Saturday, 18 July 2015
26 January 2021
بررسی نگاه روان‌شناختی جامعه ایرانی

«بدترین خصلت ایرانی‌ها از نظر من»

2013 July 22

شهروز فرهمند / رادیو کوچه

در صورتی که مقاله های قبلی را مطالعه نکرده اید، می توانید از اینجا آغاز کنید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

سوال این تحقیق: بدترین خصلت ایرانی‌ها از نظر من…

جمعیت مورد آزمایش: 90823 نفر

رای

%

بدترین خصلت ایرانی ها از نظر من…

سوال

21885

24.10

دروغ گفتن

پاسخ 1

14004

15.42

عدم احترام به عقاید شخصی

پاسخ 2

9418

10.37

تظاهر به دینداری

پاسخ 3

8436

9.29

غیبت کردن

پاسخ 4

7931

8.73

دورویی

پاسخ 5

4840

5.33

دخالت و فضولی

پاسخ 6

4835

5.32

فرهنگ ضعیف

پاسخ 7

4552

5.01

تعارفات بیهوده

پاسخ 8

4465

4.92

پر مدعا بودن

پاسخ 9

3115

3.43

همه بدند و ما خوب!

پاسخ 10

2647

2.91

متحد نبودن

پاسخ 11

1922

2.12

انتقاد ناپذیری

پاسخ 12

1419

1.56

سایر

پاسخ 13

1354

1.49

راحت طلبی و تنبلی

پاسخ 14

90823

-%100

هر چند که فلاسفه و بزرگان علوم روانشناسی از ارسطو و سقراط گرفته تا نیچه و دکارت، تعاریفی را در باب اخلاق و رفتارهای هنجار آورده اند اما همه ما می دانیم که تعریف «اخلاق» تعریفی وابسته و کاملن تحت تاثیر اجتماع است. بسیاری از رفتارها و اخلاقیات خاص در جامعه ای ناپسند اطلاق می گردد که در جامعه ای دیگر عملی نیکو و گاهی اجباری! ست. با این وجود برخی از صفات اخلاقی هستند که تقریبن تمامی جوامع نظر همسو نسبت به آنها دارند مانند دورغگویی، تنبلی، دورویی.

در این تحقیق برخلاف تحقیق های گذشته بیش از 10 گزینه پاسخ گویی دارد، چرا که گزینه های اضافه شده توسط جمعیت مورد آزمایش، گزینه های قابل تامل بود و درصد رای آنقدر بالا بود که نمی توانستیم جمع آنها را در گزینه «سایر» بیاوریم، هر چند که گزینه سایر هم در این پاسخ ها آمده است.

با توجه به اینکه بحث در زمینه هر یک از این موارد مفصل و گاهی طولانی است، این تحقیق را در دو بخش ارائه خواهیم کرد.

untitled

تفاسیر پاسخ ها به ترتیب اولویت به شرح زیر است:

بررسی علل و عوامل دروغگویی:

بر اساس نظریه ها و تعاریف مختلف صاحب نظران 5 عامل اصلی دروغگویی عبارتند از:  ترس، احساس حقارت، حسادت و تلقین پذیری و  الگوگیری.

و همانطور که واضح است هر یک از این عوامل، فاکتورهای منفی و در بسیاری از موارد اکتسابی است و منبع اکتساب نیز در ابتدا خانواده و سپس جامعه است.

با توجه به اینکه حدود یک چهارم از جمعیت مورد آزمایش «دروغگویی» را به عنوان اولین گزینه انتخاب کرده اند، بنابراین فاکتورهای عامل پر رنگتر و با اهمیت تر خواهند بود، هر چند که این فاکتورها در برخی از گزینه های دیگر نیز مشترک است مانند تظاهر به دینداری و پر مدعا بودن.

از آنجا که «ترس» اصلی ترین عامل دروغگویی و بسیاری از موارد عنوان شده در پاسخهای جمعیت مورد آزمایش است، ریشه یابی آن می تواند کمک بزرگی به یافتن راه حل آن بنماید. با توجه به نتایج تحقیقات گذشته و نیازهای عنوان شده، اولین ریشه ترس می تواند در مشکلات مالی و پول دیده شود. جایی که بنا به آمار بیش از 90% جامعه با آن دست و پنجه نرم می کنند و در تلاشند که بتوانند امورات خود را بگذرانند.

زمانی که اقتصاد جامعه بیمار است و پول به میزان متعادل (نه برابر) بین افراد جامعه و با توجه به تخصص و تلاش و توانشان تقسیم نمی گردد بلکه فقط روابط و سرمایه است که می تواند پول ساز باشد، اولین ترس این جامعه ترس از گرسنگی، فقر و عدم توان مالی کافی برای گذران زندگی است

زمانی که اقتصاد جامعه بیمار است و پول به میزان متعادل (نه برابر) بین افراد جامعه و با توجه به تخصص و تلاش و توانشان تقسیم نمی گردد بلکه فقط روابط و سرمایه است که می تواند پول ساز باشد، اولین ترس این جامعه ترس از گرسنگی، فقر و عدم توان مالی کافی برای گذران زندگی است. و پر واضح است که اقتصاد بیمار نتیجه سیاستگذاری های غلط و پر اشتباه دولت بوده که جامعه ای به نسبت متعادل را در طول 30 سال به جایی رسانده که اولین خصلت بدشان دروغ گویی ناشی از ترس است.

البته این گزینه در صدر جدول ما را به یاد دعای مشهور کورش کبیر می اندازد: «اهورا مزدا، این سرزمین را،از کینه، از دشمن، از دروغ و از خشکسالی حفظ کند.» این دعا نکته ای را در لفافه بیان می دارد که گویا 2500 سال پیش هم ایرانیان با این خصلت آشنا بوده اند!

حسادت نیز از همین دسته محسوب می شود، چرا که با بی شمار خواسته های بدست نیامده توسط اکثریت جامعه، این حس تقویت شده و باعث بوجود آمدن روشهایی می شود که شخص را به آرزوهایش برساند، هر چند که این راهها «اخلاقی» نباشند، بنابراین شخص مجبور به دروغگویی می گردد.

و زمانی که فرهنگ سازی دارا و فقیر، در هیچ سطحی از دوران دبستان گرفته تا محل کار به شکل صحیحی انجام نمی پذیرد، بحث حقارت مطرح می شود و سوال همیشگی که می گوید: چرا او دارد و من ندارم؟ این سوال هر دو سطح حقارت و حسادت را به طور کامل پوشش می دهد.

تلقین پذیری در میان 90% جامعه امری اجتناب ناپذیر است، چرا که همگان به همان طریقی فکر می کنند که آن شخص نیز! و این تلقین ها، الگوهایی می شود که از پدر و مادر به فرزندان انتقال می یابد و با گذشت 2-3 نسل به رفتارهایی در ضمیر ناخودآگاه بدل می شوند که تغییر آنها در سطوح بزرگ نظیر جامعه، بسیار بسیار مشکل است.

عدم احترام به عقاید شخصی:

آیا تا کنون جامعه ای پیدا شده که عقاید و نظرات و جنبه های فکری کاملن یکسانی داشته باشند؟ حتی اگر این جامعه را یک خانواده کوچک بپنداریم که متشکل از 2 نفر است باز هم در پاره ای از مسائله اختلاف نظرهایی وجود خواهد داشت. به یقین، هیچ جامعه ای پیدا نمی شود که افرادش 100% هم عقیده و هم فکر باشند.

اینجاست که بحث تعامل اجتماعی بوجود می آید.

اینجاست که تعامل اجتماعی بحث احترام متقابل را پیش می کشد، زیرا در اجتماع تنها راه تعامل با دیگران احترام گذاشتن به فکر و عقیده آنهاست.

اما متاسفانه در ایران این گزینه در بسیاری از موارد نادیده گرفته می شود، از سطوح بسیار کوچک ولی مهم خانواده برای نوع پوشش و دکوراسیون و … گرفته تا سطح بزرگ جامعه و اعتقادات شخصی نظیر دین و آیین و مذهب. بیش از 15% از جمعیت مورد آزمایش در اولین انتخاب خود این گزینه را بدترین خصلت ما ایرانی ها دانستند.

بد نیست که نکته ای بسیار مهم را یادآور شویم که هر چند در سطح بزرگی مثل جامعه و در این مورد بخصوص که در زمینه رفتارهای شخصی صحبت می کنیم، می توانیم به طور مستقیم یا غیر مستقیم همه تقصیر ها را به گردن «دولت» بیاندازیم اما نباید فراموش کنیم که این دولت از همین مردم است، یا لااقل از بخشی از این مردم است، بنابراین ریشه این مشکلات در سطوح پایینتری نظیر شهر، شهرستان و خانواده باید در نظر گرفته شود.

تظاهر به دینداری:

مشکل بزرگی که در این چند سال اخیر شدت و حدت زیادی داشته و یکی از عواملی است که افراد را کمی بیشتر به خواسته هایشان نزدیک می کند. البته این گزینه یکی از زیر شاخه های اصلی دروغگویی است اما با توجه به حساسیت جامعه نسبت به این زمینه با بیش از 10% آرا در رتبه سوم پاسخها قرار گرفته است.

البته تظاهر به دینداری فقط در مباحث دینی و آیینی مطرح نمی گردد. یکی دیگر از جنبه های این مورد که بسیار آزار دهنده و آسیب رسان است، اطاعت کورکورانه و بدون تحقیق و دانشی است که این گونه افراد انجام می دهند و برای راحتی خود همه اتفاقات و مسائل را منوط به خواست خداوند می کنند و پای خود را کنار می کشند. کاریکاتوری دیدم که در آن، پسری از پدرش پرسیده بود: «چرا آسمان، آبی است؟» و پدر بی دین با دلایل علمی، آن را توضیح داده بود؛ اما پدر دیندار فقط گفته بود: «چون خدا این‌گونه خواسته است».

هر دو جنبه این خصلت آسیب رسانی بسیار وحشتناکی برای جامعه به ارمغان می آورد، چه شخص بخواهد از دینداری خود استفاده ابزاری کند و چه بخواهد با تکیه بر دین، تمامی مسئولیتهای خود را کنار گذارده و چشم بسته اطاعت کند.

غیبت کردن:

به طور خلاصه، غیبت کردن یعنی بازگو کردن عیب یا نقص کسی برای فردی دیگر. از همین تعریف ساده بر می آید که چرا برخی چنین کاری را انجام می دهند.

حسادت اولین دلیل است، چون فرد غیبت کننده در مورد یا مواردی آن فرد را برتر از خود می بیند و از طرفی نیز توان تقویت و بهبود خویش را ندارد، بنابراین با غیبت کردن سعی برتخریب وی می کند.

عدم وجود شجاعت کافی نیز از عوامل غیبت کردن است، چرا که اگر شخص شجاعت و شهامت کافی داشت، مشکل یا عیب شخص را به خودش گوش زد می کرد نه برای دیگران و در بیشتر موارد برای کسب امتیاز!

به هر صورت حدود 10% از مردم با این مسئله مشکل اساسی دارند و غیبت کردن را بدترین خصلت ما ایرانی ها می دانند.

ادامه دارد…

تحقیق اول: موارد ضروری برای گذران این روزها!

تحقیق دوم: احساس ایرانی ها نسبت به پلیس

تحقیق سوم: بهترین تفریح از نظر ایرانی ها

تحقیق چهارم: به نظر شما چند درصد مشکلات باپول حل می شود؟

تحقیق پنجم: چقدر از وقتتان را صرف دیدن تلویزیون ملی ایران می‌کنید؟

تحقیق ششم: آیا زود عصبانی می شوید؟

تحقیق هفتم: چه رنگی را دوست دارید؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,