Saturday, 18 July 2015
26 January 2021
بررسی نگاه روان‌شناختی جامعه ایرانی

«بدترین خصلت ایرانی‌ها از نظر من-بخش دوم»

2013 July 29

شهروز فرهمند / رادیو کوچه

در صورتی که مقاله های قبلی را مطالعه نکرده اید، می توانید ازاینجا آغاز کنید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

تحقیق اول: موارد ضروری برای گذران این روزها!

تحقیق دوم: احساس ایرانی ها نسبت به پلیس

تحقیق سوم: بهترین تفریح از نظر ایرانی ها

تحقیق چهارم: به نظر شما چند درصد مشکلات با پول حل می‌شود؟

تحقیق پنجم: چقدر از وقتتان را صرف دیدن تلویزیون ملی ایران می‌کنید؟

تحقیق ششم: آیا زود عصبانی می شوید؟

تحقیق هفتم: چه رنگی را دوست دارید؟

تحقیق هشتم: بدترین خصلت ایرانی ها از نظر من… بخش اول

 

سوال این تحقیق:بدترین خصلت ایرانی ها از نظر من…

جمعیت مورد آزمایش: 90823 نفر

رای

%

بدترین خصلت ایرانی ها از نظر من…

سوال

21885

24.10

دروغ گفتن

پاسخ 1

14004

15.42

عدم احترام به عقاید شخصی

پاسخ 2

9418

10.37

تظاهر به دینداری

پاسخ 3

8436

9.29

غیبت کردن

پاسخ 4

7931

8.73

دورویی

پاسخ 5

4840

5.33

دخالت و فضولی

پاسخ 6

4835

5.32

فرهنگ ضعیف

پاسخ 7

4552

5.01

تعارفات بیهوده

پاسخ 8

4465

4.92

پر مدعا بودن

پاسخ 9

3115

3.43

همه بدند و ما خوب!

پاسخ 10

2647

2.91

متحد نبودن

پاسخ 11

1922

2.12

انتقاد ناپذیری

پاسخ 12

1419

1.56

سایر

پاسخ 13

1354

1.49

راحت طلبی و تنبلی

پاسخ 14

90823

100

در بخش اول این تحقیق درباره عوامل و دلایل دروغگویی صحبت کردیم و پنج دلیل اصلی دروغگویی از دیدگاه روانشناسان را بررسی کردیم. و نیز یادآور شدیم که گویا کورش کبیر هم با این خصلت ناپسند در زمان خود دسته پنجه نرم می کرده است و از این رو در دعای مشهور خویش، خواستار دوری جستن از دروغ در جامعه شده است.

untitled

همچنین به توضیح مختصری درباره عدم احترام به عقاید شخصی و احترام متقابل پرداختیم و به نقش مهم و اساسی مردم در این زمینه اشاره کردیم چرا که این مردمند که بدنه دولت و ساختار حکومتی را ساخته و از آن توقعات کم و زیاد دارند.

در تحلیل بعدی، گزینه تظاهر به دینداری را عنوان کردیم که خود در دو شاخه سوء استفاده یا استفاده ابزاری از دین و دیگری دنباله روی کورکورانه از آن بود.

و در آخر به خصلت بد غیبت کردن رسیدیم و دلایل بروز آن که اولینش حسادت بود را بررسی کردیم.

در این بخش، سایر گزینه ها را مورد تحلیل و بررسی قرار خواهیم داد.

دورویی

در یک تعریف ساده، دو رویی را می توان به این شکل عنوان نمود که شخص رفتار و گفتاری را در جمع یا در حضور شخصی از خود نشان می دهد که در واقع به این گونه نیست. بنابراین، دو رویی را می توان شاخه دیگری از دروغگویی دانست و دلیل وجود این خصلت را نیز همانند دروغگویی، بر پایه ترس بنیان نهاد. گرفتن امتیاز از طرف مقابل از هر جنبه بدون داشتن فاکتورهای لازم برای کسب آن امتیاز را تعریف دیگری از دو رویی می دانیم، حال این امتیاز می تواند مالی، جنسی و یا احساسی باشد.

عدم آموزش صحیح بدست آوردن ثروت مالی، معنوی و احساسی، گاه شخص را به سمتی می کشد که سریع تر و کم هزینه تر به خواسته هایش برسد و دروغ گویی تنها راه موجود است که در بسیاری از موارد و به دلیل ساختار بیمار یک جامعه به نتیجه خواهد رسید

نکته بسیار جالب توجه آن است که به طور قطع این «دو رو»، یک  روی خوب و یک روی بد دارد و از لحاظ منطقی شخص دو رو، طرف خوب و زیبای سکه را نشان شخص یا اشخاص می دهد و در روی دوم طرف نازیبا را عیان می کند. از همین گزاره می توان استنتاج کرد که این شخص توان خوب بودن و زیبا بودن را داراست حتی اگر «فیلم بازی کند»! پس چرا روی سیاه سکه را برای خود و گذران عمرش انتخاب کرده است؟

پاسخ بسیار ساده است. عدم آموزش صحیح بدست آوردن ثروت مالی، معنوی و احساسی، گاه شخص را به سمتی می کشد که سریعتر و کم هزینه تر به خواسته هایش برسد و دروغگویی تنها راه موجود است که در بسیاری از موارد و به دلیل ساختار بیمار یک جامعه به نتیجه خواهد رسید. اگر این جامعه از بنیان با چنین خصیصه هایی مبارزه می کرد افراد دو رو و دروغگو جایی برای خودنمایی نداشتند. نزدیک به 9% از مردم جامعه این خصلت را بدترین خصلت ما ایرانی ها می دانند.

دخالت و فضولی

مشهورست که ما ایرانی ها همه فن حریفیم. یکی از جنبه های منفی این خصلت به ظاهر خوب این است که به خود اجازه می دهیم تا در هر زمینه ای و به خصوص در زندگی دیگران اجازه دخالت و فضولی را به خودمان بدهیم و گه گاه سرکی بکشیم و نظریاتی را نیز در باب بهبود ماجرا ارائه کنیم!!

اما علاوه بر مقوله دخالت، ریشه یابی فضولی به حسادت بر می گردد. شخص فضول می خواهد بداند که در فلان جا و در زندگی فلان شخص چه می گذرد تا بتواند خودش را با وی مقایسه و امتیازهای لازم اما واهی را بگیرد.

در جوامع پیشرفته، افراد در مشاغل مختلف تنها یک تخصص دارند و بر روی آن نیز تا آخر عمرشان وقت می گذارند و کار می کنند و البته مشکلی هم برای امرار معاش ندارند و امنیت مالی و شغلی لازم را دارا هستند.

اما در ایران به این شکل نیست. در بسیاری از شرکتها و ادارات در صورتی که شخص از چندین تخصص و انواع گوناگون مدارک علمی و عملی بهره مند نباشد جایی برای استخدام ندارد. این خود ریشه یکی از همین مشکلات است. ایرانی مجبور است برای امرار معاش دست به هر کاری بزند و به طور یقین بخشی از آن تخصص را فرا می گیرد اما عمقی ندارد، ولی به مرور به خودش اجازه کارشناسی و نظریه پردازی داده و دخالت کردن از همینجا آغاز می شود و به سادگی هر چه تمام تر به سطح زندگی شخص و فامیلی کشیده شده و در جامعه گسترش می یابد.

اینجاست که مبحث مدرک گرایی و همه فن حریف بودن در یک کشور چنگی به دل نمی زند و بلکه مشکل ساز نیز می گردد. مشکلی که تیغه تبرش رو به ریشه فرهنگ یک جامعه است. حدود 5.5% از جامعه این خصلت را بدترین خصلت ما ایرانی ها می دانند.

فرهنگ ضعیف

این گزینه نیز از گزینه های ست که توسط جمعیت مورد آزمایش اضافه شده است، و از این رو تعریف صحیح و علمی نمی توان برای آن آورد چرا که واحد سنجشی برای فرهنگ وجود ندارد که قوی یا ضعیف بودن آن را نشان دهد. اما تمامی مواردی که در این تحقیق عنوان شده از جنبه های منفی یک فرهنگ است که سطح آن را به پایین تر از سطح نرمال یک جامعه موفق و در حال پیشرفت می کشاند. برای این منظور مطالعه این مقاله به شنوندگان و خوانندگان عزیز توصیه می شود:

«فرهنگ خوب ،فرهنگ بد یا بی‌فرهنگی»

تعارفات بیهوده

و امان از این تعارفات بیهوده و نابجا. به نظر می آید داستانکی این مورد را به وضوح برای ما باز نماید.

دوستی داشتم که برای سفری کاری مدتی را در ایران گذرانده بود. از آنجا که وی در کشور خودش (آلمان) نیز ایرانیان زیادی را دیده بود، می توانست قضاوت نسبی نسبت به رفتار و فرهنگ ایرانی ها برای خودش داشته باشد. نکته ای که وی را وحشت زده کرده بود، رانندگی ما ایرانی ها بود و وی بسیار متعجب بود که چرا ما ایرانی هایی که اینقدر مودب و متین هستیم به طوری که حتی در سوار شدن به آسانسور تعارف و تعلل می کنیم! در هنگام رانندگی کوچکترین احترامی به حقوق یک دیگر نمی گذاریم و یک بار هم که شده از «آن تعارفات آسانسوری» به هم نمی کنیم.

این دوست می‌گفت که ای کاش به جای این همه تعارفات (دروغ) فقط به حقوق واقعی افراد در جامعه احترام می گذاشتید

استنباط جالب این دوست از این واقعه این بود که افراد جامعه علاوه بر اینکه همیشه نگران و مضطرب هستند (که دیر نرسند‍!)، به نحوی می خواهند حقوق نادیده گرفته شده شان از طرف دولت و جامعه را به این طریق جبران کنند و لا اقل در این زمینه پیش باشند. علاوه بر این، خودنمایی در یکی از توانایی ها و استعدادهای شخصی یعنی رانندگی نیز از جمله دلایل بی رحمی ما ایرانی ها هنگام رانندگی ست.

این دوست می گفت که ای کاش به جای این همه تعارفات (دروغ) فقط به حقوق واقعی افراد در جامعه احترام می گذاشتید!

و ما خود می دانیم که تقریبن همه تعارفات ما بیهوده و در بیشتر مواقع خلاف واقع (دروغ) است. این که قصد احترام گذاردن به طرف مقابل را داریم، مقوله است که با رعایت حقوق انسانی به سادگی به دست می آید و نیازی به تعارفات و دروغ پردازی نداریم.

زمانی که فردی یک وسیله نقلیه نو خریداری کرده و می گوییم: مبارکه.. خیلی قشنگه… وی می گوید: قابلی نداره!!

آیا واقعن قابلی ندارد؟؟!

پر مدعا بودن

این هم یکی از گزینه های مطروحه از طرف جامعه مورد آزمایش است که نا مرتبط به دخالت و فضولی نیست. جامعه ایرانی به دلایل گوناگون که یکی از آنها را مطرح کردیم، از دانش سطحی در بسیاری از زمینه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی برخوردار است، اما تاکید می کنیم که این دانش در حد خواندن اخبار و شنیده های موثق و ناموثق است و بسیار کم عمق. اما به مرور زمینه پر مدعایی و «علامه دهر» بودن را در برخی مشتبه می سازد. به یاد آن مثل زیبا و قدیمی که می گوید: «درخت هر چه پر بارتر، سر به زیر تر (افتاده تر)»

فرهنگ سازی در زمینه های مختلف وظیفه دولت است و یکی از این ساختارهای فرهنگی، حذف رویکرد مدرک گرایی و بنیان گزاری شایسته سالاری است. به صرف گرفتن مدرک دانشگاهی و یا هر نوع دیگری، شخص توانایی انجام کار را نخواهد داشت، بلکه این تجربه و توان فردی شخص است که متضمن انجام امور خواهد بود. حدود 5% از جمعیت مورد آزمایش این گزینه را در رده نخست انتخاب کرده اند.

سایر گزینه ها

گزینه های دیگری نیز که در زمره پاسخهای انتخابی بودند به نحوی در پاسخ هایی با رای بالاتر جای می گیرند. به طور مثال گزینه «همه‌ بدند  وما خوب!» زیر شاخه ای از «پرمدعا بودن» است که حدود 3.5% از آرا را به خود اختصاص داده.

گزینه متحدنبودن و انتقادناپذیریکه انتظار می رفت در رده های نخست جدول قرار بگیرند اما چنین نشد و نظر جمعیت مورد آزمایش خلاف انتظار ما بود و در آخر راحت‌طلبی‌ و تنبلی که گویا هنوز چندان هم در جامعه ایرانی به چشم نمی آید.

 

در یک جمع بندی کلی، این تحقیق می تواند ریشه ها و سرمنشا مشکلات فرهنگی جامعه ایرانی را نمایان سازد و تنها راه حل را نیز به ما نشان می دهد و آن این است که فقط خود مردمند که می توانند قدمی برای حل این مشکلات و زخمهای عمیق جامعه بردارند و این امر میسر نمی شود مگر با همکاری دولت و عزم جزم مردم.

«همت بلند دار که مردان روزگار               از همت بلند به جایی رسیده‌اند»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,