانشمول بشر هستند. این بیانیه به طور حتم برای آگاهی بیشتر و بیداری بسیاری از افراد از حقوق اولیه و بدیهی نوع بشر است. حقوقی که بسیاری از آن­ها به راحتی نادیده گرفته می­شوند و افراد زیادی سالانه جان و مال و زندگی خود را بر اساس تعصبات کورکورانه­ای که چارچوب­های عرفی و مذهبی تعریف نموده­اند از دست می­دهند. افراد بسیاری با تمام نیازها و گرایشات خود پنهانی زندگی می­کنند و یا اگر نتوانند مورد ظلم و تعدی جامعه­ی ستیزنده­ی خود قرار می­گیرند. در بسیاری از موارد راه­حلی برای ادامه پیدا نمی­کنند و روبه اتمام می­روند. واقعیت این است که یک جامعه از جز­ء­های مختلف و گونه­گون تشکیل شده است که نیازهای متفاوتی دارند. نادیده گرفتن نیازهای بخش­های مختلف و مخالف یک جامعه حتا در مواجهه با اکثریت در واقع به حاشیه­راندن بخشی از همان جامعه است. این­کار ابتدایی­ترین ضررش متوجه کلیت جامعه می­شود، زیرا هرگز در هیچ کشوری پایه­های عدالت با نادیده گرفتن هیچ گروهی گذارده نمی­شود. نیازهای تمامی افراد در چارچوب­های انسانی باید پاسخ داشته باشد تا بتوان روی آن جامعه و زیست انسانی در آن حساب باز نمود.

منبع:  مجله جنسیت و جامعه

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,